کل کل دختر پسرها (کل کل تو ایران)

جنگ جهانی سوم بین دخترها و پسرها
کلی کلی بی محتوای کل کل

اسلام العلیک یا اهل کل کل

خوبین؟

نبودیم خوش گذروندین؟

پشت سرم حرف زدین؟

اصلا بود و نبودمو حس کردین؟

ای خدااااا

بی خی

بچه ها، از همتون خواهش دارم دیگه از این سایت شکلک نگیرین و تو وب نذارین، چون تو قالب وبلاگ مشکل ایجاد می کنه

http://www.millan.net

راستی بچه ها، قالب خوب شد؟ اگه بده عوضش کنم

 

توجه                                                                                                                      توجه

از این به بعد اسم کلر های حرفه ای که توسط بچه ها انتخاب میشن به مدت یه هفته تو وبلاگ به پرواز در میاد، پس تا می تونید کل کل کنید تا اسمتون به مدت یک هفته تو وبلاگ پرواز کنه

 

کل کل:

شیوا جان، چطوری؟

شرمنده دیگه قسمت نشد همون موقع ها حال و احوالتو بگیرم، دیگه اسباب کشی پشت اسباب کشی و بعدش یه دوره نقاهتو(درسته؟) دیگه همین شد که دیر به خدمتتون برسیم

یه چند روزی هم مهمون داشتیم پسر عمه ی سیریشم اومده بود خونمون، بست کرده بود پشت کامی و هی زرت زرت بازی می کرد، اعصابم خورد شده بود

خوب این از توجیه نامه

وااای واای تو چقدر منو شرمنده کردی

واقعا تو چرا انقدر به فکر منی؟(نکنه خبریه؟)

من ضایع مادرزادم؟ چی میگی؟ کی بود تا دیروز پرچم ضایعگی دستش بود؟   کی بود تا دیروز تابلویه وبلاگ بود؟ کی بود تا دیروز هی مثل مرغ پر(سر) کنده هی بالا پایین می پرید و می گفت منم بازی، منم بازی

حالا که راهت دادیم تو کل کل واسه ما دم در آوردی و ننگ و نشون بهمون می بندی؟

تو واقعا چرا انقدر نگران منی؟ بابا منو ضایع کن( ضایع مادر زاد هم ضایع میشه، همون قانون نسبیت)

البته می دونم مخت به نسبیت نمیکشه، چه عام، چه خاص
مثالو بی خی، تر زدی حالا اومدی درستش کنی؟

من چه گلی به جامعه ی بشریت زدم؟

هیچی، اما تو گلی نزدی که هیچ، یه گلی هم کندی

من نگران نیستم که کسی ضایعم کنه، چون کسی نمی تونه ضایعم کنه، از این لحاظ مطمئنم

من حقیقت رو قبول دارم، حتی با تلخیش

اما تو بر می داری یه کیلو شکر(دروغ) قاطیش می کنی و به مردم قالب می کنی

ای بابا، حالا که قبول کردی زیر بال و پر من کل کل می کنی دیگه چرا انقدر کولی بازی در میاری و من و خراب می کنی؟

اصلا با حرفت موافق نیستم، رویا با آرزو فرق داره، اما رویا هم بدست آوردنیه، اما سخت تره، مثلا رویای انسان پرواز بود، دیدی که بهش رسید

به چیز های غیر ممکن می گن توهم، نمیگن رویا

استاد شدنه من که رویا نیست، عین حقیقته، دارم حسش می کنم، تو همه چیز رو از سوراخ موش خودت می بینی

آره، بهتر که شاگردام مردن، چون بخاطر هوا نفسشون می خواستن بیان شاگرده تو بشن، مردن و منو از ننگ شاگرد بد خلاص کردن

من شاگرد تو بودم؟ ببین یه نگاه به تاریخ عضویت منو و خودت( تو تاریخچه کل کل) بندازی می فهمی که شاگرد کیه و استاد کیه

واسه شاخ و شونه کشیدن دنبال درخت و شونه نرد

هر کی واسه ما شاخ شد حتی موهاشم شونه نکرد

بابا عاشق شدن که گناه نداره، بیا راز دلتو بگو و خودتو خلاص کن

خیلی ها بخاطر عشقشون تو روی خونوادشون وایسادن(البته کار اشتباهی کردن) تو هم بایست، تا آخین خونه قطره ی بدنت( تکلیف شبته، درستشو بنویس)

آفرین دختر خوب، کار خوبی می کن

اما حرف فایده نداره

موقع عمل معلوم میشه که ....

همیشه اول به چشم برادریه، اما بعد یهو نگاهها عوض میشه(تجربه ی شخصیه خودمه ها، حرف نیست)

آخ آخ، اصلا حواسم نبود، باید این بحث رو تموم می کردیم، حال ندارم پاکش کنم(یعنی دلم نمیاد)

ببین درسته معنیه دین و آیین رو میده، اما معنی های دیگه هم میده، به معنیه قوم و گروه هم هست

سوراخ ها موجود بعد مدتی بسته میشه، ما انسان ها بدنمون قابلیت ترمیم داره

من از واکسن می ترسیدم، اما به زور بهم زدن، درد داشت( خیلی بد بود)

روراستی؟ تو؟ تو روده راستی، روده هات راسته

ما تو باشگاه حرصمونو از زندگی خالی می کنیم، شماها که در مقابل عذاب زندگی هیچم نیستین

دیگه همین بود

انشاالله دفعه ی بعد با شعر می کلم

اما کلتو تو شر خوابوندم(فکر کنم) تا تو باشی واسه من شاعر بازی در نیاری

 

خوب بسه

خارج کل: اینم به زور نوشتم، اصلا حس کل ندارم، شرمنده

 

صدف، عزیز برادر، مسافرت یه هفته، دو هفته، چند هفته؟ یکی بگه صدف کجا رفته؟ دیگه خلاصه حوصله ام سر رفته، میای می بینی اسمت از وبلاگ در رفته

صدف به ملکوت بلاگفا پیوست

 

باران هم که خدا خیرش بده رفته مرخصی، منم سوءاستفاده می کنم و جوابشو نمیدم

 

سایه دنبال کل کلات گشتم، ولی چیزی پیدا نکردم

سوسن به کیا گفت بی معرفت؟

خودش بی معرفته اونوقت میاد به ماها میگه بی معرفت؟

سایه تو هم یه جوری کل کلو باز کن بذار در این وبلاگ تخته نشه، هم اکنون به کل کل شما نیازمندیم

آهان دیدمش، از ترس من ریز نوشته بودیش تا پیداش نکنم

شما از کی تا حالا افتادی تو کار آمار؟ اگه با کمی تا قسمتی وجدان نگاه کنیم می بینیم که تو تاریخ(کل کل) در صد سوژگی دخترا به مراتب و مراحل بالاتر از پسرا بوده

باور نمی کنی؟

نکن به درک

بچه جون فضولی کار بدیه ها

دیگه این کار هارو نکن

باشه؟ اوف میشی

من از مکانیک زیاد سر در نمیارم، نیست تا حالا ماشین زیر دستم نبوده، زیاد بلد نیستم

اما مشکل کامپیوتری اگه بخوای تا دلت بخواد بلدم بهت نسبت بدم، مثلا:

برو رمتو(RAM) دفراگ کن(Defragment) کن، فکر کنم نیاز به رکاوری(recovery) داره

 

غزلم که باز مرخصیه( خدا چقدر منو دوست داره)

غزل جان، کد چت رومو نمیشه تو بلاگفا گذاشت، قبول نمی کنه

 

ارغوان جان، عنوان خیلی مهمه، می دونی چرا؟ نه؟ منم نمی دونم، فقط می دونم که خیلی مهمه

اون داستان رو چم حتما می نویسم و میذارم

من از نظر عقلی بالغ نیستم، درسته، یه چیزی مافوقه بالغم، پخته، انقدر پخته جزغاله شده

بیا کل کل کن، وگرنه ( بییییب بییییب) سانسور شد

کل کلم نمیاد

بیا بشین یخورده چرت و پرت بگو شاید یخورده لبخند زدیم

اصلا بیا یخورده راه برو ازت بخندیم( به قول باران)

اصلا چه نیازی به خودت هست؟ اسمت که میاد ترک های دیوار هم خندشون می گیره

البته الان لیالیه قدره، خنده بده، پس بیا یخورده به ضایعگیت نگاه کنیم و زار بزنیم

 

سحر، کجایی؟

فقط میای یه دو خط می نویسی بعد میری یه جای دیگه و طومار می نویسی؟

کل کل کن، وگرنه....

نه

خودت می دونی منظورم از نه چیه

 

سوزان، محمد(باران) یه چیزی گفت که منم نفهمیدم چی بود، از دستت گله داشت، همین

ببین من الان اعصاب مصاب ندارم، خودت کل کل رو شروع کن، نترس زیاد حالت نمیکنم تو قوطی، اگرم کردم تو قوطی، در قوطی رو نمی بندم، میذارم یخورده هوا بخوری

 

صبا جان خوش اومدی

خودت کل کل رو شروع کن، همون یکی به یکیمون رو ادامه بده

 

مبینا و سوگول خوش اومدن

داش سامی و محمد2 هم که هنوز وقت نشده به خدمتشون برسیم

قربانتون

شرمنده کم بود

اصلا حس کل ندارم

دخترای وبلاگ(به جز شیوا) درست و حسابی کل کل نمی کنین که، آدم فقط مجبور میشه یه دو خط جوابتونو خلاصه و مفید بده و بره دنبال کارش، اما ببینین چقدر جواب شیوا رو دادم، با اینکه اصلا حس کل نداشتم

پس بابا یخورده شور و حال داشته باشین

می دونم، همتون از دوریه من اینطوری شدین، ولی قول میدم بیشتر بیام

باشه؟

قربان همگی

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت0:14توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
دخترا دماغ بادمجونی هستن
برپا

بعد برپا ، آخه شیوا اینا چیه نوشتی ؟؟ کل کن ، اینا که کل نبود

فقط عنوانت کل بود

حرفایی که زدی مثه این میمونه که من بگم دخترا دماغ بادمجونی هستن و تو هم بگی خیلی دلت بخواد ماها دماغ بادمجونی هستیم  

البته خوب که فکر می کنم می بینم آره شما دخترا همیشه دنبال ما پسرا میفتین و ماها هم از چاله و گلابی در میریم

خب دخترای دماغ بادمجونی منتظریم

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت13:36توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
برپا
شیوا آماده شو اومدم سراغت البته اشتباه شد عشرت خانوم هستی شما 

بله عشرت جان زندگی سخت شده و عجیبه که جدیدا چاله میفته رو آدم نه آدم تو چاله

خیلی بده که آدم طنابی رو بکشه و ببینه آخرش یه گلابی بهش وصله  ( منظور  اینه )

بله تو همین جریانات میرسیم به این که گفته شده دیگه بخاری  از پسرا در نمیاد

آخه سوزان عزیز پسرا که مثه شماها ذغالی نیستن بخار کنن

شماها به خودتونم رحم ندارین، ببین هوای تهرون رو چیکار کردین.

جان جدتون کوتا بیاین انقد بخاراتونو به رخ پسرا نکشین

خبر دیگه ایی به گوشم رسیده بر این مبنا که گفته شده صبا سیبیل داره

دیگه وقتی دختر سیبیل داشته باشه مجبور به ابروی پسرا گیر بده

غصه نخور میتونی بری لیزر کنی

البته سیبیلی که تو داری روش لیزرم جواب نمیده

آره ولش کن برو خودت و بکش بهتره اینجوری

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت19:28توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
بیچاره شلنگ بی زبون
به دوست عزیز غزل خانوم چطورن ؟؟

آخ دمت گرم که خوب حرفی زدی. به قول شما دخترا ما پسرا هممون گلیم

تازه باز به قول شما گل بدمون کاکتوسه ! ولی خب خیلی بهتر از شماییم که گل سر سبدتون ، گل خرزهرست .

محمد۲ عزیز هر چی فک می کنم می بینم حق با توئه

قانونشون شده شنا تو شلینگ.

ولی نمی دونی چقد واسه این تغییر قانون گریه کردم. آخه هیفِ شلنگه،

دخترا برن توش شنا کنن ؟

بیچاره شلنگ بی زبون که دخترا رو انداختن به جونش

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت2:10توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
ایول پسرا
پسرا دمتون گرم ترکوندین. محمد۲  و فرهاد ایول خیلی باحال نوشتین

اما محمد۲ تا جایی که من میدونم دخترا هنگ سر خودن

اصن هنگ شده به دنیا میان فرقی نداره ما چیزی بگیم یا نه

واسه همین وقتی به دنیا میان یه سوت میدن دستشون که هر موقع یکی ضایعشون کرد برن سوت بزنن. اما از اونجایی که کلا ضایع به دنیا میان یه بند دارن سوت میزنن

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت14:30توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
تازه نفس
و حالا سامی با همکاریه عالیه پسرا با یه ضربه ی قدرتمند قصد داره کل دخترا رو بخوابونه.

البته دخترا همیشه کلشون خوابه.

ولی خب دروغ که کنتور نمیندازه و اصرار دارن بگن کلشون بیداره.

دیگه واسه شروع همینا

 

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت0:56توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
عشرت یا شیوا حالا بعدا مشخص میشه!!
شیوا بپر بیا ....!!

شیوا جون خودت لوتی بازار راه ننداز برو بچ پامنار شاکی میشن

حالا بعد قضیه رو میگم فعلا تریپ تریپ کل نیس . یعنی فعلا حال مال یوخ مسن

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت16:32توسط کل کل کننده محسن |
عنوان نمیذارم حالا که چی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟
داش سعید همه خوبای ایران فدات نبینیم تو خودت باشی .

باران حالا من یه چیزی گفتم تو چرا باورت شد . آفرین به تو که

عنوان میذاری نکنه تو آموزشگاه شنگولان دانش درس خوندی

که اینقدر قوی شدی ؟ باران پای عضلات رو وسط نیار مثلا میخوای بگی

زیستت قویه ؟ نه آبجی شما بنویسیم و بخوانیمت رو پاس کنی شاهکار کردی .

اره دیگه وقتی وزیر بازرگانی بشه وزیر نفت ارغوان خانوم رو هم جو میگره و

میخواد بعضی از پسرا رو تحریم کنه . حالا تحریم رو بخش کن یادت نره چیه .

غزل جان اینا ایراد گرفتن نیست بخوام ایراد بگیرم شما خدای ایرادید .

 

نوشته شده در چهارشنبه یازدهم شهریور 1388ساعت16:10توسط کل کل کننده محسن |
کل کل تو ایران

ک ی بود و کی نبود، هر کی بود این شیوا نبود

                                                        صدای التماس دخترا، تا این حد شیوا نبود

ل نگ ظهر بود یا فکر کنم بود کله ی سحر

                                                        بیکار بودم و می خوندم کل کل های سحر

ک می مونده بود به ظهر که یهو اومد باران

                                                        داد می کشید و می گفت: منم منم جیگرتون باران

ل ابد می گی اینایی که گفتم هستند مثل غزل

                                                        نمی دونی چقدر سخته گفتن شعر به سبک غزل

ت ا خود شب نشستم تا رسیدم به سوزان

                                                کل کلهاش راه می رفت، مثل مورچه زیر آفتاب سوزان

و لی بین همه ی دخترا بود یکی به اسم ویروس

                                                        آزاد بود از هفت دولت و فراری از آنتی ویروس

ا ی خدا چی میشه راحت بشیم زدست ارغوان؟

                                                        یه روز بیای ببینی همه ضایع شدن مثل ارغوان

ی ا که روزی یکی بیاد مثل این دختره صبا

                                                        بخار بشه بره هوا، تبدیل شه به نسیم باد صبا

ر وزی میرسه که همه بدوئن سمت سایه

                                                        از زور بیکاری و گرما برن واسه ضایع کردن سایه

ا ی دخرته سر به هوا، دنبال صدف می گردی؟

                                                        بیخیال مروارید، هوس ضایع کردن صدف رو کردی؟

ن گو که الان شده نوبت ضایع کردن الهه

                                                        بیخیال این جوجه، خودش میاد سراغم، نه الهه؟

اینم همون شعریه که گفته بودم

شاید از لحاظ کل کل چیزی نداشته باشه

اما از لحاظ فن شعر، گفتنش سخته

حالشو ببرید

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت20:28توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |

باز هم به سلامتی میخ که افسار رو نگه میداره افسار اسبو اسب مردو مرد ناموسو وطن رو

برو بچ می دونید این باران واسه چی زود زود کل کل می کنه ؟

باران رفته کتاب گام به گام کل کل خریده حالا از ذوقش هی

شکلک می ذاره . این شکلک رینگ بوکس رو تو توهم کاملی

آخه همه اینو می دونن که کتک خوردن وظیفه دختراس .

 باران این قدر واسه کل کل تلاش نکن آخر رباط

پات پاره میشه بعد مغزت به قول همدانیا میچولوسه ها !!

غزل جان شما لطف کن هر وقت میای رو وب یه نفر هم با خودت بیار

این چرندیادتو ترجمه کنه والا خودت هم نمی فهمی چی می نویسی .

شیوا دلیل اینکه جواب کل هاتو نمیدن یه حالت هم بیش تر نداره و این همه صغرا

بپر بیا نداره که یه حالته اونم اینه که تو چی وخای از کل کل چرا مثله

عنکبوت هشتچنگولی افتادی رو کل کل ؟

شیوا بچه کجایی این قدر پیشه خودت زرنگی ؟  حالت بهم میخوره؟

نه آخه تو ارزشش رو نداری که باهات کل کرد چه برسه بخوام باهات

کل کل مشتی کنم . ( همه اینا رو با لحن لوتی بخون )hey dash

شیوا حالا فرق طبقاتی خودمو خودت رو دیدی ؟

شیوا کار ندارم تو موقع ازدواج باید چه حیوونی باشی ولی هر کی بخواد

با تو ازدواج کنه باید از خرم پایین تر باشه (حالا با این کل هام نری به

سعید و فرهاد بگی محسن منو اوف کرد ها )

الهه چرا ترش می کنی خوب به من چه برو ..... .من که نه ولی ما پسرا

باید شما دخترا رو کنترل کنیم وگرنه گند می زنید به همه چی !!

نوشته شده در شنبه هفتم شهریور 1388ساعت20:3توسط کل کل کننده محسن |
ابلها مردا... عدوی تو نیستم من... انکار توام (شاهین نجفی) <درحال پخش> قابل توجه باران خانم
 

سلام سلام

سلام به همه

چند دقیقه دیگه افطاره نمیخوام تو این لحظه های روحانی و معنوی حالتون گرفته شه واسه همین مراعات میکنم!!

 

ارغوان جون کجا رفته بودی ماسه سوغات اوردی؟ ماسه چیه؟

از سر ساختمونی که کار میکنی مصالح میاری اینجا خیرات میکنی؟!! این کارا رو نکن دو روز دیگه اخراجت میکننا!(خنده در حد انفجار بمب هیروشیما که سعید گفته بود و خیلی هم جالب بود تا چشم همه ی دخترای وب و بیرون وب در بیاد!! )

دستت درد نکنه یه خورده هم گچ بیار این گوشه دیورا یه خورده گچش ریخته درستش کن!

 

والا این غزل هرچی میگه چیزی دستگیر من نمیشه!! هرکی فهمید زنگ بزنه تلویزیون تعریف کنه ملت بخندن!!

این همه غلط املایی داشتی هیچی نشد حالا من یه بار نظرام فعال بود خوشحال شدی؟

به لطف باران جون نظرام غیر فعال شد تا همچنان در اومدن چشم ادامه داشته باشه!!

به جای این حرفا یه خورده آی کیو بازی رو بذار کنار یه کل کل قشنگ راه بنداز ببینیم چی میشه!

تو چرا از سوغاتی ارغوان خوشت اومد؟ نکنه همکارین باهم!!!

 

میرسیم به خواهر باران!

چون مطالب مفیدی در دسترس نیست بدون توجه به باران رد میشیم میریم!!!

چون گریه میکنی جواب میدم!

میدونی چرا ۷ تا پسر ۱۰ روز میذارن میرن؟
چون پست یه پسر اندازه ی ۱۰ روز پست زدن کل دخترای وب ارزش داره!!!!(خنده نمیدونم چه جوری!!)

من وقتی پست میزنم آهنگ گوش میدم و همون موقع اگه قشنگ باشه میذارم عنوان اگرم نباشه چیزی که زیاده عنوان خوشگل!! حالا چرا ۶۸ بار؟!

مگافاز چیه؟ من فوگاز دیدم که یگان ویژه ی پلیس میندازه اما مگافاز؟!!!!

 

سایه خانم چرا گوشه چشم؟ شما رو چشمامون جا دارین

قضیه موازی مورب چی بود؟ من آأزایمر دارم! از اون دوران فقط اسم فیثاغورس یادم مونده!!

حالا که موازی مورب بلدی بگو ببینم دو سه تا چندتا میشه؟

 

سحر کیه؟

همون سحر تو پرانتز ملینای خودمونه؟ یا جدید اومده؟

به هر حال هرکی هست چه جراتی داره!! نیومده میگه محمد کجاس؟!!

حالا خیلی مونده بتونی سراغ منو بگیری!! شوخی کردم گریه نکن!! من پایه کل کل هستم تو کجایی؟)

خوشحال میشم ببینم یه دختر بتونه واسه یه پست هم که شده وایسته و کل بندازه!!

از تو هم بعیده بابا ، نمیتونی!!

 

خوب میرسیم به جناب بلاگفا!!!!(خنده همراه با تعجب!)

این چه جنگولک بازیاییه که را انداخته؟!!! پیوندهای وبلگ خوب شده ها!! اما پست رمز دار چه صیغه اییه؟!!

خوب یکی اگه آپ میکنه یعنی موافقه تو وبلاگش همه ببینن اگه مخالفه خوب آپ نمیکنه!!

افشینم از این موقعیت سو استفاده کرده ملتو گذاشته سر کار! زیاد نمیخوا بهش فکر کنین! من رمزو دارم رفتم دیدم هیچ خبری نیست اما پشت سر دخترا یه چیزایی نوشته بود که وای وای وای!! کلی بهتون خندیدم!

 

سعید جون این حرکتت خیلی باحال بود!! تا چند وفت دیگه هرکی میخواد وبلاگ خودشم بره میاد از اینجا میره!! خیلی ردیفه!

 

 

 

 

خوب بچه ها من برم

اگه کلمه پس و پیش بود یا جا افتاده بود و یا هرچیز دیگه ببخشید اثرات گرسنگیه دیگه!

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت19:45توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
کل کلی چو بوی خوش کل کل

سلام

همگی خوبین؟

سلامتین؟

داش محسن، نوکرتم در حد تیم ملی

داش محمد، خرابتیم، پس کی ما رو می بری تعمیرگاه قلبت؟

غزل خانوم

اول از همه دمت جیز، دوما، پر رو نشو یه چیزی گفتم ؛)

بابا در بیار اون طبیب بد بخت رو، می گم چرا حال دخترای وبلاگ خراب شده، نگو تو طبیب رو گذاشتی تو جیب راست، بابا انقدر خودخواه نباش، طبیب رو فقط برای خودت نخواه، به دخترای دیگه هم بده

با جمله ها بازی کردی دیگه، نگاشون کن، دارن صدات می کنن، می گن: غرل بیا بازی دیگه، بیا دیر شد

ای بابا چه فرقی داره، اس-ص-ث-ت-طاد

خوب شد؟

عصا رو نگه دار واسه دوران افولیتت، لازم میشه، در ضمن، من خودم عینک دارم، دلت بسوزه

جمله ات مشکل داشت، قبول کن(الان حال ندارم دنبال اشکالش بگردم، تو یه لطفی کن قبول کن)

در ضمن، نتت مشکل نداشت، وبلاگ مشکل داشت

هر چیزی میشه زرت به خودت نگیر { خنده در حد بمب اتمی هیروشیما}

تلو یعنی تلفن رو، من مختصرش کردم که شد تلو، اوکی؟

مثل اینکه عاشق کنکوری، همه چیزو برای خودت گذینه ای می کنی، گزینه ای غلطه ها{ خنده در حد شکافت یک مول از هسته ی اتم پلوتونیم}

این زجره؟ اینکه بنویسی "سیم تلو" زجره؟ پس اگه بنویسی "سیم تلفن رو" چی میشه؟ شکنجه ی روحی؟

بَه کجاشو دیدی؟ من کلا به معنیه تمام پسرم، پسر نمونه می خوای بفرست دنبال من{ خودشیفتگی در حد برانگیختگی الکترون از آخرین لایه ی ظرفیت}

خوب دیگه بسته، برو بشین رو کل کل هام فکر کن

ارغوان خانوم حتما یه فکری به حال مغز زیر حد بشرت می کنم، یه افسانه هم براش می نویسم، خواستی یه افسانه دم دست دارم، جومونگ ، این افسانه برای افرادی مثل تو کاملا مناسبه

چیزی واسه کل کل نگفتی اما واسه دست گرمی یه چیزی می گم تا بتونی یخورده کل کل کنی

یادته اون موقع که تازه اومدی بودی تو وب چقدر بال بال میزدی تا ضایع بشی؟

ببینم هنوزم مثل اون موقع مشتاق و منتظری؟

اگه آره خبرم کن 

به به، بهاره-سوسن-عطش عجب کردی

ببینم تو با این همه اسمی که داری خوددرگیری پیدا نمی کنی؟(یکی باید این حرف رو بزنه که یدونه اسم داشته باشه، نه مثل من که دو تا اسم دارم)

شعرت باحال بود، اما چه فایده که محتوایی نداشت، حالا می خوام یه شعر بنویسم هم در باب جواب شعر شیوا هم جواب شعر تو، منتظر بمونین تا حسش بیاد بنویسم

تو هم بجای فروپاشی استعدادات بشین یخورده کل کل کن، بابا فسیل شدی تو این وبلاگ و دو خط کل کل نکردی

سایه جان من دیروز از تعمیرگاه اومدم، گفت هیچ مشکلی نداری

فکر کنم اون لحظه افتادم تو یه چاله و فرمون از دستم در رفت، وگرنه بالانس مالانس تو کار ما نی داش

تو برو خودتو گاز سوز کن، اوضاع بنزین خرابه ها، آخرش باید هی بفرستیم دنبالت تا بوکسلت کنن

حالا خودمونیم، تو تعمیرگاه کار می کنی؟ اطلاعاتت بالاست، یا اینکه از یه منبع موثق این اطلاعات رو کش میری؟

حالا بیا یخورده کل کل کن، اطلاعات فنیت رو به رخ در و دیوار وبلاگ نکش، کل کل کن، ببینم تو این مورد چند مرده حلاجی؟

مهر آرا جان، می گم تو اسید و باز رو بی خیال، به فکر خودت باش، دیر بجنبی مجبور میشی بری سراغ عدد آووگادرو این چیزا

می گم خیلی به اسید علاقه داری؟ آره دیگه، اسید برای شستن رنگ مناسبه، کلا رنگ رو از بین می بره، حالا کدوم رنگ؟؟؟ بماند!!!!!

سحر خاتون، چطوری؟ سرت شلوغه یا وقت داری یخورده ضایعت کنیم؟ شنیدم تازگی ها برای ضایع شدن آگهی دادی

بابا اون داستان که واقعی بود، خودتم می دونی، دیگه نمی خواد تاریخ رو تحریف کنی

خاک پا؟ ولمون کن بابا، شیوا خودش خاکه، دیگه خاکه پا می خواد چیکار؟

تو به فکر خودت باش که تا چند وقت دیگه مجبور میشی کفیه کفش هارو تمیز کنی

کسی نیست باهاش بکلی؟ غزل جان اون عصایی رو که می خواستی بدی به من، بیا بده به این سحر، چشاش متورم شده و چیزی رو نمی بینه

بریم سراغ اصل کاری

باران، چطوری؟

قالب چطور شد؟

اگه مشکلی داره بهم بگو، دیگه مخم نمیکشه

من خودمو یه آدم درست و حسابی حساب کردم، تو خودتو چی حساب کردی؟ یه یاخته؟

یا یا قبل تر از اون، طینت؟ یا قبل تر؟ نیستی و هیچ و پوچ؟

کدوم؟

فکر کنم همون سومی؟

می گم تو بهتره به جای زیست خوندن بری یخورده زبان فارسی بخونی، جمله ت مشکل نگارشی داره"فکر کردی همونی که هستی رو من حساب میکنم ؟"

اگه میشه این جمله رو برام صرف و نحو کن، ممنون میشم

خوب اکثر جک ها رنگی از حقیقت توشون وجود داره، اینایی که گفتی هم جزء هموناست

اگه تقسیم میتوز و میوز من تو درجات یک و دو متافاز و مگافاز مشکل داره، تو اصلا تو تقسیمات کروموزومی مشکل داری، تو ساختار DNAات  اصلا جای ادنین و تیمین و سیتوزین و گواتین معلوم نیست، هر کدوم برای خودشون یه جوری حال می کنن( ببین من وقتی این چیزارو بلد بودم که تو داشتی الف و ب رو یاد می گرفتی )

شما با انواع بیماری های روانی آشنایی پیدا نکردین، بلکه بیماریهاتونو شناختین، اسماشو از ما یاد گرفتین

نه؟

خوب دیگه بسه، تا اینجا فعلا کافیه

جواب شیوا باشه واسه بعدا، اون وقت می بره

قربان همگی

بیاین نگین پسر نیست، من هستم، قول می دم تکی حال همتونو بکنم تو کابینت

بدرود تا درودی دگر
نوشته شده در پنجشنبه پنجم شهریور 1388ساعت2:58توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
عنوان می خوام چیکار؟
سلام به همگی

خوبین؟

دوستانی که بیشتر از یه هفته است آپ نکردن( به جز اونایی که مرخصین) حواسشون باشه، تا پایان روز سه شنبه۰۳/۰۶/۸۸ فرصت دارن آپ کنن، وگرنه خودم با همین دستام حذفشون می کنم

بچه ها واقعا شرمنده ام، کلی کار دارم، دیشب تا ساعت دو شب داشتم کارای خونه رو انجام میدادم، پوستم کنده شد

امشبم خونه رو سوراخ سوراخ کردم

فردا باید کابینت هارو وصل کنم، بعد درهارو رنگ کنم، بعد و بعد و بعد....

بذارین این کارا تموم شه، میام تکت تکتونو می کشم زیر علامت سوال

فرهاد جان، در مورد غیر فعال کردنت من حرفی ندارم، باران هم مثل من اختیار تام داره

در ضمن، منم اگه بودم یه همچین برخوردی می کردم، به هیچ هنوان نباید هیچ حرفی از این افراد بزنی

در ضمن فرهاد جان، ویروس از هر گونه قاعده ای مستثنی است

اگه من حذف بشم اون حذف نمیشه، اوکی شد؟

فرهاد جان این آشیه که خودت واسه خودت پختی، پس صبر کن تا سرد شه

در ضمن داداش، من اینو گفتم، اما مثل اینکه چاره ای نبود که اونم به صورت قوانین بنویسیم، مثل اینکه ظرفیت پایینه

باران اون پست بالایی رو بردار، همون آگهی

قربانتون

نماز روزه هاتون قبول

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت2:40توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
مینی بوس یا وبلاگ ؟؟

نامه ایی به راننده و کمک راننده کل کل

ای مینی بوس کل کل ، سلام ما را برسان به لیلی ، سوزان سحر یا که صنوبر، نشد

صدف سوسن  یا به سایه ؛ نخواستی برسان به باران و الهه، فرقی نداره اصل مسافرای پسره؛  سعیده که رو سرما  جا داره

پارسال پریسال قبل از ماه رمضون سوار مینی بوس کل کل شدیم خیلی ها سوار شدن

خیلی ها هم هنوز به ایستگاه نرسیده پیاده شدن (مثله موژان و ...) خیلی ها

هم سوار شدن تا با آرزو هاشون کل کل کنیم (مثله فاطمه دکی خانوم ) تو مینی بوس کسایی

بودن که اسمشون هم واسه خودش قصه ایی رو بازگو می کرد مثله قصه ویروس

اما این مینی بوس همچنان می تاخت تا اینکه رسید به پلیس راه هک ولی نه اون حک ، مینی بوس

رو بردن پارکینگ و مسافران کل کل از هم پاشیدن  اما ماموری که مینی بوس رو گرفت

نمی دونست که راننده این مینی بوس مسافراشو تنها نمی ذاره یه مینی بوس دیگه

می سازه و دوباره میره سراغه مسافراش . وقتی از شیشه این مینی بوس جاده رو

نگاه می کردیم خیلی ها بد و بی راه تحویل روح شاد مسافراش کردن باز یه ترفند

 از آستین مینی بوس کل کل زد بیرونو یه تابلو زدیم جلو مینی بوسمونو روشم نوشتیم

دفاعیه مینی بوس . حالا جا داره از راننده و کمک راننده این مینی بوس تشکر کنیم

داش سعید و ابجی باران به خاطر این همه با هم بودن تشکر و امید وارم یک روز هم

این مینی بوس پر سابقه ترین مینی بوس کل کل ها بشه و هیچ وقت طرح جایگزینی

خودرو های فرسوده شامله حالش نشه .

-------------------------------------------------------------------

شیوا شما عقده پسر بودن داری ما باید عوارض  بپردازیم ؟

این که شما فیلم ترسناک نگاه می کنید دو نکته داره :1-  کلا دخترای

 امروزی ترمیناتورن و نگاه کردن فیلم ترسناک واسشون عادیه .

2- شایدم تو دهاته شما به دیشب باباتو دیدم آیدا میگن فیلم ترسناک .

شیوا این فرشته عجب ......... دیگه که باهم فکراتونو می ذارید رو هم تا یک

مصرع بگید !!!

 (البته اگه بهش بشه گفت مصرع ، بیش تر شبیه هجویات دیوان چرندالممالکه)

غزل جون حالا لازم نیست اینقدر ابراز علاقه کنی . کاری نکردم که فقط حالتو پرسیدم

غزل جون خجالت نمی کشی ؟ نه تو با این سنت خجالت نمی کشی ؟

 چرا نمی گفتی ماله کدوم شهری ؟ دختر تو کردی و نمی گی ؟ بابا ای ول

 پس یه جورای همشهری هستیم ...

باران همه که مثله تو" ام اس" ندارن که وقتی چند وقت نیان کل آدرسشو یادشون بره

دیگه لازم شد بری پاتولوژی واسه شیمی درمانی . ببینید کی داره از زیست شناسی حرف می زنه

باران تو هنوز فرق یه قول دو قول و با ملخ تشخیص نمی دی حالا حرف از زیست شناسی می زنی

اه سایه عنوانتو که خوندم چنان حالم بد شد (سلامی به شیرینی عسل ) گفتم خوده متنو

بخونم باید بستری بشم . تو رو خدا یکم رو خودت کار کن شاید فرجی بشه .

الهه تو اگه الهه سابقی لطف کن همین الان استعفا بده . اخه موجودی مثله تو جایی واسه کل نداره

اگه اون الهه اسبق نیستی هم باز برو استعفا بده این واست بهتره . الهه هی به غزل میگم

اینقدر ابراز علاقه نکن مگه به خرجش میره . خیلی از این دخترا در اثر غش و ضعف کردن دیگه حاضر

به ادامه کل کل نشدن .

مبینا حالا فکر می کنی ایم بک نمی شدی کل کل و تعطیل می کردیم ؟ همچین آرزو به دلی ها

برای شفا یافتن دخترای این وب صلوات ختم کنید شاید خدا رحمتش رو رو سره اینا بریزه

نوشته شده در شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت19:40توسط کل کل کننده محسن |
بی عنوان
 

اه اه اه آدمو زیر لگد اسب بذارن ، به اسمش فحشن بدن و لی اسم

آدم رو تو شعر سوسن نذارن . سوسن جون معلوم نبود شعرت

شعره نو بود با غزل یا قصیده . خوب اینا هیچ ، دیگه چرا حافط رو

تو گور می لرزونی .

آی گفتی سوزان اگه تو عمرت یه بار تونسته باشی یه چیزو حدس بزنی

همین خروس جنگی بوده می دونی چیه ؟ قبلا اثبات کردم دراکولایی

الان می خوام اثبات کنم خروس جنگی فیت خودته :(تو بودی اثبات کردم یا شیوا بود ؟)

اثبات به روش خلف .

حکم : سوزان خروس جنگی .

فرض : سوزان دراکولای قدیم .

اثبات : سوزان چون تکیه کلام میمون را با خود دارد و طبق فرض

مسئله دراکولا می باشد بنابراین سوزان با حیوانات آشنایی کامل دارد

نتیجه می گیریم سوزان نگهبان باغ وحش است و این خلاف فرض مسئله

است بنابراین فرض خلف باطل و حکم ثابت است یعنی سوزان خروس جنگی

هم هست (این که چیزی نمی باشد سوزان دارای قابلیت بالایی است یعنی

هرگونه حیوانی با سوزان وجه مشترکی دارد که این را با برهان حمار اثبات

خواهیم کرد .)

سحر جون به شما پیشنهاد می کنم قبل از ورود به وب از ماری جونا استفاده

نکنی . این توهم ولو شدن من با احوال پرسی تو در اثر استفاده از همین

ماده افیونیه . و این که تعداد دخترا بیش تره اینه که ما به شما آوانس دادیم

شما هر چی هم تعداد تون زیاد باشه چیزه خاصی نیستید کلا مهم نیست .

آخ غزل نمی دونستم با احوال پرسی من این طوری احساساتت گل می کنه

و این قدر ذوق می کنی ... غزل جون یک اصل رو فراموش نکن : در این دنیای

خاکی که هیچ در کرات استراکوس هم دختران موجب خنده دیگران هستند

حالا برو جا خنده یکم فکر کن تا شاید سه چهار ماهه دیگه بفهمی چی شده.

شیوا جون میگن مگس باید دختره رو بگیره ولی جو نره بگیره ، شده قضیه تو

 یه جاهایش با حال بود یه جاهایش هم از اتل متل پایین تر بود و شیوا

آخه باران برات بمیره که استعدادت در همین حده . شیوا نمی خواد حالا خودت

رو لوس کنی آخه دو تا چرندیات نوشتن که بعدش عذر خواهی نداره (جدای

کل من شخصا حسابی خوشم اومد و جایی واسه این نداشت که بهم بر بخوره)

حالا این همه تواضع رو بخور !!!

دوستان این جوابیه تا عنوان :

خطابیه به تمامی اعضا=====)))))همه بخونید(((((======

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم مرداد 1388ساعت13:41توسط کل کل کننده محسن |
ظرفیت دختر ها تکمیل لصفا کل نکنید
ظرفیت دختر ها تکمیل لصفا کل نکنید

به به می بینم که شعرم حمتون پنچر کرد از مدیر(دختر) گرفته تا عضو ۳روزه رامی خواین کمکتون کنم هان جواب شعر با شعر بدین؟؟؟خب بریم سراغ کل با افراد با اجازه:

ارغوان:خانم بعضی  از دختر ها ترشید در سرودن این شعر بهم کمک کرده بودن که

یکی تو خودت بودی خب منتظره توم بیای تا چاپ بکنم بدم بیرون تا انقدر بخونی که

حفظ بشی

باران خانم:ببینم ضایع تو بازار وکیل چنده هان معلوم کی ضایع شده نه دماغ سوخته

 دماغ سوخته خریدم  البته دماغ تو رو باید با تریلی ۱۸ چرخ برد چون خیلی ظریف

 هست فکر کنم مثل فیل درسته البته باید برم باغ وحش از فیل عذر خواهی بکن که

 دختر هارو تشبیه به فیل کردم  البته لازم به ذکرهست که باجراحی زیبایی اندازه ی

 دماغ دختر ها مثل خرطوم فیل ها میشه.

علی۲:فقط مواظب باش گیریه این دختر ها رو در نیاری چون دستمال کاغذ قیمتش

رفته بالا

فرهاد عزیز من در مورد باران با تو موافق هستم ولی فکر نمی کنی که در مورد سایه

 کمی زیاذ روی کردی

سوزان خانم همشهری عزیز:من نخوام با تو کل کنم کی ببینم ببین زیبای ترین

دختر روی زمین همه فهمیدن خب شد برو حال کن یکیمی هم تعصب داشته باش

تو از من سوژه نداری گیر دادی به عکست می دونی که از این ماجرا یک سال که

گذاشته خب خودت می گی رود رو نمی دونمی کذوم حرف تو رو باور کنم میگی رود

رو بد جا می زنی البته ببخشید اقا سعیدنمی دونم این چرا گیر داده به این چیزا

می دونمی خارج از کل هست من معذرت می خوام.

غزل جون من با اغوشی باز همه شعر های شما رو می پذیرم مثل شما کم ظرفیت

 نیستم که گیره کنم اب دماغ بکشم .

راستی سعید جان من کل ما شعر شروع کردم که سوژه داشته باشم

ودر اخر هم سوسن جان می تونی بری پشته باران خودت پنهان کن تا گیریت کسی دیگه نبینه

راستی ارادت کامل به فرهاد علی ۲ و سعید که سرو و بزرگ ما هستن من فکر کنم تو این وبلاگ جزوه کچولو ها هستم با ی

 

من این کل از ساعت یک دارم می نویسم تا الان مخم تاب برداشت خدا کمکت کند

باران وسعید جان کار شما خیلی سختهببینید همش شوخی بود جدی نگیرید

بای

خدافظ تا سلام دیگر همتون را دوست دارم

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم مرداد 1388ساعت1:50توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
مواظب باشین؟ مواظب چی؟ .... حمییییییییییییییییییییید

اسلام علیک یا اهل کل کل

روزگار بر وفق مرادتون هست؟

اول از همه خیر مقدم می گیم به داداش عزیزمون، آقا آریای گل

امیدوارم خوب و خوش و خرم باشی و اینجا بهت خوش بگذره

 

ارغوان، نیومده کجا داری میری؟

اوکی، بهت خوش بگذره، جای مارو هم خالی کن

 

داش علی2، قوانین 10 و12و 14، دفعه ی بعد اخطاره

در ضمن، اینجا مدیر منم یا شما؟ اگه انتقادی چیزی دارین چند بار گفتم می تونین بیاین تو وبمونو اونجا بگین، اضهار نظر می تونید بکنید، ولی حق دخالت ندارید

شاید جریاناتی باشه که شما خبر نداشته باشی، پس لطف کن به کل کلت برس و قوانین رو هر روز بخون تا چیزی از قلم نیافته

در ضمن، من نوشتم: "حذف شدن در دو صورت ممکنه"، به معنیه کلمه ی ممکن دقت کن

 

داش پوریا، کل کل کن، چرا شعر میذاری؟

 

سوسن جان خوش برگشتی، این دفعه دیگه مثل دفعه های قبل نیستا

 

خوب کل کل:

شیوا راست می گی؟ جدا؟

خوب تو چیکار داری، تو نمی خواد مراعات منو بکنی، کل کل اصلیتو نشون بده، بابا اصلا من می خوام ضایع بشم،می خوام کم بیارم، تو چیکار داری؟

تو کل کلتو بکن، من باید نگران ضایع شدنم باشم که نیستم

اوکی؟

مثال من مسخره نبود، مثال تو مسخره بود می دونی چرا؟ من گفتم مثل این می مونه که بری جلوی بروسلی بگی می زنم لهت می کنم، اما مثال تو این بود، بروسلی بیاد بگه تو رو خدا منو نکش

خوب کدوم معقولتره؟

خودت کلاهتو قاضی کن

راست می گی، من اشتباه کردم از کلمه ی "نورون های مغرت" استفاده کردم، چون تو اصلا مغزی نداری که حالا بخواد نورون داشته باشه، تو جمجمه ی تو مخلوطی از گاز های نجیب و هیدروژن و هلیوم، همراهه مقداری اتان و متان، وجود داره، لابد می دونی که متان واسه چه کاری لازمه؟

خوشم میاد حقیقت رو قبول داری و عنوانش می کنی، اما برای حفظ حس اعتماد به نفس کاذبت تهش یه جمله ای به نفع خودت میاری

خوب واسه خودت فرضیه سازی می کنی ها، از زبون مردم حرف می زنی، از زبون من حرف می زنی، از زبون خودت حرف می زنی

کلا مثل این سیا100 مدارا همه چی رو برای خودت می تراشی

این کارا عاقبت نداره ها، آخرش یه روز دستت رو میشه و اون روزه که آبروت میره

جدا از کل: اینجا که وبلاگ من نیست، وبلاگه گروهیه، مدیرش منم، دیگه خودت تو وبلاگ قبلی بودی می دونی جریان چیه

داخل کل: من فرق بال و پر و وبلاگ رو می دونم، ولی از هر لحاظ که بگیریم می رسیم به همون حرف اوله من

نه؟

همینه دیگه، همیشه ماه پشت ابر نمی مونه، بالاخره یه روزی این حقیقت باید اشکار میشد

خودمونیم عجب سوتیه نگارشیی دادی: "از همون اول نباید رویای ضایع شدنم توسط تو رو به زبون میاوردم"

یعنی اینکه تو از قدیم الایام تو رویاهات می دیدی که توسط من ضایع شدی، آره؟

وای وای، چرا زودتر بهم نگفتی، می تونستم خیلی راحت تر و سریع تر ضایعت کنم تا اینقدر سختی نکشی و دست به دامن رویاهات نشی

من دارم ملق می زنم؟

خجال بکش بابا، این تویی که الان داری با تمام پررویی تو روی من وای میسی و حرمت شاگردی و استادی رو به یغما می بری

شاگردم شاگرد های قدیم، شاگرد های قبلیم بهشون می گفتم برید بمیرید، سریع می رفتن می مردن، دو روز بعد کلی خرج کفن و دفن می افتاد گردنم

بابا کنده، بابا دود، اوه اوه، برو بیرون، برو بیرون چشامون سوخت، کمتر دود راه بنداز، اه اه

آره تو راست می گی، تو کنده ای، تو دود داری، همه باید بیان پیش تو

می دونی چرا؟

چون مردم دیدن که ضایع شدی، بخاطر همین میان پیشت تا بعدا بتونن ضایعت کنن

اما اگه بیان پیشه من عمرا نمی تونن منو ضایع کنن

پس نتیجه می گیریم همه میان پیش تو تا بعد از گذروندن درجات و درکات کل، بتونن ضایعت کنن و بعدش بیان پیش من شاگردی، چون هیچی نباشه من استادشونو ضایع کردم

البته اینا همش فرضیه است، چون من هیچ وقت شاگرد تو نبودم، ولی چون می خواستم تو رو از اشتباه در بیارم بخاطر همین این فرضیه رو ادامه دادم تا روشن شی

اوه اوه، راست می گی، حتی تصور اینکه تو عاشق من بشی برای من سخت و دردناکه، اصلا غیر قابل تحمه

آخه من چطوری می تونم تصور کنم یا ببینم که تو عاشق من شدی، این یه ننگه برای خاندان ما( همون هفت کچلان)

از قدیم گفتن: گربه دستش به گوشت نمی رسه میگه، اه اه، گوشتش منجمده

تو هم چون می دونی من اصلا این اجازه رو بهت نمی دم که عاشقم بشی بخاطر همین همچین حرفی می زنی، بعد چون به خواسته ات نرسیدی می ری خودتو می کشی و مرگتو می اندازی گردن من و اون حرف رو می زنی

راست می گی، بهتره بیخیال این بحث عاشقی بشیم، اصلا کار اشتباهی کردم این بحث رو پیش انداختم، نیست بی جنبه ای، از فردا هی گیر می دی به من و می گی: چی شد، تو به من قول دادی، تو با احساساته من بازی کردی، تو منو عاشق خودت کردی و از این چرت و پرتا

واقعا معذرت می خوام

باید این کارو بکنم، اینقدر تواضع و فروتنی به خرج دادم که الان یکی مثل تو که واسه نیم ساعت کلاس اومدن پیش من خودشو به در و دیوار می کوبید و شاهرگ و مویرگتو می زد اینجوری واسم دم در آورده

جریان موسی و دختر عموشو بعدا می گم

عزیزم برو معنی و فلسفه ی دین رو بخون بعد بیا بگو کافر دین داره

مثل اینکه اشتباه ملتفت شدی، یا من اشتباه به عرضت رسوندم، من گفتم واسه ما از این کارا می کنن، نه اینکه واقعا این کارو کردن

خوب تو بچه ی خوبی هستی و به حرف بهیار ها گوش میدی، نیست از دوران طفولیت اونجا بودی، دیگه عادت کردی، دیگه آبکش شده، واست مهم نیست

اما نیست ما تا حالا از این کارا نکردیم، یخورده می ترسیم، خوب درد داره دیگه، چیکار کنیم؟

آره تو راست می گی، یکی تو راست می گی یکی هم اونی که خودت می دونی( به قول هری پاتر اسمشونبر)

من باشگاه می رم برای حفظ سلامته بدنم

نه خالی کردن عقده

من واسه همون یه دوش آب سرد هم وقت نداشتم

خوب دیگه بسته، بیشتر از جیره ات وقت گذاشتم، بعدا از حسابت کم می کنم

برو یه نیم ساعتی چرت بزن، فکر کنم حالت خیلی بده

 

عسل خانوم، خوش اومدی، پز دادن؟ کدوم پز دادن

تو اگه بدونی ما با چه بدبختیی میریم باشگاه همین جا می زنی زیر گریه، یه ماه هیچی نمی خوریم و پول جمع می کنیم تا بتونیم شهریه باشگاه رو بدیم، باور کن چند تا از دوستام چون شهریه باشگاه نداشتن نیومدن باشگاه، خرج و مخارج زیاد شده

اینجا توبودی که پز دادی، چون گفتی ما هم میریم باشگاه، باشه بابا، فهمیدیم تو هم باشگاه میری، آفرین، می رین باشگاه به وزنه ها نگاه می کنین و با چشماتون وزنه می زنین؟

 

سوزان جان، به عقل من می گی ناقص؟ پس دیگه عقل تو چیه؟ ناقص^n

بی خیال عقل، کارمون به توهین می کشه زشته

من فکر کردم اون "قوطی" که نوشته بودی مرجعش اون "قوطیه" بود که من گفتم، برو پست های قبلیم رو بخون متوجه میشی

ولی در هر صورت بگیریم جمیعا حالتون تو قوطیه، اصلا شما همونجا بدنیا میاین، فقط برای حفظ آرمان های انسانی یه سری به بیرون می زنین

خلاصه من گفتم دیگه، تذکر بهتر از اخطاره

تو هم اسفندیی؟

 

ارغوان جان، منم منظورم همین افسانه ای بود که تو وب نوشتم

نه بابا، داستانی که من نوشتم فراتر از مغز بشر نبود، در حد مغز بشر بود، این تویی که زیر خط مرز حد مغز بشری

چرا باید تو ایران عربی رو پاس بداریم؟

زبان ما پارسیه و باید به زبانمون پایبند باشیم( قابل توجه دوستان، فارسی درست نیست، پارسی درسته)

 

غزل خانوم، شما طبیبی؟ اگه شما طبیبی پس طبیب چیه؟

مثل اینکه مخت گیر پاچ کرده، ضرب المثل هارو قاطی کردی، من کی گفتم با این ضرب المثل هام چند تا جمله بنویس؟

من این ضرب المثل هارو گفتم تا عبرت بگیری

دیگه از این شکسته نفسی ها نکنی ها، برای قلبت ضرر داره

شما اسطوره ی مایی

نه تو هنوز جا داری، صبر کن اثطادت بیاد، باید بیشتر راهنمایی بشی

تو رشته ات ریاضیه؟ بابا آبرومونو بردی، این چه طرزه جمله سازیه؟

می گم تو فعلا مهر سکوت بر لبت بزن تا استادت بیاد

باشه؟

 

سایه جان، عزیزم تو آپ قبلی گفتم چرا جملات رو اشتپ نوشتم

عجله داشتم، بعد یه نگاه به کیبوردت بنداز، ع و غ کنار همدیگه ان

فکر کنم تصفیه کننده رو بهت انداختن، چینی بوده آبجی

برو عوضش کن، موقع خرید چپ و راستشو دقیق نگاه کن ببین شاید نوشته باشه Made in China

نه نه، من اصلا از این کارا نمی کنم، اگزوز زنبوری وصل کردن کار بدیه، آلودگی صوتی ایجاد می کنه، بدتر از همه، کلی ناله و نفرین پشت آدم راه می اندازه

ولی می گم محض احتیاط یه نگاه به جعبه دنده ات بنداز، موقع دنده عوض کردن خر خر می کنی

 

باران جان، بابا من چی بگم بهت؟

کل کل می کنم می گی نمی تونم باهات کل کل کنم، می ترسی

از چی می ترسی؟

مگه می خوام بخورمت؟

یا بکشمت؟

مدیرم که مدیرم، مدیریت سوا کلریت سوا، تو کل کلت رو بکن، چیکار به این حرفا داری

نکنه می ترسی؟

از چی؟ از اینکه کم بیاری و نتونی خودتو جمع و جور کنی

بابا حقیقت رو بگو، اگه نمی تونی حریفم بشی بگو، اینقدر خودتو اذیت نکن

نه آبجی، ما جانباز نیستیم، تو خودتو دریاب که علنا داری اعلام باخت می کنی

 

خوب دیگه بسه

قربان همگی

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت18:23توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
شعر pk

دختری هستم به سن سی و سه * فارغ از درس و کلاس و مدرسه


مدرک لیسانس دارم در زبان * دارم از خود خانه و جا و مکان


مرغم و خواهم زبهر خود خروس * مانده ام در حسرت تاج عروس


مبل و اسباب و لوازم هر چه هست * پنکه و سرویس خواب و فرش و تخت

 
هست موجود و جهازم کامل است * پول نقد و زانتیا هم شامل است

 
هرچه گوئی هست و تنها شوی نیست * برسرم گیسو و زلف و موی نیست


ترسم از بی شوهری گردم تلف * بر دهانم آید از اندوه کف


کاش جای این همه پول و پِله *گیر میکرد شوهری توی تله


میشدم عبد و کنیز شوی خود * می نمودم چاره درد موی خود


گیسوانی عاریت چون یال اسب * می نشاندم بر سَرَم با زور چسب


زلف خود را چون پریشان کردمی * حتم دارم دردلش جا کردمی


آنچنان شوری زخود برپاکنم *تاکه شاید در دلش ماًوا کنم


بارالها تو کرم کن شوی را * خود مرتب میکنم این موی را

 

این شعر تقدیم با تمام احساسم (اولبه تمام دختر های وب)وبعد به سوزان وغزل و ارغوان می کنم که خیلی بهشون میاد

 

راستی احوال پسر های خوشتیپ

 

سوزان ببین ایدی من تو وبلاگم هست بیا به قول خودت کلاغی خودت ثابت کن و رود رو چت کنیم

 

های تا بای

 

نوشته شده در شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت16:23توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
بسم الافشینعباس الرحمن الرحیم...

زن و اژدها هر دو پیغمبرند

که در آفرینش ز یک گوهرند...







اینو میگم به اونایی که با من بدن

و پشت سرم تهمت های کثیف زدن

جواب من به این آدم ها همین ورده

ببین زمین گرده

بهم میریسیم و میفهمی که خالی بستی

یا اصلا نه تو خوب و عالی هستی

باشه تو خوبی تو جلویی ما پشتیم

ولی تو مسیرت هر چی گرگه ما کشتیم




نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت20:37توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
عنوان؟ عنوان چیه؟ خوردنیه؟ تو جیب جا میشه؟ پوشیدنیه؟ کاشتنیه؟

سلامی چو بوی خوش کل کل

حالتون چطوره؟

مبینا خانوم، من گفتم ذهن، نه فلسفه ی ذهن، معنیه ذهن عزیزم

معنی با فلسفه خیلی فرق داره، مثلا معنیه شیطان با فلسفه ی شیطان زمین تا زیر زمین فرق داره

اوکی شد؟

اومدی راه بری پشتک وارو زدی

 

پوریا جان، خوش اومدی

 

غزل خانم، رطب خورده که منع رطب نمی کنه

کل اگر طبیب بودی سر خود دوا نمودی

تو اگه بیل زنی، یه بیلی هم دم باغچه ی خودت بزن

بجای اینکه بیای کل کلهای مارو ویراستاری کنی بهتره بری خودتو ویراستاری کنی

( جدا از کل: چون دیرم شده بود و می خواستم برم باشگاه بخاطر همین تند نوشتم، وگرنه تقریبا اولین بارم بود که اینقدر غلط املایی داشتم)

در ضمن جکم نه و جکع، اگه کیبوردتو نگاه کنی می بینی که ک و م کنار همدیگه ان، منم به دلیل بالا اونو اشتباه نوشتم

واقعا که، اومدی ایراد بگیری زدی چشو چال خودتم کور کردی

تو می تونی جای نسیم رو بگیری، نسیم اسطوری سوتیه کل کل بود، تو هم می تونی جانشین اون باشی

یعنی چی این پسرا ربطی به آل نداشتن؟

براش زیر نویس بذار، خوب دوهزاریم نیفتاد

چرا همش به نفع پسرا بود؟ چون داستان سحر هم همش به نفع دخترا بود

ولی خارج از کل، خودم می دونم که داستان چقدر بی محتوا شده( از لحاظ درون مایه) وگرنه برای کل کل که عالی بود، سعی دارم همینو به صورت یه داستان قشنگ بنویسم، بعدا که نوشتمش میذارم تو وبم

 

به به، باد آمد و بوی صدف را آورد

چطوری تو؟ کجا بودی؟

نبودی راحت بودیم

درکت می کنم، زیاد بهت گیر نمیدم، تو کافی نت اصلا نمیشه کل کل کرد، ولی هر از گاهی یه سر به کل بزن و جواب یه نفر رو بده تا برگردی خونه

 

ارغوان جان، کیبوردت عربیه؟

چون از پ و گ و ژ و چ اصلا استفاده نکرده بودی

اگه خواستی بگو آموزش فارسی کردن کیبورد رو بهت بدم، در مورد داستانم می دونم، می خوام به طور کامل بنویسمش

خوب کل کل: افسانه ام بی نمک نبود، درکش برای شما سخت بود

همینه دیگه، حقیقت برای شماها تلخه، بخاطر همین انکارش می کنین

 

سوزان خانوم، خوش برگشتی، ولی اسم هارو بولد بنویس(همون پر رنگ)

یه چیزی بگم با عقل جور در بیاد؟

کدوم عقل؟

بابا یه چیزی بگو عملی باشه، کار خیلی سختی رو به محول کردی

من چطوری می تونم یه چیزی بگم که با عقل شماها جور در بیاد، خیلی سخته، اصلا غیر ممکنه، چون هیچی با عقل شما( به عقل توهین کردم) جور در نمیاد

آره دیگه، قوطی، همونی که روزی 100 بار حالت می ره توش

هشدار: بحث خارج کل رو به داخل کل نیار، حرفی داری برو تو وب خوده پوریا بزن، ممنون

 

خوب دیگه خبری از بقیه نیست

باران کجایی؟ رفیقات نیروی کمکی می خوان، کمکشون کن

 

داش محسن و محمد و علی، بیاین کل کل کنین دیگه، آخه چقدر از غیبتتون چشم پوشی کنم؟

 

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در جمعه بیست و سوم مرداد 1388ساعت17:1توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
پوریا برگشت satan
سلام به همه پسر های خورشیدی و دخترها ی ماه چون همه دختر از نور با هستند

مبینا اینگار جیگر الاغ خوردی من نمی دونستم شما جیگر هم گونه خودت را می خوری؟؟؟

سوزان کلاغ خودتی نه فکر کنم همه پسر ها پر هایت راش کستند تا به خونه نرسی  اون عکس مال

 خودت نبود اون عکس تو اینترنت پخش شده می خوای بیا نشون بدم پخش شده

باران خوبی

ارغوان خب دیگه ما اعصبانی کردن شما دختر حال می کنیم وقتی عصبانی می شین یا همون دماغ سوخته می شین خیلی جالب میشین

تا کل دیگه دورد

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت20:41توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
داستان واقعی

درود و دو صد درود و سه صد درود چهار صد درود پنج . . . . .

خوبین؟

خوب کل کل:

غزل چه ربطی داشت؟ مگه من چیزی در مورد معنیه اسمت گفتم که حالا بخوام برم لغتنامه و معنیشو بخونم؟

تو چیزی در مورد پرچم نگفتی، اما من بهت گوشزد کردم تا یه وقت از این فکرا به سرت نزنه، چون عواقب داره

داش محمد کجایی؟ بابا بخاطر این غزلم که شده بیا، داره آبروی وبمونو می بره، اصلا جمله هاش معلوم نیست، پدر فعل و فاعل و صفت و چیو چیو در آورده، اصلا معلوم نیست چی میگه، بیا کمکش کن

 

باران جان عزیزم، خوب معلومه چرا نمی تونی باهام کل کل کنی

چون وجودشو نداری، استعدادشو نداری، تواناییش رو نداری، از همه مهمتر جراتشو نداری

من خودمو تحویل می گیرم؟ نه اصلا، خودت که می دونی من اصلا اهل اینجور برنامه ها نیستم، من بچه ی متواضع و کاملا فروتنیم، اصلا همچین کاری نمی کنم، اگرم خودمو 5 هزار تومن تحویل گرفتم به این خاطر بود که نمی خواستم احیانا شما سرخورده بشین و احساس ناتوانی کنین و کمبود هاتونو احساس کنین، شاید بخاطر همین بوده

بابا یخورده اون مغزتو به کار بنداز و جمله بتراش، اون همه فسفر جمع کردی پس کلت که چیکارش کنی، یه مقدارشو بنداز تو کوره ی مغزت تا بدبخت کار کنه، چیه همه فسفرا رو جکع کردی، می مونه کپک می زنه ها

از ما گفتن بود

 

خوب بریم سراغ سوژه ی هفته، سحر خانوم

خوب یه سوال، چطوریه که زیر گنبد کبود غیر از خدا هیچ کس نبود، ولی هفتا کور و کچل و چند تا هم دختر بود؟

بعدش یه سوال دیگه؟ بالاخره ما نفهمیدیم، اون کور و کچل ها هفتا بودن یا هشتا؟

بعدش چطوری پرنسس قصه 11 تا رفیق داشت اما موقع جنگ، شدن 10 در برابر 8؟

قصه ی قشنگی بود، اما حیف که افسانه بود

البته از قدیم الایام گفتن که نیمی از افسانه ها واقعیته، این در مورد داستان شما هم صدق می کنه، تا اونجاییش که گفتی دو تا شهر بود که تو یکیش دخترا بودن و تو اون یکی پسرا، اصلش اینطوریه گوش کن:

به نام خدای افسانه ها

روزی روزگاری، در گوشه ای از این زمین سر سبز، در کنج کوه های سر به فلک کشیده شهری بود زیبا و پهناور، شهری به وسعت آسمان به زیباییه دشت های بهشت

در گوشه ای از این شهر قصری بود مجلل که در بزرگی و شکوه زبانزد خاص و عام بود

اما به جز مردمان آن شهر معدود افرادی از نفرین درون آن قصر با خبر بودن

نفرینی شوم و  مهلک

نفرینی که دامن 13 دختر را گرفته بود

این 13 دختر به نفرین زشتی دچار بودن

هیچ بشری حق ورود به داخل قصر را نداشت

مگر پیرمردی گوژپشت که همراه گاریه واژگون خود هر روز صبح برای آنها مواد غذایی می آورد

یک روز صبح بهاری که پیر مرد همراه گاریه خود به سمت قصر حرکت می کرد گروهی از جوانان را دید که در اطراف شهر به گشت و گذار مشغول بودند

وقتی پیر مرد قصد داشت از دروازه ی ورودیه قصر عبور کند یکی از جوان ها او را صدا کرد

پیر مرد برگشت و به آن جوان نگاه کرد، جوانی زیبا و رعنا، با سینه ای ستبر و بازوانی  پهن

جوان پرسید: آی پیرمرد، نام این شهر چیست؟

پیر مرد گفت: شهر آرزو ها

جوان پرسید: صاحب این قصر کیست؟

پیر مرد جواب داد: این قصر؟ صاحبان آن 13 دخترند که به تنهایی زندگی می کنند

جوان گفت: 13 دختر؟ چرا تنها زندگی می کنند؟

پیرمرد گفت: چون نفرین شده اند، سال ها پیش زمانی که این قصر بدست پادشاه شهر سایه ها تسخیر شد، پادشاه 13 کودک را به این قصر آورد و نفرین زشتی را بر آنها خواند، تا این قصر برای همیشه ازآن او باشد، حال سال های سال است که کسی جرات ورود به این قصر را ندارد، فقط من هستم که هر روز برای آنها توشه ای می برم تا از گشنگی نمیرند

جوان گفت: تا کنون کسی برای آزادی آنها از شر این نفرین رفته است؟

پیر مرد گفت: نه، کسی رغبت نزدیک شدن به این  قصر را ندارد، فقط منم که داخل این قصر می روم، که اگر بخاطر مزد خوبش نبود، هرگز پایم را داخل این قصر نمی گذاشتم

جوان از پیرمرد تشکر کرد و به سوی همراهان خود بازگشت

شبانگاه که هنگام صرف شام بود جوان ها گرد هم آمدند و با خود پیمانی بستند، پیمانی برای آزادیه آن 13 دختر از شر نفرین پادشاه  سایه ها

زمانی که سپیده ی صبح سر زد همان جوان به کنار دروازه ی ورودیه قصر رفت و به انتظار پیرمرد نشست

ساعتی بعد پیر مرد همراه گاریه خود به قصر نزدیک شد، جوان سر راه او قرار گرفت و گفت: پیر مرد، من و همراهانم قصد آزادیه آن 13 دختر را داریم، تو می توانی ما را یاری کنی؟

پیر مرد نگاهی عاقل اندر سفیه به آن جوان کرد و گفت: قصد آزادیه آن 13 دختر را دارید؟

جوان گفت: آری، همراهیمان می کنی؟

پیرمرد گفت: دیروز داستان را به طور کامل برایتان نگفتم، زمانی که پادشاه سایه ها آن 13 دختر را نفرین کرد، وردی بر آنها خواند تا اگر کسی قصد آزادیه آنها را داشت او نیز به آن نفرین دچار شود، پس به شما اخطار می دهم که هر چه زودتر به شهر و دیار خود برگردید و خیال آزادیه آنها را از سر به در کنین

جوان گفت: من و همراهانم آن 13 دختر را برای بردگی می خواهیم، من پادشاه سرزمین طوسم، به تازگی برای گذراندن امور زندگی به مشکلی برخوردیم، پیر سرزمینمان به ما گفت که در سرزمین آرزو ها قصریست که 13 دختر در آن زندگی می کنند، او گفت آن 13 دختر می توانند در گذراندن امور زندگیتان به شما کمک کنند و برایتان کنیزانی خوب باشند، اما به ما چیزی از نفرین نگفت، حال راهی برای آزادیه آنها از نفرین هست؟ طوری که خود نیر گرفتار آن نفرین نشویم؟

پیر مرد نگاهی به جوان کرد و گفت: گفتن این راه حل برای من زیاد آسان نیست، نمی توانم خیلی راحت آن را به شما بگویم

جوان کیسه ای را به سمت پیرمرد انداخت و گفت: حال چه؟ اکنون هم برایت سخت است؟

پیر مرد کیسه را در زیر پیراهن خود پنهان کرد و نگاهی به اطراف کرد و گفت: نه حالا آسان شد، برای ریشه کن کردن این نفرین شما باید به سرزمین سایه ها بروید، و پادشاه آن را نابود کنید، در این صورت، هم نفرین آن 13 دختر از بین می رود، هم جوانان این شهر یک نفس راحت می کشند

جوان به پیش همراهانش برگشت و ماجرا را برایشان بازگو کرد

آن 8 جوان با هم پیمانی بستند تا ارباب سایه ها را از بین ببرند و آن 13 دختر را به بردگی بگیرند

روز ها در سفر بودند و به سوی شهر سایه ها می تاختند

به نزدیکیه شهر رسیدن و برای نابودی آن نقشه ای کشیدند

هنگامی که خورشید به لبه ی افق نزدیک شد آن 8 جوان به داخل شهر حمله کردند و سر از تن موجودات سیاهی جدا کردند و وارد قصر پادشاه سایه ها شدند

زمانی که داخل قصر شدند ارباب تاریکی ها بر روی تخت خود تکیه داده بود و انتظار  آن 8 جوان را می کشید

همان جوان برومندی که با پیر مرد سخن گفته بود شمشیر از نیان خود بیرون کشید و به سوی ارباب سایه ها گرفت و گفت: اکنون دو راه برایت می گذارم، یا نفرین آن 13 دختر را باطل می کنی، یا هم اکنون من سر از تنت جدا می کنم

ارباب سایه ها نگاهی به جوان کرد و گفت: اکنون زمان پرده برداشتن از راز چندین ساله ام رسیده است

ای جوان، من به نیت پاک و خوب تو آگاهم، من سال ها پیش به سرزمین آرزو ها حمله کردم و آن شهر را فتح کردم، و 13 دختر را در داخل آن زندانی کردم و به همه گفتم که من این 13 دختر را به عنوان نفرین بر این شهر قرار می دهم، تا کسی صاحب این قصر نشود

اما دروغ گفتم، آن 13 دختر دختران خود من بودند، اما چون بسیار زشت و کریه بودند و تحمل آنها برای من سخت بود آن ها را به آن قصر بردم و به دروغ شایع کردم که آنها را نفرین کرده ام

حال من از شما خواهش میکنم به من لطفی کنید و آن 13 دختر را به سرزمین خود به بردگی ببرید، شاید آنها به یک دردی خوردند

جوان ها به سوی سرزمین آرزو ها حرکت کردند

زمانی که داخل شهر شدند رو به سوی مردم کردند و گفتند: آی مردم، این 13 دختر به هیچ نفرینی دچار نیستند، ارباب سایه ها به دروغ به شما گفته که این 13 دختر نفرین شده اند، آنها به خودیه خود از کودکی زشت بوده اند و اکنون هم زشتند

مردم از خوشحال سر از پا نمی شناختند، به درون قصر حمله کردند و آن 13 دختر را به بند کردند و نزد آن جوان آوردند، و گفتند: ای جوان رعنا، بخاطر این لطف بزرگت از تو سپاسگزاریم، خواهش می کنیم این 13 دختر را به عنوان هدیه به دیار خود ببرید و از انها بیگاری بکشین، شاید که ما بتوانیم لطف بزرگ شما ار جبران کنیم

ناگهان زشت ترین آن دخترها به پای جوان افتاد و گفت: ای جوان، من از تو خواهش می کنم که ما را بکش و از این زندگی نکبت بار خلاص کن، ما دیگر توان تحمل این زشتی را نداریم

جوان به آن 13 دختر گفت: اکنون من شما را به سرزمین خود می برم تا در آنجا به کلفتی و نوکری بپردازید تا زشتیه خود را فراموش کنید

خوب بقیه اش دیگه تابلوئه، اون 13 تا رو برد و ازشون کار کشید، همین

خوب سحر خانوم فکر نکن فقط خودت بلدی داستان بگی، ماهم بلدیم، بعدش اینی که من نوشتم درست بود، اما تو برداشتی تحریفش کردی و به نفع خودت نوشتی، خواستی جبران عقده های گذشته ات رو بکنی

بی خیال

فعلا همین داستان بسته، برو خوش باش

 

مبینا جان، خودت معنیه ذهن رو نمی دونی حالا اومدی به من میگی تو معنیه ذهن رو نمی دونی؟ خوب گیریم من نمی دونم ذهن چیه، تو می دونی؟ اگه می دونی بگو تا ماهم بفهمیم ذهن چیه، خوب نمی دونی دیگه، نمی دونی

تو مخ پنبه فرو نمی کنن، تو کله پنبه فرو می کنن، تو هنوز فرق مخ و مغز و کله و مخچه و ذهن رو نمی دونی، اونوقت اومدی داری رجز می خونی؟

دیگه انقدر تو خیابونا آهنگشو تو ماشین و تو خونه ی این و اون گوش دادم شعراشو حفظ دشم

مردمم بیکارنا، این چرت و پرتا چیه گوش می دن؟

 

سایه جان شمع و دلکو کوئل جدیدت مبارک، نونوار شدیا

سیم ترمز من پاره نمیشه، جنسه اصله، تو برو لنت هاتو چک کن، ببین یه وقت خورده نشده باشه

تازه فیلتر هواتم عوض کن، خیلی داری هوارو آلوده می کنی، اه اه، اصلا به فکر محیط زیست نیستی ها

خوب عزیزم همینه اینجا هیشکی زبونتو نمی فهمه، چند تا پسر خوب و تحصیل کرده مثل من تو وبلاگن، اما نمی تونن بفهمن تو چی نوشتی، آخه جمله هات همه داعونن و نیاز مبرم به ویرایش دارن

خوب چیکار کنیم دیگه، ذهن باز همین بدی هارو هم داره، مغزمون کار میک نه و می نویسیم دیگه، چیکار کنیم؟

 

ارغوان و سوزان، خوش اومدین، چون وقت ندارم نمی تونم باهاتون کل کل کنم، انشاالله یه روز دیگه حالتون میره تو قوطی، امیدوار باشین

 

خوب بریم سراغ شیوا، گذاشتمت آخر تا یخورده حس کل کلم گل بیاد

نه بابا؟ چی میگی؟ خداییش؟ تو چقدر خوبی؟ یعنی انقدر تو خوب بودی و من نمی دونستم؟

یعنی واقعا تو این یه سال تو داشتی مراعات منو می کردی؟

واقعا ازت ممنونم، خیلی خیلی ممنونم، خوب حالا دیگه بسه، نمی خواد مراعات منو بکنی، از این به بعد ببینیم چیکار می کنی، تا الان بهونت این بود که داشتی مراعاتمو می کردی، حالا ببینیم از این به بعد بهونت چیه

مثال من اشتباه نبود، نورون های مغرت اشتباه عمل کردن و نتونستن خوب انتقالش بدن، بروسلی خدا بیامرز که خدا بیامرز شده، حالا چطوری بیاد بگه خواهش می کنم منو خدا بیامرز نکن؟

چرت می گیا

آره دیگه، چهره ات همون موقع خدشه دار شد، مردم می گفتن این دختره چه بی حیاست که اومده داره با کلر بزرگ سعید(ارشمیدس) کل کل می کنه، آخه یکی نیست بهش بگه دختر خوب، لقمه اندازه دهنت وردار، گیر میک نه و انا لله و انا علیه راجعون میشی ها

بخاطر همین پیش مردم خط خطی شدی

خوب بنده خداها راست می گفتن، من اصلا در حد و شخصیت تو نبودم، خیلی بیشتر از حد و شخصیتت بودم، خیلی بیشتر، بنده خداها چون نیم خواستن ناراحت بشیو افسردگی نگیری طوری گفتن که تو فکر کنی من از تو پاتیین ترم، ولی حققیت یه چیز دیگه است عزیزم، حقیقت رو بدون، درسته تلخه، اما مهمه

بابا استاد؟ یا به قول غزل اثطاد

من شاگرد خوبی برات نبودم، وای وای، استاد کبودم نکن، وای وای، استاد مشروطم نکن

جمع کن بابا دلت خوشه، توهم زدی فانتزی ها، از خواب و رویا بیا بیرون دخترم، زندگی اینه، حقیقت اینه، کدومه؟ همین که داری زیر پر و بال من کل کل می کنی، این حقیقته، می دونم که آرزو داری یه روز استاد کل کل بشی، ولی هنوز برات زوده، البته فکر و خیاله دیگه، گناه که نداره، از این توهما بزن اشکال نداره، بالاخره جوونی آرزو داری

اینم از فروتنیته، بذار یه جمله ی قشنگ بگم که بعدا لازمت میشه: لئوناردو داوینچی گفته که: بیچاره شاگردی که از استادش بهتر نشود

پس خاک تو سرت اگه از من بهتر نشی، بیچاره میشی

می گم توهم زدی همینه دیگه

گیریم من شاگردت بودم و بعد زدم ضایعت کردم، اون موقع مردم خرن که دوباره بیان پیش تو ازت کل کل یاد بگیرن؟

خوب وقتی من زدم ضایعت کردم مردم میان پیش من دیگه، پیش تو که نمیان

من برم عقب تر؟ خوب آره راست می گی، باید ازت دوری کنم، چون زشته منو کنار تو ببینن، فردا پس فردا حرف در میارن که شاگرد عاشق استادش شده و ولش نمی کنه، خوب چون من اینجا استادمو و ذکاوتم بیشتره باید از این مسائل دوری کنم، خوب تو برو جلو من پشت سرت میام، البته این حرکتم درست نیستا، دلیلشم جریان همون حضرت موسی و دختر عموشه

خوش باش، هر چی دوست داری بگو، توهم دیگه، کنتور که نمیندازه، هرچقدر دوست داری توهم بزن

اختیار دارین، من کی گفتم شما زنجیره این؟

شما طنابیشم نیستی، چه برسه به زنجیره ای

فکر کنم منظورت این بود: کافر همه را به کیش خویش پندارد، آره؟

عزیزم کافر که دین نداره، اینارو بدون بعد استفاده کن

فعلا که دیدی کشیده

نه عزیزم اگه بخوان آمپول بزنن اسمارتیسو حل نمی کنن، میان در گوشی می گن: عزیزم یه دقیقه بیا اون پشت کارت دارم

بعد که می ری اون پشت اونا از اون پشت بهت حمله می کنن و کارو تموم می کنن

البته روش های مختلف داره

راست می گی، تو هر چی که بلدی از من یاد کرفتی، اصلا حواسم نبود، پوزش

وقت ندارم دوش بگیرم، به جاش می رم باشگاه

 

خوب دیگه باید برم دیرم شده

قربان همگی

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم مرداد 1388ساعت19:12توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
از تیم هویجوری به فدراسیون کل کل
 

می نویسم به سلامتی شلغم نه بخاطر شلش بخاطر غمش

اگه تکلالیه خوب همینه بخای نخوای ماله منه

زندگی ماله ماست بی خیال بابا !! دختر(منظور ...) که جهاز نداره ، ناز نداره  پسر

که نون نداره زبون نداره !!!!! حالا بیا هی بهم گیر بدیم !!!! ولی خدا وکیلی

نمی دونم چه صیغه ایی که آدم دخترا رو ضایع می کنه ته دلش یه حالی

می کنه ... اوههههههههههه چیه ؟ داری اشتباه می کنی عقده ایی نیستیم

یه نموره داریم رو الکترو مغناطیس بین دختر پسرا پا می ذاریم و باهم دوکلم میکلیم

..... چیه باران نگرفتی ؟ اینا رو با یه موجود محترمی بودم که امروز شوخی شوخی

سر کلو باهاش باز کردم . خوب بگذریم البته اینجا کسی حرف کسی رو تا آخر نمی خونه

بنا برین نوشتن چرندیات از نوع کل کلی آزاده و واسه رشد باران سحر خیلی خوبه البته

شیوا که در این وادیا نمی باشد ( در وادی خورد و خوراکه ) در این حیطه نمی گنجد چون

به خودی خود در حال رشده .

باران آره بابا !!! خوب حرف حسابت چیه ؟ اصلا مگه شما دخترا می دونید حساب چیه ؟

نه خودمونیم می دونید ؟ باران می دونی اصله قضیه چیه ؟ چرا زیاد کل نمی کنیم ؟

والا ما راضی به نابود شدن شما نیستیم همین که ضایع میشید بستمونه . اگه زیاد

بیایم کل کل کنیم دیگه چیزی به نام باران باقی نمی مونه .

خوب بریم نه نه انگار شیوا مونده ؟ شیوا چرا !!!!!! چرا ؟؟؟ چرا جواب کل قبلی رو ندادی این یک

و دوم این که چرا گل روی پرده سرخو سفیدو زرده ؟ چرا ؟ چرا دم سگ درازه ؟ بازم بگم ؟ بگم ؟

کجایی ؟ می شنوی ؟ یوهو شیوا !!! شیوا شوشوری که پایه کل نیست باید با شیوا قایم موشک

بازی کرد این واسه معدش بهتره یهنی قابله هضم تره .

غزل ،مهرآرا ، صدف،  هستی، سوسن، سایه

 سحر، ساعتف  صندلی، کفش کهنه ، می خریم، می بریم، نمی یان ؟ نمی خوان ؟

داش سعید آخه رشته کل کلمون پاره پوره شده شما اساتید بیاید تو میدون

کل کل فرت

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت21:55توسط کل کل کننده محسن |
برو بچ بکشین کنار که بزرگتون اومد، کلر کبیر: سعید، کوچیکتون اومد

سلام سلام

همگی سلام

چطور مطورین؟

اوضاع و احوال به کام هست؟

نیمه ی شعبان بر همتون پساپس مبارک، انشاالله هر چی زودتر ظهور کنه و مارو خلاص کنه

 

بچه ها یه موضوع مهم که تا حالا صد بار گفتم، ولی بازم می گم: سن مهم نیست، عقل مهمه، یا بهتر بگم: بزرگی به عقله، نه به سن، امیدوارم یخورده در مورد این جمله تفکر کنین

 

داش علی، خوش برگشتی، داداش اون سخنی که من گفتم نیش دار نبود، محض تلنگر بود، تا زودتر به کل کل برگردی، منظورم من این بود، حالا شما هر چی می خوای برداشت کن، در کل می دونی و می دونن که من دربست مخلص بچه های کل کلم هستم، منجمله شما داداش، من تمایلات شخصیمو وارد کل نمی کنم، کسی رو هم به خواست خودم حذف نمی کنم، هر کسی رو که خلاف قوانین عمل کرده حذف کردم، اما داداش شما هم باید به وظیفه تون به عنوان یه نویسنده کل کل عمل کنین، منم بیکار نیستم، در روز کلی کار دارم، ولی یه دو سه ساعتی رو به کل کل اختصاص میدم، حالا دیگه شما صاحب اختیاری

 

داداش عزیزمون، علی2، خوش اومدی، ولی باز داری راه کج می ری ها، مواظب باش، محض دستگرمی این مورد رو داشته باش: "یه روز باران داشته با حسرت به اسبه نگاه میکرده میگه کاش تحصیلاتمو ادامه میدادم"

خودت بشین فکر کن ببین معنیش چیه

 

سحر خانوم، مودبانه کل کل کن، اوکی شد؟ یا برات زیر نویس بذارم؟

 

داش محسن، کجایی که هلاکتم، بابا یخورده کل کل کن، بازار کل کل خوابیده ها، مثل این سحر پست های دو سه سانتی نذار، کیلومتری آپ کن، فدات

 

داش محمد، بیا که بی تو هوای وبلاگ خفه است

 

داش افشین، سحر و مبینا دو فرد مجزان، شما خیالت تخت، در ضمن، به حال تو چه فرقی داره، فکر کن اونا دو نفرن، این منم که باید نگران باشم

 

خوب کل کل:

مبینا خانوم، احوالات خوبه؟ سردرد، تب، سر گیجه، چیزی نداری؟ اینا علائم آنفلونزای نوع A نیستا، اینا علائم ضایعگی، گفتم شاید ضایع شده بای اما چون داغی متوجه نشده باشی، بخاطر همین گفتم تا زود به دکتر مراجعه کنی تا به بقیه ی بچه های کل کل( دخترا) سرایت نکنه

سلام کنی؟ وای وای وای، من الان در به در و خرابه سلام کردنتم، اگه سلام نکنی من زیر چرخ های تریلی صاف میشم

خواهش می کنم بهم سلام کن، یه جوون رو از خودت نرون، سلام کن

دلت خوشه ها، من جه نیازی دارم تو بهم سلام کنی، تو سلام نکنی یکی دیگه سلام می کنه، نه؟

خوب آره دیگه، شعور یه چاشتی بسیار مهمه برای زندگی کردن، به قول استاد بزرگوارم، استاد مهدی عزیزی( دیفرانسیل) : شعور یک امر ذاتیست، خدا به هر کس عنایت نمی کنه

به کل کل ربطی نداشت، ولی محض طولانی شدن پست گفتم

خوب، آخر صفی هنوز؟ چه علاقه ای به آخر بودن داری، مثل اینکه مشتاق ضایع شدن نیستی، عجله کن خواهر، بشتاب، از دستت میره ها، این توفیقات نصیب هر کس نمیشه، ضایعگی به دست من یکی از نعمات الهیست، تعجیل کن

نقطه ی سیاه؟ نه بابا؟ اوخ اوخ، باید فاطمه رو خبر کنیم، مبینا شدیدا به دکتر نیاز داره( فاطمه دکتر وبلاگمونه، البته بود) فکر کنم چشات داره سیاهیه میره، همون سر گیجه است دیگه، دچار اون علائم شدی ها

ساسی مانکن؟ اون دیگه چه موجودیه؟ همون که رپ می خونه؟ من که اصلا از رپ و این موجودات خوشم نمیاد، ولش

البته از رپی که توش جملات با معنا بگن خوشم میاد، نه اینکه بگن: آخ آخ پارمیدای من کوش؟ آخ آخ رفتم از هوش، آی آی کجاست مرگ موش

کدوم ذهن؟ نمی دونی ذهن چیه؟ خوب برو یکی از این مدل 61 ها کرایه کن، به دردت می خورنا

هر وقت یکی از این مدل 61ها کرایه کردی بهم بگو تا کل کلمو باهات ادامه بدم، فعلا برو ته صف که بقیه منتظرن

 

سحر خانوم چطورن؟ هنوز هستی یا رفتی مسافرت؟ اگه هستی که هستی، اگرم نیستی حتما رفتی مسافرت: این جمله ای بود برای صرف کردن، بشین صرفش کن تا فردا هم تحویلم بده

خوب بنده خداها حق دارن تو اون یه کم کل کلت بمونن، آخه از دو سه کلمه چه انتظاری میشه داشت؟ تو اگه بخوای از فاعل و مفعول و مسند و مضاف و مضاف علیه و صفت و حرف اضافه و فعل و چند تا هم چرت و پرت استفاده کنی حداقل باید یه ده خطی بنویسی، حالا تو چطوری به این چند تا خط می گی کل کل من نمی دونمک

درسته گفته ان کم گوی و گزیده گوی، ولی این چیزا که به گروه خونی تو نمی خوره، پس تو زیاد بگوی و گزیده نگوی

یه نصیحت بهت می کنم، سعن کن تو کل کل از جملات طرف مقابلت استفاده نکنی، چون کیفیت کل کلت میاد پایین، سعی کن خلاق باشی، این همه کلمه، بشین جمله سازی کن، هم برای درس و مشقت خوبه، هم واسه کل کلت

 

سایه فکر کنم توهم زدی، من ساعت 4صبح خواب ناز رو ول نکرده بودم که بیام با تو هم صحبت بشم، خواب ناز رو ول کرده بودم چون کارت اینترنت شبانه ام داشت وقتش تموم میشد، منم حیفم اومد ازش استفاده نکنم، پس زیاد به خودت نگیر، اوکی؟

نگران رادیات من نباش، من همیشه ضد یخ همرامه، در ضمن، جمله بندیت افتضاح بود، باید یه بار دیگه دوران دبیرستان رو طی کنی، کتاب های زبان فارسی رو مرور کن، لازمت میشه

نمایندگی؟ نه بابا نمیاندگی ما تو ایران نیست، نیست تحریمیم، نمایندگیش رو نزدن، باید خودمون یه فکری به حال خودمون بکینم

تو مواظب خودت باش که یه وقت سرکوئلت شل نشه، چون اونموقع دیگه برق بهت نمی رسه و روشن نمیشی، البته فکر کنم روغن سوزی هم داشته باشی ها، چون هر وقت میای تو وبلاگ یه سری لکه های سیاه رو وبلاگ می مونه، همه فکر می کنن کل کل های توئه، اما من فهمیدم که اثرات همون روغن سوزیته

خوب فعلا برو معاینه فنیت رو بگیر، چون اگه معاینه فنی نداشته باشی دیگه تو بلاگفا رات نمیدن

 

باران جان، شما به به، قدم رو تخم چشم بلاگفا گذاشتین و تشریف آوردین، کم پیدا بودین، دیگه بوی عطرتون تو وبلاگ نمی پیچید، اومدین و وبلاگ رو معطر نمودین

لغت نامه نمی خواد که عزیز، یخورده تفکر کنی معنیش برات مشهود میشه، تفکر نمی کنی که معنیش رو نمی دونی

بشین مینیم بابا؟ از کی تا حالا بشین بینیم بابا شده بشین مینیم بابا؟

برای خودت کلمه اختراع می کنی ها، مخترع شدی

من همون سه قرن پیشم بهتون گفتم معنیه کل کل رو نمی دونین، البته الانم می گم

کنکور بهم نساخته که هیچ، تازه طبع شعرمم از بین برده

من قدیم قدما شعر زیاد می گفتم، اون موقع ها یادته با همین اسماتون چه جملات شاعرانه ای می نوشتم؟ الان دیگه کم می تونم اینطوری کل کل کنم

شعر؟ اینایی که نوشتم شعر نبود، نثر بود، نظم یه چیز دیگه است، برو بیشتر تحقیق کن

 

شیوا؟ تو دیگه چرا؟ این جور کل کل ها از تو بعید بودا، چرا عین قدیما که بچه بودیم عین حرفامو بهم آیینه دادی؟ هر چی من گفتم همونو گفتی خودتی؟

بابا از تو دیگه بعید بود، تو خواهر کل کل فارسی بودیا، این مدت که نبودی کیفیت کارت کم شده، باید یخورده تمرین کنی، برای تمرین بیشتر بشین تمام آرشیو های کل کل رو از اول بخون

یخورده سخته اما برای پیشبردت خیلی خوبه

تو کل کل با تو بلایی سر من بیاد؟ نه بابا(....) شکلکی پیدا نکردم که توصیف حالم رو بکنه، انقدر از حرفت تعجب کردم و بهش خندیدم

ببین دیگه از این حرف ها نزنی ها، مردم بهت می خندن، مثل این می مونه بری جلوی بروسلیه خدا بیامرز بگی می زنم لهت می کنم، خوب تابلوئه مردم بهت می خندن، نکن این کارارو، زشته، چهره ات پیش مردن خدشه دار میشه

ای بابا چرا به کسی نگی؟ به همه بگو، با افتخار سرتو بالا بگیر و بگو که سعید( ارشمیدس) منو ضایع کرده، تازه همه بهت افتخارم می کنن، اما تا اینو گفتی سریع فرار کن، چون مردم می ریزن سرتو لباساتو تیکه پاره می کنن و برای تبرک برش می دارن، آخه نیست هر کسی به دست من ضایع نمیشه، بخاطر همین مردم تا می فهمن تو توسط من ضایع شدی سریع میان لباساتو می کنن و می مالن به خودشون تا شاید توسط من ضایع بشن

با چه رویی سرتو بالا بگیری؟ با تمام پررویی سرتو بالا بیگر و افتخار هم بکن، تازه از فرداش مردم ازت امضاء هم می گیرن، ببین چه افتخاراتی نصیبت میشه

بابا تو که سوژه هستی، دیگه چرا از سوژه شدن می ترسی، البته بدم نیستا، من و تو میشیم سوژه ی رسانه ها، داشته باش، تیتر روزنامه های آینده، شیوا مفتخر به ضایعگی شد، توسط سعید( ارشمیدس)

البته می دونم این لقمه ها واسه تو خیلی بزرگه، باید با چنگال و چاقو ریز ریزش کنی و بخوری

اینا که چرت و پرت نیست، نیست تازه از دوره ی درمان برگشتی، هنوز مغرت درگیر همون هذیون های شبانته، همون چرت و پرتایی که پشت نرده ها می گفتی

بیچاره پرستارای اونجا، چی کشیدن از دستت، بنده خدا موقعی که می خواستن قرصاتو بدن چه زجری می کشیدن، مجبور بودن نیم کیلو اسمارتیس قاطیه قرصات کنن تا بتونن قرصارو به خورد تبدن

ببین چه خرجی رو دست پدر مادرت گذاشتی، چقدر گفتم با من سر شاخ نو، یه بلایی سرت میاد، آخرش از شوق ضایع شدن روونه ی .... شدی

آخ ، این شکسته نفسیت منو داغون کرده، چی بگم، همین فروتنی و تواضعت منو خرابت کرده

فعلا دیگه بسه، برو یخورده استراحت کن و اسمارتیساتو بخور، شاید یخورده اعصابت آروم شد

برو دختر خوب، برو، آفرین نازی نازی

 

خوب دیگه خبری نیست، برم یه چند نفری رو که دیگه نیستن حذف کنم، وبلاگ باید یخورده پاکسازی بشه

قربان همگی

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت3:48توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
گفتم که گفته باشم
داش سعید اگه ما رو نمی بینی چون ما زمین خوردتیم یه نیگاه به زمین بنداز عزیز.

به شیوا هم اومده ... شیوا ببینم خوردی اومدی یا میخوای اینجا بخوری ؟ اگه

کل های من خز شده مشکلش تویی یه کم انعطاف پذیر باش و کمتر بخور .

مبینا دارو دسته اش هم وایسن تو نوبت تا بعدا ضایع بشن ....

 

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت21:59توسط کل کل کننده محسن |
سیاست قطع مالیات کمترین خواسته ی ماست...
 

 

سایه خدا رو شکر من سن تو رو فهمیدم!!

تو جای مادربزرگ منی...!

می گفتی درست باهات کل کل کنم بی بی

خوبه الزایمر بهت اجازه میده که یادت بمون نظراتت رو غیرفعال کنی...!

 

 

باران دوره ی اینجوری کل کل کردن ها گفته بودم مالیده ها!!

نوشته شده در شنبه هفدهم مرداد 1388ساعت16:36توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
استقلال آزادی جمهوریه "ایرانی"
سلام....

 

 

ای بابا این پلیس گشت ارشاد هم که اومد ...!

سعید  من اسامی رو کامل نوشتم اگه منظورت ملامینه که اون اصلا یه حرف دیگه ای!

تازه مگه من اعتراض می کنم مبینا با دو تا اسم عضو شده؟ سحر و مبینا رو میگم! از اسم وبلاگش ضایعست!

راستی من اگه اینجوری کل کل میکنم بعد هر پستم یک کامنت عذرخواهی واسه همه می فرستم تا  کسی دلگیر نشه!

 

 

سایه جان میگم تو چقدر با من بدی ها!!!

نگو واسه اینه که کابلی تو با زابلی من فرار کرده!!

البته من یادم نمیاد که زابلی داشته باشم ولی واسه دلخوشی تو گفتم!

عاجزانه ازت می خوام مثل آدم کل کل کنی و نری شعرهای رپ این خز و خیل ها رو بنویسی؟

تو اگه این آهنگ ها رو الان گوش میدی ما ده سال پیش گوش داده بودیم!

دیگه کارت به دزدی از زدبازی کشیده شده؟

خوبه منم هی بیام شعرهای دالتون رو بنویسم؟!

دستا بالا همه صد درجه

سایه دزده آره دستش کجه!

 

سایه راستی اگه من با سرچ تو اینترنت به این نتیجه برسم که تو شعر می دزدی تو با سرج هم به این نتیجه نمی رسی!

اون شعرهایی که نوشتم متعلق به عزیز برادر احد ده بزرگی هست!

 

آخی باران نازی!!

خب چیکار کنم دیگه دارم فکر میکنم اون ها رو چه جوری تبلیغ کنی!

 

فرهاد جان نه بابا این باران شماره ی من میخواد که زنگ بزنه بگه کجاست به ابن سینا اطلاع بدم بیان ببرنش!

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت18:50توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
هواپیمای تهران مشهد سالم به زمین نشست ، کارشناسان در حال بررسی علل حادثه هستند
سلامُ علیکم

سعید ، داداش ، نیش دار حرف میزنی؟ اولا که مسافرت نبودم  دوما دیگه پشت کوهی نیستم که ندونم کافی نت چیه؟ راستش میدونی که ! من معماری میخونم ! معماریم طوریه که خیلی از آدم وقت میگیره یعنی حتی تابستون هم میشه کار کرد ! راندو و اسکیس زدن و این چیزا ، یعنی اگه میخوای به یه جایی برسی باید کار و تمرین داشته باشی بعد مگه تمام کارای من همیناست؟ پس توقع نداشته باش ۲۴ ساعته بشینم پای وبلاگ کل کل واسه سر شاخ شدن با دخترا ، اما سعی میکنم بیام !  حالا اگه ناراحتی منو حذف کن ! من حرفی ندارم

کل کل : 

شیوا ، به به ، چه عجب شما پیدات شد؟ باز ما رو از  کل کل های کلیشه ایت بهره مند کردی ! والا من هنوز مفتخر به حجه الاسلامی و فیلسوفی نشدم در مورد کشفیات جدید همین بس که  اشتباه فاحشی  که در تمام بزرگان و فیلسوفان جهان رخ داده بود بر بنده مشکوف شد و نتیجه دریافتی هام اینه  که اساسا این نطریه که دخترها دلبر هستن و پسر ها دلداده کاملا اشتباه هسته چون کاملا مبرهن و واضح هست که خود من دلِ ده ها دختر رو ربودم به احسن ِطریق(تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل ... بعدشم برو کف کن حالشو ببر)

باران ، کجا بودیم؟ قصر و دشت؟اونجا تونل وحشت نیست که ! بلکه مفتحره به قدوم مبارک بنده در سه شنبه چن هفته پیش !! افشین خوب جوابتو داد حالا منم میزارم روش تا دوتایی قاچ قاچت کنیم ! یه ضرب المثلی هست که میگه : آفتابه لگن هفت دست ، شام ونهار هیچی ! شنیدی که؟ خب معلومه که نه ! چه سوالیه؟ یعنی شما تمام طایفتون هم از این گنده ها باشن هیچ سودی نداره چون اینا همش ظاهر قضیه س ! ببین خودت چی داری؟ خب معلومه که هیچی ! چه سوالیه؟

راستی کل کل در وجود تو کمرنگ نشده ! زهوارت در رفته عزیزم !

سایه ، چرا هیچی نمی گی خواهر؟ کل کلی ! نطقی ! جغور بغوری ! حتی یه چایی !؟ ببین پیاده رو وبلاگ رو یادته؟ اونجا چه خدمتگزاریهایی میکردی؟ الان زدن خرابش کردن ! آخه حرمت نگه میداشتین ! من از اونجا این همه خاطره داشتم !

غزل کجایی؟البته پی درمان خود بودن کاریست بس ایده آل ! درمان یعنی اینکه  هی به خود تلقین کنی که من مشکلی ندارم و هیچم اسکول نیستم ! باشد که رستگار شوی

بقیه شرمنده ! وایسین تو صف ! وقت نی ! زت زیاد

نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم مرداد 1388ساعت12:37توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
ابرهای خاکستری نشان از بارانی می داد که لیلی به زیر آن ساعت ها به انتظار صدای شیوای...

ابرهای خاکستری نشان از بارانی می داد که لیلی به زیر آن ساعت ها به انتظار صدای شیوای مجنون می نشست تا که گردنبند مرواریدی را که از صدف زیبایی بسان گل سوسن زیر سایه ی درختی تنومد آرمیده بود و از مهر آراسته بود از دستانی مجنون که به عشقی مبینا می لرزید با صدای آواز غزل خوانی که نسیم سحری را به یاد می آورد به گردن خود بیاویزد، که یهو خبر شیوع ویروس آنفلونزای خوکی همه رو ترسوند و مجنون زیر دست و پای جمعیت له شد و مُرد و به لیلی نرسید

 

سلام به همگی خوبین؟

از همتون بابت این غیبتم عذر می خوام، البته می دونم بود و نبودم چندان فرقی برای دوستان نداره، ولی من به جبر احترام از همتون پوزش می خوام

بچه ها خداییش نامردی نیست؟ الان ساعت چهاره صبحه، منه بدبخت نشستم تمام پست هایی که گذاشتین رو دونه دونه(تک تک نویسنده ها) خوندم، حالا هم باید بشینم دونه دونه باهاتون کل کل کنم، خوب همینه که کیفیت کل کلم میاد پایین

شماها فقط دنبال اسمتون تو وبلاگ می گردین و جواب همونو میدین، اما منه بیچاره باید پست همه رو بخونم، البته وظیفمه، گلایه چرا؟ اصلا نباید اینارو می گفتم، بی خی

درد دل بود، چیکار کنم، اینجا نگم کجا بگم؟

خوب

مبینا جان، خوبی؟ زیارت قبول

در مورد این حرفت بهتره یه توضیح کوچیک بهت بدم، من نه به قوانین کار دارم، نه به حرف باران، خودت اگه یه نگاه به وضع آ-زادی بیان تو کشور بندازی متوجه میشی که چرا نباید حرف 30آسی بزنی، من خودم به شخصه به هیچ عنوان به احدی اجازه نمیدم که تو وبلاگ حرف سیا30 بزنه، چون نمی خوام وبلاگمون بعد این همه تلاش و سختی و قدمت بسته بشه، از این لحاظ اوکی شد؟

دوم، مگه باید من همه چیز رو به صورت قوانین بنویسم و بذارم رو تابلو و آویزون کنم رو سر در وبلاگ تا همه باید و نباید هارو بدونن و بهش عمل کنن و عمل نکنن؟

تو دفاعیه وبلاگ نوشتم که بحث سیاس ی و علمی و فرهنگی و اقتصادی به هیج دردی نمی خوره، پس بهتره که این موضوعات رو از تو کل کلتون حذف کنین

منم به این خاطر که فکر می کردم همه آپ اول وبلاگ رو خوندن و دفاعیه وبلاگ رو مطالعه کردن اونو به صورت قانون ننوشتم، چون نمی خواستم کل کل مثل یه محیط خشک از باید و نباید ها باشه، من این فرصت رو به کل کل کننده ها دادم تا خودشون معنی کل کل رو بفهمن

الان هم قانون 16 که باران گذاشته حذف میشه، چون من به هیچ عنوان نمی خواستم همه چیز رو به صورت دیکته به بچه ها بگم تا اونا اجراش کنن، خودتون باید نسبت به وضعیت کشور عمل کنین، ما مطلقا نمی تونیم در مباحث سیاس-ی شرکت کنیم، دیگه چراش بماند

این از این، فکر کنم مشکلت حل شده باشه، اگه نه بگو بیشتر توضیح بدم

من بین هیچکدوم از بچه های وبلاگ فرق نمیذارم، من به اندازه شخصیت و شعور هر کس بهش احترام میذارم، در ضمن من از این وبلاگ چیزی عایدم نمیشه که بخواد به نفعم باشه یا نباشه، اوکی؟

 

افشین جان، خوش اومدی، از کلمات درست استفاده کن، اسم هارو درست بنویس و مودبانه کل کل کن، خواهشا

 

سحر خانوم، خوش اومدی، امیدوارم کل کلی خوبی داشته باشی، خواهشا پست های کوتاه نذار، خلاف قوانین نیست، فقط اگه از کلمات بیشتر استفاده کنی بهتره، چون چند تا کلمه هم ما یاد می گیریم، ممنون

 

فرهاد جان، عزیزم، شما هم به متنی که بالا نوشتم توجه کن، یه مقدار هم کلماتت رو اصلاح کن، لحنت تند می زنه

 

علی جان، داداش اگه کار داری و وقت نمی کنی به کل کل برسی بگو تا این بار عظیم رو از رو دوشت برداریم، تعارف نکن، مسافرت خوش گذشت؟ کی بر می گردی؟ علم پیشرفت کرده ها، چند ساله کافی نت اختراع شده، می دونی که؟

 

داش محمد، کجا رفتی؟ تو دیگه چرا هی میری و میای؟

 

پوریا جان، تولدت پساپس مبارک، شرمنده روز تولدت نتونستم خدمت برسم، انشاالله سال های سال عمر با عزت داشته باشی

 

سوسن یا همون عطش خانومه خودمون، کل کل کن، وگرنه من یکی جلوت رو سیاه میشم، باشه؟

 

شیوا خانومه گل، به به، خوش اومدی، قدم رنجه فرمودی، خوش باش فعلا

 

سایه جان، اسم داش محمد رو درست بنویس، بحث زن و مرد راه ننداز، این چیزا فلسفیه، تو وبلاگ نمی گنجه، ممنون

 

مهر آرا، کجایی؟ زود بیا، وگرنه ....؟؟؟؟؟

 

آبجی لیلی، کجایی؟ تا آخر همین هفته به پات میشینم، اگه نیومدی، من شرمنده ات میشم

 

صدف خانومه عزیز، کجا رفتی؟ بابا هر چی کنکور و امتحان بود دیگه تموم شد، ساندیس ها و کیک ها هم کپک زد، بیا کل کل کن دیگه

 

داش محسن عزیز، کم پیدایی؟ مشتاق زیارت، قدوم مبارکتو بر تخم چشم وبلاگ بذار، منورمون کن

خوب، بریم سراغ کل کل:

 

با اینکه خسته ام، ولی بازم کل کل می کنم، چون وظیفمه

باران:

اسلام العلیک یا سیستر، چطوری؟ کجایی؟ من نبودم خوب حال کردی ها، خوب برای خودت دور افتخار زدی، حالا دیگه بسه، بشین سر جات مثل یه بچه ی خوب و مودب گوش فرا ده تا گویم برایت از کل کلم، اینکه همی گویی مدیره وبلاگه منم، از بس که خواندم پست ها را، رو به فشار و انفجار است سرم

خوب یخورده چیز میز بگو بخندیم، دلم پوسید از پس پست هارو خوندم و فقط خوندم، حالا دیگه باید بیام برایتون یخورده کل کل کنم تا بفهمین کل کل چه معنیی داره، تا اینجا هر کاری که کردین کل کل نبود، بحث و گفتمان بود، حالا چه تمدنیش چه بی تمدنیش

دیگه خودت بقیه ی نخ رو بگیر و کلاف رو پیدا کن، اوکی؟

 

بریم سراغ عضو اسبق کل، آبجی لیلی، کجایی؟ نیستی، ناپیدایی؟ نا مرئی شدی، برای پیدا کردنت باید آهنربا برداریم، یا اگه دور از دسترس بودی سنسور بذاریم، گرانبها شدی، برای کل کل باهات باید کلی جمله و کلمه خرج کنیم، بیا دیگه، دخترای وبلاگ ترکیدن از درد دوریت، به دادشون برس، نیروی کمکی می خوان ها

 

به به، به به، باید آمد و بوی ...ر آورد، شیوا خانومه گل اومدی، برای سلامتیش دو سه تا بک اسپیس(Back Space) بزنین، خوبه، کجای بودی؟ داشتی تمام پست ها کل کل رو آنالیز می کردی تا به اشکالاتت تو این مدت پی ببری و با یه برنامه ی چشم انداز برگردی و به کل کلت ادامه بدی؟

تو چرا نگران اوضاع و احوال منی؟ کل کلتو بکن، نترس کاریت نمی کنم، جوابتو میدم، نمی خوام که له و لوردت کنم، با هم صحبت می کنیم بعد ضایع میشی میری دنبال کار و زندگیت دیگه، چیز بدی نیست که، نه؟

خوب حالا بگو چه خبر؟ از دوران نقاهتت( فکر کنم درسته) برامون بگو، این همه مدت که از کل کل دور بودی تو کدوم بیمارستان و ..مارستان بستری بودی؟ بگو تا ما هم در دوران بعد از ازدواجمون بهش مراجعه کنیم،شاید مارو هم پذیرش کردن، البته می دونم اونجایی که تو رفتی برای بیماری هایه که تو دوره ی پیشرفته ان، ما که تو این درجات به تو نمی رسیم، نه؟

شرمنده دیگه وقت ندارم وگرنه بیشتر با کاردک می تراشیدمت

 

صدف جان، نیستی که عزیزه برادر، بیا اعلام وجود کن تا وجودتو به لا وجودی برسونم، بیا دیگو

 

سوسن جان، یا عطش گرامه خودمون، کجایی؟

من حسودم آره؟ تو که از موضوعات خبر نداری برای چی خودتو میندازی تو دیگه  آش؟

بجای اینکه واسه جهنم هیزم ببری بیا کل کل کن و توشه ی آخرتت رو جمع کن، اوکی؟

 

نوبتی هم باشه نوبته سایه خانومه خودمونه، خیلی وقته باهات کل کل نکردم، جدا دلم واسه همصحبتی باهات تنگ شده بود، قدیم قدما بیشتر با هم رفیق بودیم و صحبت می کردیم، سختیه روزگاره دیگه، کاریش نمیشه کرد

خوب، شروع کن ببینم چند مرده حلاجی؟ اصلا چیزی از کل کل تو خونت هست یا نه؟

قلبت کششه کل کل های منو داره یا نه؟ نکنه یهو وسط کار گیر پاچ کنه و یاتاقان ماطاقان بترکونه؟

ما اینجا مکانیک نداریما، باید بفرستیمت واسه تعویض

خلاصه یجوری باید مراعاتتو کنیم، باید رو پیشونیت بنویسم: با احتیاط کل کل شود، ترکیدنی است

 

مهر آرا خانوم، چطور مطوری؟

افتخار کل کل با منو نداشتی تا حالا؟ نه؟ خوب الان بهت یه مژده میدم، مفتخر شدی که با من کل کل کنی

شروع کن ببینم، فقط بیشتر از دنده دو حرکت نکن که می زنی به در و دیوار وبلاگ و گواهینامه ات مثل آبکش میشه

 

آخ آخ، الان دارم موسیقی متن پدرخوانده(god father) رو گوش میدم، وقتی این آهنگ رو گوش میدم ذهنم آروم میشه

 

بریم سراغ مبینا، چه می کنی؟ در چه حالی؟ آب و هوا اونجا خوبه؟ خوش می گذره؟ با ما کل کل نمی کنی خوشی؟ راحتی؟ آره؟

خوب باید بهت بگم که دیگه دوران راحتیت تموم شده و باید یخورده مشقت ضایعگی رو به جون بخری

نگاه کن دخترای وبلاگ همه ضایع شدن، خوب تو هم اگر نمی خوای شوی رسوا، خود را همرنگ جماعت بنما

بدو برو تو صف وایسا تا نوبت ضایعگیت برسه، فقط عجله نکن، چون اونموقع حق بقیه ی دخترا رو می خوری

 

بچها یه چیزی رو می دونین؟ من شعر گفتن رو با قالب غزل شروع کردم، اوایل هر چی شعر می گفتم تو قالب غزل بود، بعد یخورده تلاش کردم و تو قالب قصیده هم شعر گفتم، ولی متاسفانه هیچ موقع نتونستم شعر سپید بگم

 

خوب این مقدمه ای بود برای کل کل با غزل، چون آخرای لیستی و رمقی برای من نمونده بخاطر همین کمتر با چرخه کل کلم ( بر وزن چره گوشت) ریز ریزت می کنم

خوب ولی تا اینجای کار که نشون دادی، معلومه که از کل کل یه چیزایی بارته میشه بهت امید بست، اما تا الان من و داداشام نبودیم که تو اینجوری دور برداشتی، اگه تو اون دوران قدیم کل کل می اومدی جرات نمی کردی اینجوری دهان بگشایی و دم از پرچم بر افشاندن بزنی

تفهیم شد؟

خوب حالا محض خالی نبودن عریضه سخنی گو تا به گوش دل و جان بشنوییم و جوابی دندان و استخوان شکن بهرت دهیم

ادبی کل کل کنیم بهتر نیست؟

 

سحر خانوم هم که خوش اومدن، بذار یه دو روزی از ورودش بگذره تا با محیط آشنا بشن، اگه همینجا از سقف وبلاگ آویزونش کنم ممکنه بترسه و بره و دیگه پشت سرش رو هم نگاه نکنه، پس بهتره که کاری باهاش نداشته باشم تا یخورده زندگی کنه دخترم، زندگی کن، زندگی خیلی قشنگه، آره جون عمه اش

 

می ریم سراغ آخری، ویروس جوون، باشه، عیب نداره، بگو، هر چی می خوای بگو، تا من باشم پشت این دستمو داغ کنمو به امثال تو خوبی نکنم، باشه، بگو، همه که می گن، تو هم بگو

چی بگی؟

چرت و پرت، مگه تو چیزه دیگه ای هم می تونی بگی؟

حالا فعلا تو مسافرتی( مسافرتتم معلوم نیست، معلوم نیست رفتی زادگاهت یا رفتی زیارت) چیزی بهت نمی گم، خوش باش

خوب دیگه، الان ساعت5 شد

دو ساعت و نیمه که دارم پست میذارم

انگشت منگشتم زهوارش در رفت، اگه اشتب تایپی داشتم، به بزرگواریه خودم ببخشید

قربان همتون

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در سه شنبه سیزدهم مرداد 1388ساعت5:11توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
همه شاعر شدن!!
جو رو میبنی!!!؟؟!؟

 

 

ملت جوگیر شدن همه از خودشون شعر ساطع میکنن!

 

البته خودم فرهاد رو دیدم جو گیر شدم!!

 

ولی در خد این دخترا جو گیر نشدم!!

 

 

من تو سیاست طرفدار صدام حسینم!!

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت16:36توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
ماترنگک ها بخونید....!
این ها رو با لهجه ی  شیرازی بخونید!

 

این تقدیم به سایه:

 

گفتمت نگو به تو چه کپت ببند کنجی بتپ

دیگه عمرت سر اومد هی یک و دو نکن بکپ!

 

سایه دیگه دوره ی اینجور کل کل کردن مالیده...!!

 

 

اینم تقدیم به سحر چون هیشکدوم از حرفاش رو نمی فهمم!!:

 

لوس نشو چرو خودت رو عین بچای لق میکنی

آخرش از بس حسودی میدونم دق میکنی!

 

اینم تقدیم به مبینا(ملامین):

 

اوخت ها همچین هم محشر نبودی

الفبوی کل کل رو از بر نبودی

خیال کردی طره و تفه ی نطنزی؟
خوبیش اینجان که از من سر نبودی!

 

اینم تقدیم به باران :

 

جفنگ نگو جلنبر جیغ جیغو

که من خودم جارچی دیارم هنو

سیخ سیخو بازی واسم در نیار

گورت رو گم کن که بیدارم هنو

هوی نکره کرکری کمتر بخون

که از ماست مو در میارم هنو

فکر نکنی که از دویت در میرم

واسه کتک کاری خمارم هنو

نه که بگی خرد و خسه هسم بازم

اگه پاشیدم دخلت میارم هنو

پیش افشینعباس پیش نک خل پز نده

با اون چیل کجت اقد صدای بز نده!!

 

دارم ازت میخندم!!

 

اینم تقدیم به غزل:

 

هی واسه من نکن آخ آخ عوضی

مگه گاو زده تو کمت شاخ عوضی

با لب و لوچه ی کجت توی شهر

کم بزن رنگ دیراخ راخ عوضی

بسته مثل گاو سیمونی تو کوچا

بو ئی و او نشو سرشاخ عوضی

اگه تو کل بهت میگن خاله خاتونی

به منم میگن افشینعباس سلاخ عوضی

هی ادعای زبون دونا رو در نیار

چرت نگو چاخان نکن چاخ عوضی

رنگ دشتی چه بدی دوشت که شدی

پاتیل بتهون و باخ عوضی

باز زبون بازی مثل دس فروشا

ور نزن کوخ نکن کاخ عوضی

خر و پف نکن اقد پیش افشینعباس

مث گربه ی رجی طباخ عوضی

 

 

این تقدیک به دو نفر از نسوان کل کل که اسمشون محفوظه:

 

تو وبلاگ ما دو نفر الول داریم

دو نفر خز زنند و خل داریم

یکیش از صب تا پسین قصه میگه

یکیش از حساب و هندسه میگه

یکیشون دراز و یکشون کوتاه

یکشون سفیذ و یکشون سیاه

آخ که از دس ائی دو تا خرپله

ما شده کاسه صبرمون یله

روز عمرشون الهی شو بشه

دلشون وسط آتیش قد بشه!!

 

 

اینم در اخر.....

 

افشینعباس گفت توله خرسه هر کسی لنده بده

کل فرهاد ببینم من و تو میلنیدم یا اینا!

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت15:43توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
منم افشینعباس من مشهور/از سال 87 به کل کل مشغول...!
هوئق!

 

سایه تو را چه به کل کل نمودن با پیامبر کل کل؟

تو برو در سوگ بشین و بسوز و بساز و از همین چیزا!

 

 

سایه یه اخطار بهت میدم!

خیلی خیلی ضایع داری کل کل میکنی اگه همینجوری ادامه بدی از کل کل کردن با شما معذوریم!

 

 

کچل باشخصیت یا همون باران...!

در ضمن تو به دست فافا کچل شدی!

همون از بس تو (سانسوری) که فافا هم چشم دیدنت رو هم نداشت!

میگم به قول عرفان و فافا 

کچل الدین باران شیرازی!!

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت18:9توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
هو هو چی چی هو هو چی چی...(آهنگ پیشرو!!!)
من همین الان اعتراض خودم رو به سعید(ارشمیدس) اعلام می کنم!

سعید(ارشمیدس) من از دست این باران(شاسکولمیدس) اعتراض دارم...!

یعنی چی؟

من امنیت نوشتاری ندارم!

این خودش برمیگرده یه چرت و پرتایی میگه منم تو مطلبم کپی پیست کردم اومده سانسور کرده مطلب منو!!!

باران(شاسکولمیدس) اگه میخواستی امنیت در خطر نیفته بیجا کردی خودت گفتی!!

بار آخرت باشه که پست منو سانسور می کنی ها!!

 

غزل یعنی چی ؟

تو داری معنیه اسمت رو به من میگی یعنی چی؟

داری از  موهایی مواج و پرپشتت تعریف می کنی که چی؟

من که منظورت رو فهمیدم!

داری جلوی همه میگی که من بیام خواستگاریت؟

برو بابا خدا روزیت رو جای دیگه حواله کنه!!

من موندم این دخترای کل کل چرا جدیدا میخوان هی خودشون رو به من بچسبونن!

هر کدوم یه جوری دان میگن که من بیام خواستگاریشون!!

وای بلا به دور...!

 

 

 

ویروس جون هم که دورش یه خط قرمز کشیدم باهاش کل کل نمی کنم!

آخه یا کل کل نمی کنه یا وقتی هم میکنه بعد از سالها....!!!

 

در مورد این موضوع که باران گفته:

" ... رفتی به سایه میگی : کی با تو بود؟!

 من داشتم با باران کل کل میکردم حالا

اومدی وسط  کل کل من و علی بساط خودت رو پهن میکنی ؟؟؟؟"

 

اولا که سایه برگشته داره میگه افشین بیا خواستگاریه من!

میخوای من جوابش ندم بره خودش رو دار بزنه؟؟

دوما به هر حال تا چشمت در آد میتونم وسط کل کل همتون بپرم...!!

سوخت؟؟؟!؟!؟!؟

به هر حال به من میگن افشینعباس پدر کل کل فارس!!

 

 

فرهاد جان سایه واسه همنه که اون (سانسورش) ولش کرد رفت کابل دیگه...!

 

سایه بر پدر کسی که میگه من سمم آدمه لعنت!

من اسمم افشینعباسه!

من یکی آز مخلوق های خدام!

خدا منو آفریده هر چی باشم راضیم!

محمد روی سر م جا داره!

ولی تکستی که دزدی بودی خیلی ضایع بود!

تازه فریناز هم هیچیکس دزدیه بوده!

دزد که از دزد بزنه شاه دزده!

 

 

 

باران میگی آتیش کار خوبی کرد رفت با محمود رامتین....؟!

میخوای منظورت رو واضح از این جمله بگم؟

بگم؟

بگم؟!

میگمـــــــــــــــــــــــآ!!!!

خب میگم!

معنی این جملت اینه که افشین اگه نیای خواستگاریه من منم مثل آتیش میرم با یکی دیگه!

 

دیدی هی این دخترای وب میان خودشون رو می چسبونن به من باید یه فکر اساسی کنم!

آخه کی گفته شما دارید می ترشید(دارم بهتون روحیه میدم!!)

 

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم مرداد 1388ساعت16:58توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
فرهاد جون اين ويروس از ابتداي وب عضو بوده و فكر مي كنه افتخاره

 . فقط اينو بدون ويروس چيزه مهمي نيست

( فكر كنم الان فهميدي جنسيتش چيه )

غزل حالا چه فرقي مي كنه غزل ادبيات باشي يا غزل طبيعت

يا آهو يا هر چيزه ديگه مهم اينه كه تو هم چيزه خاصي نيستي

ما ميريم فضا شما كجا ميريد ؟ لابد ميريد دَ دَ . آره ؟ خوبت شد ؟

باران جون مي دونم دوريه من واست سخته ولي چاره چيه بايد

تحمل كني ...  باران تو هنوز تو توهمي ؟ من تبليغ مي ذارم دلم

واست مي سوزه مي خوام يه چيزي ياد بگيري البته مي دونم 

محاله . باران من منظورت رو از اين جمله نفهميدم .

( نمیخوام مستقیم بگم ولی کاملا مشخصه از عشق :

 شیوا و سایه و سوسن و غزل و ویروس جون  هست)

راستي باران ديگه وقت نكردم بيام رو وبت و بابت مطالبي كه

رو سايت گذاشتي تشكر كنم .

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت22:19توسط کل کل کننده محسن |
شیراز رو میگن نازه واسه افشینعباس جینگش!
بله!!

 

از نظر فنی معلومه که هنگ کردی غزل!

عیب نداره باران هم چند وقت پیش کچل بود رفت مو کاشت!

تو هم میتونی ازش در این زمینه سوال کنی!!

 

آخی اگه نمی گفتی من نمی فهمیدم که غرل دختره!!!!

 

چقدر تو باهوشی غزل!!؟

 

هوئق!

 

 

غزل من به دلیل وجود این قانون باهات کل کل نمیکنم "14- به کار بردن اسم حیوانات برای کل کل ممنوعه"

 

ناراحت نشی ها شوخی کردم!

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت19:40توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
به من میگم پهلوون چهل تیکه/از سیبیل هان خون می چیکه...(خرپله ها برین کنار!)
درود بر شما فرورهان وبلاگ کل کل تو ایران.

 

 

سایه چطوری؟!

نه بابا من اصلا من منظورت رو نمی فهمم که گفتی من این اعتماد به نفس کاذب پسرها رو می پرستم نشدم!

ببین خودت تنت می خوارها!

میگم ها!

بگـــــــــــم؟

میگم منظورت چی بودها!!

دقت کنید سایه نوشته:

"افشین من همیشه اعتماد بنفس کاذب پسرا رو میپرستم

توجه کن:من بگم من آدمم این میگه من حوا هستم!!

گرفتی؟"

 

گرفتی من اون موقع داشتم با باران کل کل می کردم اصلا اسم تو هم نبرده بودم!

ببین میدونم الان داری فکر میکنی که می ترشی ولی یه کم صبر کنی بهتر از منم گیرت میادها!؟!!

حالا چه اصراری داری الان شوهر کنی!!؟

برو پستت رو اصلاح کن!

من کی گفتم که تو حوایی!!

تو خیلی زور بزنی بانو هن هستی!

 

فرهاد این سایه اصلا استعداد نداره بعید نمیدونم که چیز هم باشه!!

رفته تکس رپ فریناز رو آورده تو کل کل  کل میندازه!

 

 

باران تو هم از بس این چرت و پرت ها رو گوش دادی مخ ما را آلوده کردی!

آخه من عنوان این پت تو رو میخونم نباید از پیشرو خجالت بکشم؟!

من اگه این عنوان رو بخونم نباید از شادمهر خجالت بکشم!؟

معلومه که نه!!

باران پوزت رو بگیر تو دستت داره کشیده می شه رو زمین!

پول پیتزا ندارم جاش سموبسه....!

پیشنهاد میکنم بهت بری سندی گوش کنی بهتره واست!!

 

"سانسووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووور!"

ببخشید باران شنیدی میگن گوییم پدر تو بود فاضل از فضل پدر تو را چه حاصل؟!

نشنیده بودی؟

حالا بشنو!

یه جکی هم هست که میگه به چیز میگن بابات کیه میگه خان داییم چیزه!!!

منظوری ندارم ها!

فقط میخواستم بگم حالا یعنی چی؟

این چیزهایی که گفتی چه ربطی به کل کل داشت!

تازه بخواییم حساب هم کنیم اینا همشون مذکرن؟!

افتاد؟!

 

 

کودکی را می شناسم کچل است او شبیه غزل است و مچل است!

 

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت17:17توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
comming soon...
سلام سلام

خوبین یا نه؟ اعتراف کنین!!

بعد از مدتها افتخار نصیبمون شد بیایم خدمتتون عرض ادب کنیم

 

همه ی پست های این صفحه رو خوندم چرا دخترا همش گفتم محمد بیا؟ خوب کل کل کنین من میام دیگه!!

الان اومدم خوب چیکار کنم؟!

داش فرهاد خوش اومدی خوبه باز هستی حاله این دخترارو بکنی تو قوطی!!

ویروس هم  دختره اسمشم زهراس کلا از هفت هشت دولت آزاده!!

 

غزل جون میبینم که در نبود من پرچم ادبیات فارسی رو بالا نگه داشتی!! اما جدی حدی تو اون پستت که یه سوال طرح کرده بودی گزینه رو نوشته بودی گذینه !!

 تو درست بشو نیستی!! (خنده ی شدید!! )

 

 

سایه جون خوبی؟

خوش اومدی

بعد ار مدتها یاد کل افتادی! خوشحال شدیم! اما اون شعری که درباره ی زن از فریناز نوشته بودی اشتباه بود!! همون کلمه ی اول اشتباه کرده بودی!!

 بپا زنایی که تاریخ رقم زدن غلطه!!  بشمار زنایی که تاریخ رقم زدن ،درسته!!!

از این به بعد آهنگ گوش میدی یه خورده حواستو جمع کن تا این جوری سوتی ندی!!

 

باران تو هم که فقط بیا عنوان آبکی بذار و کلی حال کن!! اصلا استعداد عنوان گذاشتن نداری!!

من با سعید صحبت میکنم نمیخواد دیگه واسه پستت عنوان بذاری!! ( خنده ی ملیح )

ملوان زبل پسر داییت نیست؟!!! ( شکلک نمیتونه توصیف کنه! )

 

 

سوسن کجایی؟ مگه تو همون عطش نبودی؟

گفتی میخوام یه چیزی بگم نگفتی و رفتی ! مرموز شدی!!

 

 

جای شیوا و لیلی خیلی خالیه

 

 

علی جون دلم برات تنگ شده هزار تا

سعید رفتی زندان؟! کجا بستنت به زنجیر؟! بیا بابا دلمون یه ذره شد

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت11:28توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
پوریا
سلام به همه و مخصوصا که به چند دوست صمیمیم راستی چند روز بود که دیگه نت نمی اومدم حال

اومدم چند تا حرف بزنم  بگم برماز کی شروع کنم از ویروس خانم سلام خوبی ایشا الله خوش بگدره راستی منتظر کل های باحالت هستیم

غزل می دونستم تویی اه اه غزل اخه تو با سایه چیکار داری اهان من دورشکش درست کردم حاضر باید

سیب زمینی بفروشی میتونی غزل کمک کنه اخه بیکاره دیگه

حیونی باران پیر شد اونقدر که واسه این دختر ها نحوه کل کردن نوشت اخه نمی دونم غیر فعال کرد نظر

 اینقدر سخته هان اواو مغزشون نمی کشه درست دیگه

نوشته شده در پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت10:53توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
برگشت بروسلی و برگشت پوریا هردو یکی هست
سلام خارج از کل امروز تولده منه هرکی بخواد بیاد تو وبلاگم منتظرم بیایین دیگه زود

راستی همه خوب هستند

سایه خانم متشکرم

نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت15:14توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
درباره ی باران !!
سلام علیکم

باران خوبه که هنوز ازت تعریف نکردم این همه اعتماد به نفس پیدا می کنی ! اون مخچه ت  رو چه حسابی تشخیص میده که من ذوق مرگ میشم ! باید خدمتت عرض کنم که در برابر حرفای تو دو حالت به من دست میده ! اولش که کلی میخندم دومشم اینکه یه ۵ دقیقه ای هم به اسکول بودنت بازم می خندم !!

من اون طرفای قصر و الدشت کار داشتم ! تو چیکار داری که کدوم طرفاش کار داشتم ! گفتم نیا خیلی جذبه دارم برات بد میشه ( غیر از اصل فرعی خواب بد دیدن ) می گی کدوم طرفاش کار داشتی؟

بعدشم شکست عشقی کدومه ؟ قبول کن که ذهنت محدوده ! چیزای دیگه رو نمی تونی یش بینی کنی  یا حدس بزنی تا حالا همین طوری ۲ مرتبه بی ربط گفتی شکست عشقی !

رضا صادقی پسر عمو باباته شوخی بود یا جدی؟ اون که بچه بندره ! نکنه میخوای بگی اصلیتم بندریه ! اره؟

این غزل رو عضوش کنین بیچاره فشار ذهنی پیدا میکنه میاد تو وبلاگ من یه حرکات غیر قابل پیش بینی انجام میده !

نوشته شده در پنجشنبه یکم مرداد 1388ساعت14:29توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
سلام منمو میشناسید ؟

سلام خوبید / چرا نباشید ما شااله یه سری مشنگ (همان دختران وب منظور است ) دل خوش

که همیشه خوشن ولی هواس پرت . اینو گفتم تا یه نرم افزاری رو که شاید بدونید چیه شایدم اسمش به ذهنتونم نخورده باشه به هر حال در وبلاگ کاسیت معرفی شده بخونید واسه رشدتون خوبه

عنوانش هست :

دزد گير موبايل

اگر مي خواهيد پس از به سرقت رفتن موبايلتان شروع به آژير كشيدن كند

اگر قصد داريد سارق گوشي شما رسوا شود

اگر مي خواهيد به سرعت سارق را پيدا كنيد

اگر مي خواهيد اطلاعاتي از دزدگير موبايل داشته باشيد

متن زير را با دقت بخوانيد

دزد گیر موبایل

نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم تیر 1388ساعت17:16توسط کل کل کننده محسن |
واه قاه قاه قاه ( خنده با صدای بلند به خاطر مهمل گویی های باران )
به به و چه چه ! ( در پاسخ به "به بهِ" باران )

باران چه عجب؟

قبول میکنی که یکی از نوادر کل کل اتفاق افتاده؟ ، یعنی یه بار ِ خدا هم که شد ! چی شد؟  تو با من کل کلو شروع کردی !

ترس چیه بابا ؟ پسر شجاع یه شیر دیده بود یه خرده ترسیده بود بعد آوردنش منو دید از اون موقع به بعد اصلا از شیر نترسید ( از بس من جذبه داشتم ) حالا هی بگو ترس ! ( اتفاقا فردا دارم میام شیراز ، یه کاری واسه خواهرمه باید انجامش بدم ! طرفای قصر و دشت نیا یهو منو میبینی بد میشه )( آی مُردم از این جذبه خودم ) ( قاه قاه قاه )

ببین باران اصلا حرفایی که میزنی نمی گنجه ! اون چشمه ها اسمش آبگرم هست ولی نه که داغ باشه جسم و روان آدمو جزغاله کنه ، بهش میگن آبگرم ولی در حد خودش ( چقد من به تو چیز یاد بدم آخه ، اگه نفهمیدی بگو ، با زبون مکتبی هم بلدم برات توضیح بدم !)

خارج از کل : ولی سینه م آتیشه ! اونم چه جووووووووووووور

من برم ، به امید کل کلی پایدار تر !!

باران این آهنگ جلفا چیه گوش میدی ! آخه من از رضا صادقی نباید خجالت بکشم اگه برم اینو دانلود کنم ! یه چیزی به  من پیشنهاد بده که تو معقولات بگنجه عزیزم

نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت22:50توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
عالم همه هیچ / اهل عالم همه هیچ / ای هیچ ، ز بهر هیچ / به هیچ مپیچ !!
خدمت همه بر و بچس گل سلام عرض میکنم !

من برگشتم ، هیم !

الان مختصر اوقات فراغتی حاصل شد امدیم سر پاتوق خودمان و تو جمع پسران همیشه پیروز و فرخنده ! ( و دخترای پیف پیف ، اه اه )

چرا از بچه ها خبری نیست؟ شیوا و سوزان خیلی وقته نیستن ! نه؟

خب باران این حرفا رو ول کن !! یه چیزی بگو ما طبع کل کلمون باز شه جانم ! ببینم بلدی اصلا؟ آبارکلا دختر خوب !

در ضمن خدمت اعضای جدید و اعضای قدیمی عرض کنم که راقم این سطور یه گنده کلری باسه خودش هست هاااا !!

بازگشت غرور آفرین افشینعباس به خونه خودش رو هم پاس میدارم !

نوشته شده در سه شنبه سی ام تیر 1388ساعت16:4توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
باران مادر کل کل فارسی می کند آرزو / تفو بر تو ای چرخ گردان تفو!!
ای بابا ای چه وضعشه من میگم پدر کل کلم باران میگه من مادر کل کلم!!!

 

حالا مونده که من فدار بیام بگم من مجنون کل کلم این میگم منم لیلی ام!

من بگم من پیشرو ام این میگه من اتیشم!

من بگم رضایا هستم این میگم من نازنینم!

من بگم رمئو هستم این میگه من ژولیتم!

من بگم من آدمم این میگه من حوا هستم!!

من بگم من بهروزم اینم میگه من نسرینم!

 

خلاصه من هر چی بگم این باران نقطه ی مقابلش رو میگه!!

 

ببین عزیز من تو چهارده سال و شونصد ماهته!! هنوز خیلی مونده که ترشیده بشی زشته!!

حالا فرصت زیاد داری ایشالا بهتر ایمن گیرت میاد!!

 

من که رفتم ولی سعی کن تو زندگیت اینجوری نباشی!!

هی من هر چی میگم میای خودتت رو می چسبونی به من!!!

درست مثل سوزان!!!

بارن خجالت خجالت!!

 

 

راستی باران یه تذکر بهت میدم چون یهو شاید سعید روش نشه بهت بده!

"میدونی ؟ شعرات یه چیزی تو مایه های داستان های عشقی خاک بر سری هست که افشین مینوشت ! تازه بیچاره کلی هم ذوق مرگ بود که اثر هنری داده بیرون! "

کاملا مشخصه که باران به اعتقادات من احترام نذاشته!

باران دو تا تذکر دیگه بگیر اخراج می شی ها!!

میخواستم اون تو تا تذکرم ازت بگیرم دیدم خیلی بیشتر از دو تا میشه!!!

و در آخر میدونستم اینقدر خنگی اون داستانی که من گذاشته بودم قبلا تو کل کل داستان ابراهیم نبوی بود نه ما خودم!

حالا باران پست میذاره میدوسنتم به مخت نمی خوره که همچین داستانی بنویسی!

 

ته کل کلک: میدونم بی مزه کل کل کردم و کلا چرند گفتم! باران عمل کن به حرفم! تو زندگیت اینجوری نباش!!!! حالا من که رفتم!! میگم باران دقیقا از اینجور ادم ها متنفر بودی؟

نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت18:28توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
منم افشينعباسم / پدر كل كل فارس (عاشقتم هموطن!)
درود بر شما فروهران كل كل تو ايران . من پيامبر كل كل از شما خواهش ميكنم بياييد مثل جدمان آدم با اين شياطين كل كل كنيم و آنها را قانع كنيم كه...! بگذريم... من باز براي تغير آمده ام . اما اينبار صحيح . نكات تغيير را بعدا به مديران اين تارنگار خواهم گفت . من با گوشي جستار را به روز ميكنم اكنون . به اميد ايران...پايا و مانا باشيد .
نوشته شده در جمعه بیست و ششم تیر 1388ساعت4:57توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
خدافظ
اگه علی حذف شد منو هم حذف کنید اقا سعید تشکر می کنم

بای علی رفیق من هست بس من هم با اون میرم

همتون را دوست دارم

پوریا

من از همه حتی دختر خانوم ها معذرت می خوام کم نیاوردم ولی علی را خیلی دوست دارم دیگه باید برم ببخشید

از بارانو مبینا سایه مهرآراو..... هم باز معذرت می خوام

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت22:30توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
پوریاpk satan
تذکرت گرفتم باران خانم ایا شما همه ی قانون رعایت می کنید؟ این همه ازادن که هرچی بخوان بگن اگه

 اجازه نمی دین کل ازاد بکنیم بس اینجا و بیرون یعنی جامعه فرقی نداره در ضمن اگه با گفتن من شما

 مرغ می شن بس همون بهتر بعد آیا شمامدیر دخترها نیستید ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ فکر کنم

دهنت اسفالت کنم از مرغ بدتر هست؟/؟ من به شما حق می دم عصبانی بشیم چون جامعه ما به

دیکتاتور عادت کرده بس حرف حرف شما اگه رعایت نکنیم حذف میشیم

حیف که میری مکه من جواب خوبی داشتم بهت بدم مبینا درست نیست پشته کسی که میره مکه حرف زده ایشا الله بر می گردی کل می کنیم

فرهاد جان اینجا طرفدارن دیکتاتور (باران) خانم زیاد است بهتر حرف نزینم و مثل خودشون چرت پرت بگیم

وبعد خودشون مدیر هست و ازاد هستند هرچی بگن این انصاف نیست

سایه تو یدونه حذف کردن نظر خواهی را بلدی نیستی بعد اینجا نوشابه باز می کنی pkکوچیک شده

اسم و شهرته من هست تو برو نوک زدن به کیبرد تمرین کن بعد بیا کل کن سایه یک سوال از دست

علی۲ من ناراحتم قرار بود من ون برای تو درشکه درست کنیم تا تو طالبی بفرشی یادمون رفت حالا

خفه شدی اینگار مودبانه گفتم هاااااااااااااااااااااا  حیفکه باران نمی ذاره ادم درست کل کنه سایه اول اشپزی یاد بگیر بعد  کل باشه که چاکر دوستم علی ۲ هستیم

 pk_satan

نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت16:42توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
پوریا
 

بس کجا هستید بیان کل کنید منتظر کلتون هستم در ضمن

 من هم آپ کردم بیان سر بزنید

مضوعی وبلاگ را تغییر دادم 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت16:47توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
نی نی نیا
عطشی کلام همنشین با مرغ ها اثر کرد اینقدر که ایکو هستند ما رو از ادمیت بیرون

 راندند حالا تو تکلیف امروزت انجام دادی میای پیش من قرار بود ۲ تا تخم کنی کردی

بازگشت مرغ مدیر از مرغدونی ببینم مرغ همش غذا خورده بودند

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت16:43توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
عطش چی چی موگوی ؟
به به مد شده ديگه . عطش ديد با اسم قبليش كسي تحويلش نمي گيره رفت با اسم قلابي اومد تو كار ... عطش فكر مي كني اين كارا لازمه ؟ عزيزم بزرگ مي شي بعد بيا تا بخوريمت (يعني يعد بيا با هات كل مي كنيم !) باران جان ضايع شدن واسه تو نه تنها هنره بلكمكم افتخاره باران و تموم دختراي كل از هر انگشتشون يه هنر مي باره 9 تا از اين 10 هنر ، هنر خراب كاريه و 1 هنرشونم كه خيلي توش مهارت دارن ضايع شدنه ... خوب ديگه بستتونه بيريد حال كنيد ...
نوشته شده در یکشنبه بیست و یکم تیر 1388ساعت15:48توسط کل کل کننده محسن |
pkسوزنده
آفرین سایه از میان جوجه امدی بیرون از کجا فهمیدی انگلیسی آخه ی معنی می کنی چیه

اولین نفری که از مرغ گفتن من گریه کرد بیا دسمال راستی صبحانه چی می دی فکر نکنم نیمرو بدی

چون ادم که خودش نمی کشه مرغی حالا مشکلی نداره اگه خفه بشه میزنیم از پشتش درست میشه

تو نگران خودت نباش تو هم بهتر اول حرف های مدیر را گوش کنی شنیدم تو سمپاد می خونی  بگم بگم

مبینابحرف های مدیر گوش کن

مهرآرا برگشتی کل کن دیگه  با دو سطر چیزی عوض نمیشه

اخه حق دارین دیگه مرغ (دختر)که مغز درست حسابی نداره بیچاره هنگ می کنه فقط بلد صدا کنه

سایه ومبینا فکر می کنند که دکمه های کیبرد دونه هستند انقدر نوک زدن خراب شده بیچاره باباشون

خب نصیحت کافی بای

راستی یادم افتاد سایه خیلی باهوش هستی نظر حذف نکردی ای وای مرغ تمامی

بیچاره سعید دلم براش میسوزه   با یه عده مرغ طرف شده

 

 

 

 

نوشته شده در شنبه بیستم تیر 1388ساعت23:32توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
مرغ دونی
من دلم واسه مبیناسوخت کباب شد اخه صدات میگره هی در خونه ها فریاد می زنی

والله نخود را به سوپ نمی زنن نمی دانم دارم نگران میشم اشپزیت هم اینطوری باشه بیچاره شهورت

نخود می ریزی سوپ به ابگوشت کرفس می زنی بیچاره اخی شایدم به قوربه سبز سیب زمینی ریختی

منظورت دوتا مرغ حرف می زنند یدونه اقا نمی پره وسط شون بیاد بذاره پر های همدیگرو بچینند

محسن جان ارزش نداره واسه این مرغ ها بیشتر از ۵سطر بنویسی کار خوبی می کنی

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت21:10توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
حال ما یوخده
ببخشید این جا کی به کیه ؟ سوسن کیه ؟ عطشه / یا لیلی /

خلاصه تکلیف ما رو روشنا کنید ؟ فقط اینو گفتم که گفته باشم منم هستم .

فقط یکم . فعلا حال نوشتن اینم ندارم ...........

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت0:10توسط کل کل کننده محسن |
سلام صد تا سلام مرغ ها و اقا پسر های خوشتیپ

علی۲ خودت ناراحت نکن این دخترها اینقدر ایکو هستند که صد دفعه بگی نمی فهمند اعصاب خودت خراب نکن دستات می بری بالا از خدا به این مرغ ها فقط مغز می خوای همین

مینا :یادم باش یدونه واسط میکروفن بگیرم .فکر کنم انقدر نون خشکی فروختی فکر می کنی همه مثل خودتن

عطش جان خدمت تور هیچ کس از یاد نمی برد تو کار بزرگی کردی یادم باشد بگم یک وقت دیگه الان حوصله ندارم

سایه من علی دونه ریختیم زمین شما مرغ بیایین دنبالمون بخورید یکیش هم تو کوز بود نوکت گیر کرده بود اونجا من دراوردم

و در اخر سعید جان متشکریم

تا کل دیگر دورد بر شما

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت23:8توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
نداریم(عنوان و میگم)
سلام به همهههههههههههههههههههههههههههه...

سایه بهت گفتم پست برو قرتیتو نظر خواهی شو غیر فعال کن.

مبینا؟وااااااااااااااای بهت توهین شد عزیزم؟آخی!!!!!!!!!!!اشکل نداره.بزرگ میشی یادت میره.

اصلا سایه دمت گرم بهش توهین کردی.میگم بچه سوسولیت میگید نه.خوب سوسولیت دیگه.

ماماناتون لیلی به لالاتون گذاشتن بعد تا کسی بتون گفت بالا چشت ابرو میخوای بگیری...

پس چی شد؟ثابت شد که مبینا  لوس و سوسوله...

نوشته شده در چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت14:42توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |

نا مه ای طنز و نقادانه برای نبود پیامک

این نامه به شخص پیامک نوشته شده بخونید جالبه

پیامک کجا بودی ؟

سایه چیزه خاصی نداشت چیزی فعلا نمی نویسم

نوشته شده در دوشنبه پانزدهم تیر 1388ساعت22:18توسط کل کل کننده محسن |
هویجوری رسید به چند تا ؟
باران چه اصراريه اين طوري ابراز علاقه كني به من . مستقيم بيا

بگو محسن من عاشقتم ميميرم برات فوقش منم ميگم برو باران

خدا روزيت رو جايه ديگه گذاشته . نه والا راست نمي گم ؟ حالا

اينقدر بچرخ كه لوزالمعدات بيافته تو جورابت قلبت هم بره تو شش ات

لطف كن مي چرخي يه دامن قر قري هم تنت كن تا بشي بازار خنده و

كلي بهت بخنديم ...

سوسن جون زياد فرق نكي كنه تو سوسن باشي يا صغرا يا صفدر باجي

اصل اينه كه خيلي ضايع بيدي ( خنده در حد مسافرين ترمينال جنوب)

ليلي اين قضيه سرويس رايگانو كي درآورده باز ؟ دوباره تو رفتي دنباله استخدامي ؟

 

دوستان يه كم وقت واسه مايي كه سرمون شلوغه بذاريد ديگه فرت و فورت نياييد بپستيد

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت19:37توسط کل کل کننده محسن |

غزل جون قبلاً فكر مي كردم مشكله تو باشي نگو مشكل دهاتتونه  مطمئنم

نه تو نه دهاتتون نمي دونن تك سلولي چيه چند راه واسه خوب شدنتون :

مصرف گياهان دارويي از جمله بهار نارنج و برگ كاسني قبل خواب و بستن

خودتون به مدت يك شب به نزديك ترين امامزاده به دهاتتون . البته اميد زيادي

واسه خوب شدنتون نيست ولي يكم حالتون تسكين ميده .

مبينا شما جوابي نداري بهتره اعتراف كني كه كم آوردي نه اينكه منو يه جاي

ديگه لينك بدي . اصولا مادر بزرگ باشي يا نباشي توفيقي نمي كنه همون

چيزي كه هستي هستي (اين چيز رو سانسور كردم)

تو رو خدا مي بيني با ريفيق رووفاقات هم خوش و بش مي كني ميگن پاچه خواري

مي كني آخه ليلي جون مگه ما پسرا هم مثله شما دختراييم كه نياز به پاچه خواري

داشته باشيم ؟ در ثاني اشتباه نكن ( با لحني سفارشي بخون ) اون ساختمون به

سفارش داش گلت ( مي دونم دوزاريت كجه بايد بگم داش گل منظور خودمم) به

استاندار اردبيل بود كه هواي دخترايي كه كمپوت لازمه ميشن رو داشته باشه كمپوتش

هم از نوع گوجه باشه يعني وضعيتشون حاده حاده ( درست مثله حاله چند روز پيش تو )

ليلي بالاخره تونستي غير فعال كني ؟ بابا اي ول عجب كار شگفت انگيزي كردي. كل هاي

قبليت رو نديدم يعني اين تازه وارد ها از جمله غزل و مبينا از سر هويجوري هي پست هاي

چرند مي زنن آدم گم مي كنه جواب كي رو گذاشته تو بغله اش جواب كي رو گذاشته

تو صندوق .

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت19:4توسط کل کل کننده محسن |
سلامممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

باران خانوم من نیازی نمیبینم که به شما سلام کنم (سلام)بعدشم منو سعید نداریم که ...سعید رو تاج سر ما و دختراست پس زیاد من حوصله ندارم که به سعید سلام کنم چون دیدم دخترا هی پاچه میخوارونن من گفتم اگه منم برم که ...... میشه گرفتی باران جان؟؟؟؟  

مبینا من که گفتم مبینا اون پایین نوشتم (آپ قبلیم)   

لیلی خانوم ممنون.(البته من میمون نیستمااااااا   )

غزل چرا آپ نمیکنییییییییییییییی؟؟  

دوستان فعلن باییییییییییییییییییییییییییییییییییی

به قول یه آدمه:بعدییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت17:52توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
میمونممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم
سلاممممممممممممممممممممممممممممممممممممممممم

الان ساعت ۲:۱۰مین شبببببببببب هستش(البته به وقت من)

اون داستان رفتن من جوابش - در اومد...یعنی دیدم خیلی بد میشه اگه برممممممممممممممممممممممممممممم 

به همین دلیل هم نرفتممممممم..آخه داشتم میرفتم یه هو دیدم سمت چپم یه چیزی تالاپ و تلوپ میکرد نگاه کردم دیدم قلبم هستشفهمیدم دل کندن از اینجا واسم سخت شده ....   

خلاصه این که خیلیییییییییی دوستون دارم البته بعضی ها سر جای خودشون (همون یه آدمه)

لطفا پس از خواندن این متنا (بالایی هارو میگم) به این شعر زیبا توجه کنین.

 


در خواب ناز بودم شبی   

                دیدم کسی در میزند

                          در را گشودم روی او

                                     دیدم غم است در میزند

   ای دوستان بی وفا

             از غم بیاموزید وفا.....

                       غم با همه بیگانگی

                                   هر شب به من سر میزند.......به قول یه آدمه:()

خوب دخترا بسه دیگه گریه نکنین حال کردین؟؟ بی ربط هم نبود با رفتنم   

راستی مبینا خانوم ببخشید من هی گفتم میناااااااااااااا...به هر حال همگی خوب هستین خداحافظ (مینا...غزل...علی۲...محمد...سعید و...) نترسید بابا میرم تی وی ببینم   .

خوب تا آپ بعدییییییییییی بای.

به قول یه آدمه(غ):بعدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی    

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت5:8توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
آخرین آپ(شاید)
سلام

نه من اعصابم سر جاش و ایشالا خدا یه پولی به من میده و یه عقلی هم به تو.

بازم گافففففففففففففففففففففففففف دادی که.

مگه نقطه پر کردنیه؟

در مورد ۷..۸ تایی منظور نقطه بود ..بازم گاففففففففففففففففففففففففف

من گرفتم تو چیگفتی اما خودت فکر نکنم  

مینا خانوم ...این غزل هم نمیگفت شما باید عقب میکشیدی چون من چیزی به شما نگفته بودم ....در هر صورت بازم ممنونننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن  

دوستان شاید این آخرین آپ من باشه ..پس اگه دیگه آپ نکردم باییییییییییییییییییییییی

به قول یه آدمه:بعدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

نوشته شده در شنبه سیزدهم تیر 1388ساعت0:53توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
درست بخوننننننننننننننننننننننننننننننننننننننننن
مبینا تو به من گفتی دعا میکنم مثل این پسرا نباشی ...منم گفتم همه مثل هم نیستن...دباره اومدی گفتی آیکیوی من و دوستام زیر ... باشه ..ولی دیگه دلیل نمیشه به من فوش بدی ...که بگی خیلی بی شخصیتی....بعدشم شما اول جمله رو درست بخون بعد فوش بده ...چون من گفتم کسی که شکلک رو به عنوان مسخره کردن کسی بذار داره شخصیت خودش و اطرافیانشو نشون میده...نه این که شخصیت من میادپایین نه..من دارم میگم شخصیت طرف مقابلی که داره مسخره میکنه میاد پایین و

فکر کنم شما هم الان به من فوش دادی و منو مسخره کردی ..پس شما داری شخصیت خودتو و

اطرافیانتو نشون میدی. در ضمن من نمیخوام کار به فوش کاری کشیده شه وگرنه منم بلدم فوش بدم ولی به وقتش فوش میدم...شما هم لطفا از این  به بعد شخصیت خودتون و اطرافیانتون رو

از اینی که هست پایین  ترنیارین.در ضمن من با غزل داشتم شوخی میکردم و اون خودش منو میشناسه و بیرون از این وبلاگ هم رابطمون مثل یه خواهر برادر قوی هستش و اون منو دعوت کرد به اینجا پس هر موقع من به شما  چیزی گفتم بعد شما خودتو بنداز وسط...

ممنون میشم که دیگه دخالت نکنی ..چون من اصلا تو این چنتا آپ هام که غیر از یه مورد که جواب سوالتون  رو در مورد یکی بودن من با بقیه بود رو دادم و دیگه فکر نمیکنم به شما چیزی گفته باشم و بقیه ی  آپام داشتم با غزززززززززل شوخی میکردم .....شما چرا خودتو میندازی وسط.

بای

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت22:35توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
3 تا . نه 3
سلامممممممممممممممممممممم

غزل معمولا دخترا کم میارن هی فوش میدن و هیچ آدرسی از خودشون نمیزارن که من ردشونوپیدا نکنم و به ..... نبندمشون.(این ۱ نقطه)

بعدشم منظور از ۳ ...۳ نیست شما به ادامه ی ۳ توجه نکردی یه . بود ....منظور من ۳ نقط بود نه ۳ پس گاففففففففففففففففففففف نده    ( این ۲ نقطه)

یه مورد دیگه هم این بود که حق با تو هستش غزل جان من تورو تو حالت عادی نمیتونم یتا هم کنم اما تو حالت فوق عادی که خیلی پست تر از عادی هستش میتونم ۷..۸ تات کنمممم پس لطفا دوباره گاففففففففففففففففففففففففففففف نده  ( این ۳ نقطه)

و آخرین مورد این بود که ...شما از شکلکا هم حرستون در میاددددددددددددددددددددد...بازم

گافففففففففففففففففففففففففففففففففففف دادی غزل   

هشدار:لطفا کسی برای کسی دیگه شکلک نذاره که بگه این توئی ..یا واسه من نذاره ..چون این مسخره کردن میشه و میدونید که مسخره کردن هم یه نوع بی احترامیه و هرکی مسخره میکنه داره شخصیت خود و اطرافیانشو نشون میده.پس واسه من و یا واسه هم شکلک نذاریم بهتره.

غزل::::بعدییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی

بای   

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت21:6توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
حاضرررررررررررررررررررر
سلام  خوبید انشاالله؟...غزل تو شروع کن به ریختن پته های من ...فکر میکنی من واسه چی اینجا اومدم؟؟ اومدم بهت یاد بدم که وقتی داری پته ی منو میریزی مواظب باشی که پته های خودت ریخته نشه چون من به شما اخطار دادم که به این روی مهربون من نگا نکنموقعش برسه ..که رسید ۳تا. میشه + من حاضرم واسه تارو مار کردن شمااااااا...یاحسین 
مبینا خانوم همه ی آدما که یه جورررررررررررررررررر نیستن که..هستن؟؟

راستی من قبل از اینکه بیام این وبلاگ یه آپی کردم که در مورد دختراست ...از دوستان پسر و دختر میخوام که برن بخونن..

نکته:پسر ها در حال خوندن از خنده قش نکنید چون خیلی خنده داره   

اخطار:دخترایی که میخوان فوش بدن تو عمومی نظر ندن یا کلا فوش ندن چون من آخرش نوشتم که برا خنده آپ کردم.... فوش=بر خورد و همون ۳تا .   
به قول غزل : که ۳تا . میکنمش    بعدیییییییییییییییییییییییییییییییییییی   

دوستان بایییییییییییییییی  

آدرس وبم:http://tabiaatesiyasat.blogfa.com

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت16:43توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
مبينا بذار اول كاري يه چيزو بهت بگم من اينقدر سرم شلوغه كه فرصت نمي كنم

نوشته هاي كل كل كننده هاي ديگه رو بخونم چه برسه از نوشته هاشون

استفاده بكنم . عزيزم نبين اين وب آرشيوش از آبان ماه شروع شده من حدود

يك ساله عضو اين وبلاگم و تيكه آي كيو جلبكي رو من از روزاي اول راه انداختم

ونسبتش دادم به دخترا . اينو گفتم كه روشنات كنم . اگه من بچه زير دوسال باشم

پس تو بايد يه دويست سالي داشته باشي ( مادر جان ) پس معلوم كه با اين

سني كه داري موندي رو دست مادره جان .  از كي تا حالا لارو شده جزء آدما ؟

لطفا خودت رو به ما نسبت نده .

غزل جون تو داهات شما به يك آقاي جنتلمن (تعريف از خود نباشه ) ميگن

تك سلولي ؟ خانوم به اصطلاح با ادب اگه همه با ادبا مثله تو هستن من

پيشنهاد مي كنم همه بي ادب باشن

ليلي هم كه دوباره حال بد شد ه نيستش

باران كجايي / چقدر بهت گفتم اين قدر سريع نچرخ ، چرخ ميشي گوش ندادي

خوب ديگه يكم نچرخ خستگيت بره .

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت15:32توسط کل کل کننده محسن |
محمد 2 وارد میشود
سلاممممممممممممممم  
من محمد هستم البته با شماره ی (۲)

امیدوارم حال همتون خوب باشه البته با آقا پسرا نیستم چون شنیدم که حال شما رو بد جورگرفتن و به همین دلیل میدونم الان حالشون خوبه خوبه..  

من غزل رو میشناسم و اون بود که منو دعوت کرد به این وبلاگ.... خودشو دستی دستی بدبخت کرد چون میدونه من کل همه ی دخترارو تارومار میکنم   

  دخترا چرا از اومدن من ترسیدین؟؟؟ نترسین کارتون ندارم

 الان به روی مهربون من نگاه نکنیناااااااااااااااااااااااااااااااا

قاطی کنم هیچی  دیگه  بقیش ۳تا. میشه   

 دوستان هدف  من از اومدن تو این وبلاگ بی ادبی نیست فقط میخوام با آپ هایی که میکنم هم خودم و هم دیگرانو بخندونم   پس  لطفا ادب رعایت شه ممنون.

واسه امروز کافیه  نه؟؟؟ خدافظظظظظظظظظظظظظظظظ  

امیدوارم تک تکتون خوب باشید و خوب باقی بمانید.   

غزل:بعدیییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی


نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت2:8توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
عجب خر تو خریه
سلام به همه

میگم عجب خر تو خری شده ها

وبلاگ تند تند آپ کردن داریم ولی خر تو خریم داریم ، الان  اینجا مدل دومی داره اجرا میشه

بیا ! باران حالا هی بگو پسرا خنده دارن ! این غزلو نیگا

چته بابا ؟ به جای اینکه بشینی فک کنی کدوم کلمه رو به جای کدوم کلمه بکار ببرم که املام غلط بشه ! ( تو ذوق محمد مثلا میخوره ؟) بشین دو کلوم درست کل کن

به مورچه فلفلم بدی اینقد قاطی نمیکنه  ! بیچاره (غزل ) خودشو خودمختار تو فاز منگلا (والبته بی سوادا) قرار میده

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت1:17توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
عجب خر تو خریه
سلام به همه

میگم عجب خر تو خری شده ها

وبلاگ تند تند آپ کردن داریم ولی خر تو خریم داریم ، الان  اینجا مدل دومی داره اجرا میشه

بیا ! باران حالا هی بگو پسرا خنده دارن ! این غزلو نیگا

چته بابا ؟ به جای اینکه بشینی فک کنی کدوم کلمه رو به جای کدوم کلمه بکار ببرم که املام غلط بشه ! ( تو ذوق محمد مثلا میخوره ؟) بشین دو کلوم درست کل کن

به مورچه فلفلم بدی اینقد قاطی نمیکنه  ! بیچاره (غزل ) خودشو خودمختار تو فاز منگلا (والبته بی سوادا) قرار میده

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر 1388ساعت1:14توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
عنوان بهتر ازاین نداریم . داش سعید چاکر این مدیریتتم خفن
سام العليك

آخه وقتي محمد و سعيد و علي اينجا هستن آدم خيالش راحته

چون مي دونه كه همين سه نفر واسه پيچوندن دخترا بسه ديگه

من هم كمتر بيام چون اگه منم به اين سه نفر اضافه بشم ديگه دخترا

بايد از اين وب رخت بر ببندند بروند دوقوز آباد(نا كجا آباد)

محمدجون قطار بشي ريل بشم بياي رد شدي فنات شيم داش راستي

 من چون بچه منطقه عملياتي بعد جنگ هستم چند ماهي

معاف هستم بعد درس فكر كنم فقط واسه آموزشي بايد برم .

ليلي چرا به علي ميگي اينجا جايه واسه اسگل كردن پسرا ؟ ما

اسگل مي شيم يا شما ؟ شما دخترا كه هر چند دفع يك بار به دليل

ضايع شدن (اونم در حد آب شدن) ميريد ساختمون كنار صدا سيما .

ليلي ببين همه دخترا وقتي ضايع ميشن يا ميرن ساختمون كنار

صدا سيما يا مثله مهرآرا ميرن مسافرت در اصل ميرن آموزش كل ببينن .

باران من هميشه فكر مي كردم چشم و گوشت مشكل دارن ولي الان

فهميدم تو حسه لامسه و غده پينال مغزت هم مشكل داره و دائم

تو توهمي واسه چشمت ، سمعك واسه گوشت ، عصا واسه مغزت

كه وضعيتش حاده دار بست تجويز مي كنم توهم زدي من تو تب عشقت

بودم ؟ اگه اين طوري داري ابراز علاقه مي كني خدمتت عرض كنم اين

كارا فايده نداره !!!

غزل حالا تو نمي خواد به برو بچ درس ادب بدي ، در خودي نظري افكن

ببين چه خواهي ديد (به گمانم چيزي نخواهي ديد چون اصولا دختران

درونمايشان خاليست)

سوسن بيل كجا بود چشمات مثله باران بابا غوريه ؟ اين كه دستمه

قلمه و اسه ضايع كردنت بستمه . سوسن بله اصولا پسر هايي مثله

من كه مدام دارن دخترايي مثله سوسن رو ضايع مي كنن خطرناك هستند

ولي اينو يادت باشه به كسايي كه آي كيو زير خط فقر دارن مثله خودت

وبقيه دختراي وب ، بهشون ميگن سوسن (سوسن به معناي مغز جلبكي)

سوسن سيستم چت زنده رو گروه سايتمون با فضايي متفاوت طراحي و

به فارسي ترجمه كردند و براي اعضا سايته ولي اگه قرار باشه همه بيايم

چت زنده كنيم در يك وقت هماهنگ ، وقت رو اعلام كنيد تا سيستم راحت تري

رو ارائه بدم .

خانوم مبينا من شپش باشم حتما خودت هم لارو هستي آره ؟ مبينا

واسه ضايع كردن و شوت كردنت نياز نيست به مغزم فشار بيارم تو

خود به خدايي زمين خورده ايي (كوچول موچولو)

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم تیر 1388ساعت11:9توسط کل کل کننده محسن |
شهزاده ی من ،رویای من کو... کو هم قبیله ، لیلای من کو... << حمید حامی >>
سلام زیاد مزاحم نمیشم زود میرم!

 غزل جون شما هم واسه ما عزیزین

 اینم خارج از کل بود

 اون میگغتم هم واسه این نوشته بودم ببینم درساتو خوب میخونی یا نه!!

خدا رو شکر استعدادت خوبه

 یه سوال فنی: امر برش مشتبه بشه یعنی چی؟!!!

 خیلی زود پیشرفت کردیا!

همین دیگخ من برم

 

 باران جون خونه آمل واسه ما نیست که!!

دوستم اونجا دانشجو (دانشجو هست رو به محاوره چه جوری میشه نوشت!!) دونقطه دی !!

خونه واسه اوناس ماهم همیشه خرابیم روسرشون

 bow دیگه چیه؟

 baw دیده بودیم

 مثلا دخترایی که میخوان خودشونو نشون بدن تو اس ام اس هاشون مینویسن na baw!!!! یعنی نه بابا!!!!

 راستی یه سوال فنی دیگه :

 میسی یعنی چی؟ misi و mici و mi30 هم نوشته میشه!!

خوب بنویسید مرسی!!!

 

 

لیلی جون مرسی

خوش به حال داداشات مخصوصا آخریه که خیلی حال کرده

ایشلا خدا کمک کنه کسری سربازی رو بکنیم ۸ ماه!!!

 

راستی مری امره کیه؟

اسمش چه قدر جالبه

به هر حال خوش اومده

محمد۲ هم همینطور

 

 

 من برفتم

 

 غزل جون دیگخ غلطه . دیگه درسته!!

خوشحال شدی فکر کردی اشتباه بود!

 

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت13:16توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
6 ماه از خدمت سربازی ما کم شد!! و خدا بندگانش را دوست دارد!!

سلام خدمت بچه ها ی باحال وب
چون خوابم میاد زود میرم سراغ کل

اول از همه غزل جون سلام
بذار یه آهنگ توپ بذارم تا قشنگ همه دخترا رو منفجر کنم
یه لحظه گوشی!!

آهنگ roy's toy رو کی شنیده؟ معرکه اس مخصوصا اگه تو ماشین گوش کنی

خوب غزل جون داشتم میگغتم
اول از همه خانم مهندس مغز درسته نه مغذ !!!!
اینو کله پاچه فروش سر کوچه ی ما هم میدونه تو نمیدونی؟ ( شکلک خنده انقد خندید مرد!!)
بعدشم اگه بخوای hayavala رو فارسی بنویسی میشه هیاوالا
شاید منظورت hayavaalaa بوده
دیگه حرف از صافکاری زدن که کار اشتباهیه!!!
نمیخوام آنتی گرل بگم ولی وقتی یه دختر ساعت 5 قرار داره از ساعت 3 شروع به صافکاری میکنه!!
این که چیز وازهی بود!! ( گفتم شاید املای درسته واضح رو بلد نباشی به مشکل بخوری!!! )
ولی حالا که تابستون بیکاری بیا یه کلاس ادبیات فارسی برو جون من
این جمله سر تا پا غلطه آخه چرا دوتا فعل منفی تو یه جمله میاری که بهت بخندن؟
فكر نكنم حنجرت صدايي بيرون نياد
آخر از هنجره ام سدا بیرون میاد یا نه؟ (واسه تمرین و شروع کار غلط این جمله رو بگیر!! )
ما که خدا رو شکر شبا تو باشگاه انقد داد میزنیم صدامون از شیش دونگ هم رد شده!!

مبینا خانم شرمنده کردین خداییش
چرا از من معذرت خواهی میکنین شما باید ببخشین
اصلا من از طرف خودم همینجوری شخصا از شما معذرت خواهی میکنم
وای من باز چندتا پست رفتم بالاتر دیدم مبینا باز ازم معذرت خواسته!!!
بابا خواهش میکنم
آخه چرا پوزش
اصلا من کوچیکه همه بچه های خوب و باحال خاور میانه هم هستم
من ویژه از مبینا جون وبقیه بچه ها عاجزانه معذرت میخوام!!

باران جان همین طور که به آخرای شب نزدیک میشیم چشمای من سنگین تر میشه!
تو هم هی حرف از مسافرت بزن
بیخیال بابا یکی بیاد این بارانو ورداره ببره یه طرفی بیخیال شه!!
میخوای دوشنبه هفته ی بعد بیا با هم بریم شمال قول میدم خوش بگذره آمل خونه داریم

لیلی جون خوش اومدی
دوربینت مبارک
ایشالا جدا از خبرنگاری تو خوشیا باهاش عکس بگیری
جای این کارا میرفتی مثل من یه k850 میخریدی باهاشم اصلا عکس نمیگرفتی آخرشم میشنیدی که سه تا دکمه لمسی هاش خراب میشن زود میرفتی میفروختیش خیالت راحت میشد!!
بابا همه دوربین جیجیتال دارن منم میخواااااااااااااااااااااااام !!

در ضمن به یه خانمی هم باید عرض کنم شب رنگ واسه دوچرخه و دست انداز خیابونه نه ماژیک!!!
ماژیک های لایت درسته!!

من برم بخوابم بچه های گل

 

 

داش سعید میخوامت اندازه دور بازوی خودم و خودت و محسن
ببین چقد زیاد دوستت دارم ( عکس یه بوس که کنارش یه قلب هم باشه )


محسن جون بی تابتم

از مبینا هم که معذرت میخوام!!!!!!!!!!

علی ۱ نیستی بابا ، بیا که کشته دادی اینجا

ای بابا غزل هم که چند لهزه پیش پست زد بدون هزور من!!!

مهر آرا هم که هنوز نرفته!!

 

افراد آنلاین هم ۵ نفر

 

قربون دختر پسرای خوشگل و گران !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت0:28توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
 

داش سعيد پنچرتم خفن بدون چسب پنچرگيري

آق محمد واست شديم كانكت ، ديس كانكت كن تا فنات شيم

 

مبينا ببينا اينجايا جايه توهه يا جايه اينا (اينا همون مبينا) روش فكر نكن

مغزت بخار ميشه ميره هوا .

نه بابا ادب حكم مي كنه سلام كني ؟ مگه دخترا هم ميدونن ادب چيه ؟

پسرا مواظب رفتارشون باشن؟ / نه انگار بدنت دلش تنگ شده واسه يه ضايع

شدن توپ توپ آره ؟

غزل خانوم شما هم كه معلوم نيست چي ميگي لطف كن آرامش خودت رو حفظ

بعد حرفت بنويس بفهميم چي چي فرمايش مي كني .

شخصاً از گذاشتن شكلك خوشم نمي ياد دوس دارم شكلك رو تشريح

كنم ( اينجا يه شكلك گيوتين رو فرض كنيد كه درست رو سر باران قرار داره)

آخه ميخواييم با هم كل به رسم جنگ صليبي انجام بديم

باران گفتم بچرخ تا بچرخيم ولي نگفتم با اين سرعت بچرخي سرت گيج ميره

چشمات ميافتن تو كفشت ها (خنده در حد تماشاگراي ورزشگاه ) پسرا شعورشون

مثله سالاد الويه باشه بهتر از اينه كه رفتارشون مثله دخترا جلبكي و شركي باشه

     ؟

اين يهني (يعني) عميقاً سوال دارم اون سوال چيه ؟ مبينا غزل باران گوشاتونو بگيرين

آژانسه ؟

به به مملي هم كه اومده ببخشيد منظورم اينه كه ليلي هم اومده . ليلا خانوم تو اينجا

چكار ميكني ؟ تو الان بايد مهد باشي ؟ ساختمون بغل صدا سيما چه خبره؟(خنده

در حد مسافرين ايستگاه قطار) جدايي كل خوشحال شدم اومدي آخه اين تازه وارد ها

منظورم همينه ريزه ميزه هايي به نام مبينا و غزل و امثال ايناس ، نمي تونن اسم

خودشونو تلفظ كنن حالا واسه ما ميخوان شاخ بشن كه البته ريز مي بينمشون

ليلا اومدي بكلي يا نه ؟ باز كارت نيفته به ساختمون كنار صدا سيما ؟ آخه خبر رسيده

كمپوت گوجه كمياب شده . واسه همين نمي تونيم واسه ملاقاتت بياريمشون .

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت19:51توسط کل کل کننده محسن |
عنوانی چو بوی خوش بی عنوانی

سلام و دو صد درود

چطورین؟

یه خبری هم بهتون بدم: بنده به علت فقر مالی نمی تونم غیر از ساعت 11 شب به بعد آن بشم، اگه دیر جواب میدم یا تاخیر دارم، پوزش می خوام

فقره دیگه کاریش نمیشه کرد

باران جان شما که دائم الآنلاینی، یخورده بیشتر برس

 

علی 2 جان، عزیزم، من چطوری بهت بگم اینطوری کل کل نکن، فکر کنم کل کل رو با توهین و تیکه انداختن و نسبت دادن به اشیاء و حیوانات اشتباه گرفتی، اگه اینجوری بخواد پیش بره معاملمون نمیشه

قانون های شماره ی 4، 8، 9، 10، 11، 14

بهشون توجه کن، این آخرین تذکرمه، بعدی اخطاره

آزمون ورودی رو باید از تو می گرفتم که تا الان رکورد شکوندی و این همه قانون رو با توجه به تذکراتمون نقض کردی

هی نمی خوام چیزی بگم، نمیذارن که

 

خوب بریم سراغ سوسن:

حالت چطوره؟ چه خبرا؟ می دونم نمی تونی پست بذاریو حرفات تو حلقومت گیر کرده، ولی خوب من جواب پست قبلیتو می دم تا ببینیم بعدا چی میشه

ای بابا این کنکور ما چه معضلی شده، سوژه کم آوردین گیر دادین به کنکور من، به چیز دیگه نمی تونین گیر بدین؟

بلد نیستی؟ خوب اشکال نداره، تمرین کن یاد می گیری، لازمت میشه

Eeeeeee، شخصا می گی؟ پس منتظر بمونم؟

خوب چرا شرمنده می کنی؟ دعا و راز و نیاز کردن که سختی نداره، موقع دعا کردن که شنا نمیری، پروانه نمی زنی، بشین پاشو نمیری، دیگه خستگی و اوضاع خرابیش کجا بود؟

آداب زندگی رو زندگی بهم یاد داده( مخت خون اومد، زیاد بهش فکر نکن)

جدا؟ اگه اینارو بدونی به زندگی امیدوار میشی؟ خوب من بهت می گم که تو هم می تونی نفس بکشی هم می تونی زندگی کنی هم می تونی هر کاری که دلت خواست انجام بدی، این دیگه عنده امیدواریه

بابا گل پشت و رو نداره، آدم خوب که سر و ته نداره، نه؟

اینو آفرین، خودکشی خیلی بده، واسه آدمای ضعیف النفسه، از کسی که خودکشی می کنه!! زیاد خوشم نمیاد

نه عزیز، مطمئن بودم که منتظر نشستی تا من بیام باهات کل کل کنم، اینو دیگه همه می دونن، انکار نکن، به قول یکی از بچه ها خورشید رو تو روز روشن انکار نکن

قربون این جمله بندیت برم، چقدر فکر کردی تا این جمله رو گفتی؟ اصلا فعل و فاعل و مفعول و مسندش قاطی بود

"البته اینم بگم که چیزی که اینجا کمه یک نموره تعدادی پسر در ابعاد متفاوت با استعدادهای خاص خودشون که هیچ استعدادیم شامل حالشون نمی شه  است"

جمله ی باحالی بود

من کاری به پسرای دیگه ندارم، ولی اینو می دونم که خودم تکی حریف همتون میشم

همونطور که قبلا میشدم، از بچه های پارسال بپرس که تو کل کل های آنلاین چطوری همشونو می کردم تو گونی

آدم اگه مدرک داشته باشه بهتر از اینه که مدرک نداشته باشه، ولی اینم بدون، تلف کردن عمر بخاطر یه مدرک که به هیچ دردی نمی خوره بدتر از نگرفتن اون مدرکه، صدتا آدم برات میارم که مدرکشونو قاب کردن به دیوار و دارن یه کار دیگه انجام میدن، البته اینا به کل کل ربطی نداره، ولی اگه خواستی برات خارج کل شدیدا توضیح می دم

خوب اگه اینجا نیام الافی(علافی) میرم جای دیگه الافی(علافی)

هیچ موجودی تو این دنیا نیست که چیزی سرش نشه، آدم باید با همه نوع آدم نشست و برخواست کنه تا یه چیزایی یاد بگیره

مگه من به مادر بزرگ کسی توهین کردم که حالا بخوام به مادر بزرگ خودم توهین کنم

تو گفتی سنت از من بیشتره منم چون یه چیزایی رو می دونستم گفتم چطوری ننه جون؟ این کنایه هارو نمیشناسی؟

نه والله امیدی ندارم، کی میاد بیافته دنبال من؟

خدا رو شکر که کسی دنبالم نمی افته، راحتم بابا، زید می خوام چیکار؟

خوب شاید شاهزاده اش باشم، نشد فرمانده ی ارتشش، حالا دیگه با تخفیف سربازش، دیگه پایین تر از این تو شأن ما نیست

به لطف و حمد الهی بنده اصلا جی افی نداشتم که حالا بخوام باهاش Cut , Copy , Paste کنم

من تا حالا یادم نمیاد مادرم واسم لقمه گرفته باشه، البته خوشحال میشم اگه مادرم این کار رو برام کرده باشه، چون معلوم میشه خیلی دوسم داشته و من بچه ی خوبی براش بودم

آهان، یه چیزایی یادم میاد، تو مسافرتا که قابلمه ی کوکو و الویه دست مادرم بود برام لقمه می گرفت، اما من خودم میذاشتم دهنم

دیگه حالا اگه برای تو لقمه می گرفتن و میذاشتن دهنت من نمی دونم، اصلا شاید برات می جوییدن و هضمشم می کردن بعد میدادن بخوری تا قشنگ جذب بدنت بشه

اتفاقا اصلا اینطوری نیستم، صبرم خیلی زیاده

یه چیزی رو هم به همه ی دوستان بگم، من آدمی نیستم که از دست کسی ناراحت بشم، حتی اگه بدترین بلاهارو سرم بیاره، اصولا اصلا کینه ای نیستم، خداروشکر

در پس هر سخنی جمله ها خفته است( از خودمه )

این حرف تو هم بی منظور نبودا، یخورده فکر کن

نه بابا من و تیکه؟ من تیکه تیکه نیستم، کاملم

آهان منظورت اینه که این جمله هارو دوست داری و می خوای که برات بنویسم؟ آره؟

خوب فکر کنم دیگه بست باشه

راستی اینو بدون، من رکورد داره پست های طولانیم

فکر کنم اینو بدونی

 

باران جان، چطور مطوری؟

در مورد عضو کردن بچه ها باید یخورده با هم گفتمان کنیم، کارارو تقسیم کنیم خوبه

این قرص های تعادل روان کی اختراع شده؟

من که تا حالا نشنیده بودم

راستی، چطوریه؟ کل کل هات خوندن نداره ولی ترسیدن داره؟ این یعنی چی؟ یعنی اینکه یه نفر بی این که کل کلتو بخونه باید از کل کلت بترسه؟

این توهم نیست؟ فاز بالا می زنی، آمپرتو کم کن

آره دیگه، اثرات خنده ی زیاده، نیست تو هم جالب می نویسی

آدمشو نمی بینی؟ جدا؟

به قول یکی از بچه ها، یادم نیست کدومشون، چشمهاتو باید شست، اونم با باز، نه اسید، اسید چشم هارو ذوب می کنه، اما باز باعث پاکی و شفافیتش میشه( بی سوادا بی خودی اطلاعات غلط به مردم میدن )

من اگه این ویروس رو ببینم جفت پاهاشو قطع می کنم و باهاش گلدون درست می کنم، ببین کی گفتم، خدا بگم چیکارت کنه منو به این روز انداختی( وقتی از چیزی خبر ندارین بی خودی قضاوت نکنین. ممنون)

 

نیازی نیست جناب عالی جان فشانی کنی و ویروس رو بعضوی، اگه زنده برگشت(قرار بود من جفت پاهاشو قطع کنم و گلدون درست کنم) خودش بهم میگه تا عضوش کنم

قربونت بریم هممون؟ چه خودشیفته، برات کمپوته خیار باز کنم؟

 

سلام آبجی لیلی؟ خوش اومدی

فعلا چیزی بهت نمی گم چون می دونم از دستم شاکیی افتضاح;-)

 

اسلام العلیک یا مبینا، چطوری؟

خوشگلدیم تو کل کل بلاگ

انشاالله لحظات خوب و خوش و با ثوابی تو کل کلمون داشته باشی

نماز اول وقت یادت نره خواهرم

و رحمة الله و برکاته

راستی، اسرار نه اصرار، اسرار جمع سِره، یعنی راز ها، اما اصرار یعنی پافشاری

خواستم مستفیض بشین بانو محترمه

یه راستیه دیگه، قانون 8 don't forget

خواهشا دیگه اصلا شعر نگو و حس شاعوری به خودت دست نده، ما هم شاعریما، آبرومونو بردی

با تقدیم تشکرات و تقبلات

 

مهرآرا خانوم چطورن؟

از چی خسته شدی؟ از تایپ کردن این چند تا جمله؟ پس من چی بگم که روزی کلی تایپ می کنم؟

بابا قوی باش، محکم، مثل میخ استوار و مثل میخ طویله محکم

آفرین

 

سلامی چو بوی خوش آشنایی

غزل خانوم خوش اومدی

والله من زیاد با دخترای کرمانشاهی و کلا کرد آشنایی ندارم، نمی دونم اخلاقاشون چطوره، ولی با پسراشون تا دلتون بخواد رفت و آمد دارم، چند تا از بهترین رفیقام کردن

آخه من قومیت شناسیم خوبه، تقریبا اخلاق و رفتار قوم هارو می دونم

خلاصه خودت یه جوری سر کل کل رو باز کن تا بیشتر با این قوم عزیز آشنا بشم

راستی، کلاس چندمی؟ غلط املایی زیاد داری

 

داش محسن خرابتم، بد سکتورتم، اف دیسک کن فنا شیم

 

داش محمد خوش اومدی، دمبلتم، بزن فنا شیم

 

داش علی کوچیکتم، از سخنان گرانبهات نهایتا متشکرم، تروجانتم، اسکن کن فنا شیم

 

بقیه ی دوستان هم که خبری ازشون نیست

قربان همگی

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت1:23توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
یه قضیه رو اعصابم همیشه راه میره!!
سلام سلام ( این سلام دادن من مخصوص خودمه ها!! تقلب ممنوع ) تو پرانتز چشمک!!

 

چطوریایین؟ خوبین یا کمتر؟

وبلاگ دوباره منفجر شد کلی میخندیم

یکی بره شیوا رو بیاره که جاش واقعا خالیه

صدف جون بیا من دلم هوای کم اوردن کرده!

 

مهر آرا خانم حیف که نمیشه با اسم بقیه شوخی کرد وگرنه سر حرف چهارم شیفت نمیگرفتم

خوشم میاد هنوز خودتو جایی نمیبینی که با من کل بندازی!! حتی جرات نکردی اسممو بیاری تو پستت! قبل از این که پست بزنی یه خورده به خودت اعتماد به نفس تزریق کن بیا ( خنده به قول خودم در حدکمال تعجب!! ) حالا فک کن خنده در حد کمال تعجب چه جوریه!

حالا نمیخوام قبل سفر روحیه ات رو ببازی بهت چیزی نمیگم بری بیای سر فرصت نوبتت میشه!!

 

مبینا خانم و غزل خانم خوش اومدین

امیدوارم بهتون خوش بگذره و حسابی بتونیم از خجالت هم دربیایم!

 

یه سوال فنی: هیوالا همون هیولای خودمونه دیگه؟ یا شما به هیولای خودتون میگین هیوالا ( اینجا یه خورده خنده لازم داریم )

کی بود adsl داشت؟ ما نداریم مجبوریم شکلک مجازی بذاریم!! از صبح تا شب کار میکنیم آخرش میبینیم شپش داره تو جیبمون پلی استیشن بازی میکنه! انقد به شارژ همدیگه گیر ندین! شاید یکی مثل من موبایل ندیده باشه دلش آب شه! موبایل شما از اون خوباس که میشه باهاش اس ام اس داد؟!!

خودمونیما!! این غزل خیلی باحال پست میزنه! تو هر خط حداقل سه تا اشکال تایپی و هفت تا غلط املایی داره! شایدم انقد ذوق داره زود بنویسه اشتباه میکنه! من هیچی، من عادت دارم دارم بخندم نمیگی بقیه ممکنه از خنده روده بر شن بلا سرشون بیاد؟!

 

برو بچه ها من رفتم شام!

الان باران میگه ممد رفته سوریه!! نه عزیزم رفتم شام بخورم

 

بای تا های ( صدف کجایی؟)

 

 

 

 

 

 

این یه تیکه اختصاصیه:

محســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن

 

 

 

 

نوشته شده در سه شنبه نهم تیر 1388ساعت0:20توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
زنده باد بنده خدایی بنام دولت کل کل
سلام علیکم جمیعا

حال شما؟

من فقط اومدم یه پست کوشمولو بزارم تا سعید نحذفه منو ( این جمله بندی من چرا این شکلی میشه هی؟!)

این امتحان فردا رو بدم دیگه تمومه ! باز برمیگردم ! (البته یه پروژه دیگه میمونه ! ایخ)

کل کل ( مختصر و آبگوشتی به ناچار)

هی باران ! به قول سعید یاواش تر ! چیه شاخ شدی ؟ اون موقع ها که من بودم که تو اصلا تو سولاخ موش نمیرفتی ! اصلنا ! یعنی یه چیزی تو مایه های خاکشیر ، چی حالا؟ خب فلسفه وجودت دیگه !  بعبارت دیگر بشین لب تاقچه وبلاگ تا برگردم !!

سوسن ! بابا ما میدونیم روانشناسی ! تحصیل کرده ای ! سنت به ماها نمیخوره ! اینقدر اینارو تو سر ما نکوب اسحال گرفتم ! تو اون مغز سولفاتیت بگرد چیز دیگه ای پیدا نمیشه ؟(منم احساس میکنم سوسن زیادی اینجا رو جدی گرفته !( نیشخند بالدار)

دیگه؟

هیچی ! مهر آرا کجاش بزنی که صدا نده ! منو یاد اون پستای اول خودم انداخت ! همش با شکلک و در حد فدریکو فلینی ضایع ! (شکسته نفسی یک انسان صادق ) ولی گذشته از شوخی خوش اومدی ! ولی من از پسرای دیگه یه خورده خشن ترم ! گفته باشم ها

آقا یکی لطف کنه به زبون آدم معنی ضد دختر و ضد پسر رو واسه رفیقمون علی آقا (ورژن ۲ ) توضیح بده کسی توضیح نمیده ؟ باشه خودم میگم ! ببین علی آقا ، این تکست هایی که اینجا کپی میکنی توش نوشته دخترا اینجور دخترا اونجور خیلی به اسکلت این وبلاگ نمی خوره ! خیلی کلی کل میکنی ولی هر چی میخوای به این باران گیر سه پیچ بده  ! هم آدم خنده ش میگیره ! هم بیشتر حال میده ! هم در حد فدریکو فلینی خنده دار ( تاکید بر خنده دار بودن باران و قس علیهذا )

زت زیاد

نوشته شده در دوشنبه هشتم تیر 1388ساعت15:9توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
جمع دخترا گل بود با آمد مهر آرا هم به سبزه آراسته شد

همه شكلك ديگرونو مي ذارن اين بنده خدا شكلك خودشو

گذاشته . با نهايت تاسف براي دختران اين وب ، آمدن مهر آرا رو

بهتون تسليت ميگم ، آما ، آما به پسراي تريپ مشتي تبريك

ميگم چون يه نفر اومده كه راحت ميشه آويزونش كني و زار زار

به حال اش بخندي . مهرا آرا جون خوش اومدي كجا بودي ؟

مهرا آرا جونم شما لازم نيست واسه ما دفاعيه بدي . ما نياز

به يارو ياركشي نداريم . ما به شما آوانس ميديم كه جمعيتتون

بيش تر باشه .

سوسن مثلا كل كردي ؟ تو كه فقط جواب دادي هيچ نكته ايي

نداشت . البته بيش تر از اين از كودكان خردسالي مثله تو انتظار نيست

برو برو عزيزم برو اول مفهوم جلبك رو ياد بگير .

باران چشمات نياز به سمعك ندارن ؟ پس لابد وضعيتوشون خرابه

چشمات نياز به عصا دارن تا بهتر ببينن . بجنگيم ؟ مصبت رو شكر

هنوز نجنگيديم تو شكست خوردي واي به روزي كه بخوايم بجنگيم

تو رو خدا يه وقت محكم نجگي اوخ بشم ها .

باران نمي خواد نيروتو به رخ بكشي ، نيروتو جمع كن برو يه قل دو قل

بازي كن . بازم ميله خودت بچرخ تا بچرخيم ...

 

باران سوسن مهر آرا

پيشنهاد مي كنم به همه دخترا يه جا اظهاره پشيموني كنيد و استعفاء

بديد ويروس كه كلر قديمي بود دم سوختش رو گذاشت رو كولش و شونصدتا

پا هم قرض كرد و در رفت شما كه ديگه جايه خود داريد

 

 

دوستان واسه آشنایی بیش تر امشب ساعت ۱۱ تو یاهو آن هستم . کسانی که دوست ندارند

آی دی شونو کسی بدون میتونید همه جمع بشید رو سایت من و از سیستم چت زنده بدون

آی دی استفاده کنیم

نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت13:30توسط کل کل کننده محسن |
یاواش عزیزم، یاواش
سلام چطورین؟

ویروس که رفت، چیکار کنیم رفت؟ کاری نمیشه کرد، باید زندگیمونو بکنیم

علی ۲ جان، عزیزم گفتم متن های کوتاه نذار، اینجوری یه سری مشکلات پیش میاد که قبلا هم پیش اومده، بعدش من میگم بدرود تا درودی دگر، نه ویروس

باران جان، ما که از کل کلت چیزی ندیدم، کل کلت واسه بقیه است، جیغ و جوغت واسه ما

آخه کل کلهای تو که خوندن نداره، همش یا داری از اومدن و رفتن خودت تعریف می کنی، یا از دخترای وبلاگ تعریف می کنی و قربونشون میری، یا به در و دیوار وبلاگ گیر می دی و هی می گی چرا دمت درازه؟

یخورده کل کل کن خواهرم، چیزی ازت کم نمیشه

نه؟

مهر آرا خانوم، خوش اومدی، انشاالله لحظه های خوشی رو تو این وبلاگ داشته باشی، کل کل رو میذارم واسه یه روز دیگه، تازه از راه رسیدی، یخورده خستگی در کن

سوسن جان، خارج کل: چرا این حرفا رو جدی گرفتی؟

بابا اینا همش مزاحه، همه رو باید به چشم طنز و خنده ببینی و با لحن شوخی بخونی

شایدم من دارم اشتباه می کنم، ولی اینطور که من فهمیدم این حرفارو جدی گفتی

اگه اشتباه می کنم بگو تا کل کل رو ادامه بدم

قربان همگی

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در یکشنبه هفتم تیر 1388ساعت1:38توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
جنگ گلادياتور ها
 

باران تو  رو خدا تو جلو من حرف از عقل و درك نزن كه هر چقدر عقل  من كم باشه

از از تو بيش تره كاري نكن تحريمت كنم دق كني ها. واسه اطمينان لينكت ميدم

 به پست ترازو  علي .  مثل اينكه تو نه تنها عقلت كمه ،  چشمات هم نياز

 به سمعك دارن  . من كه گفتم من با هر چي كه  تو  مخالفي موافقم

 حالا  ميخواد  افغاني باشه ميخواد نباشه . حالا برو گريه كن در حد

 گودزيلا . ويروس جون قبل اين كه بياي نت يه آرمش بخش با

ويتامين B6 بخور . چرا سرخ ميشي ؟  6 ماه پيش كي

جذرات رو گرفت ؟ بله يادم علم  سبزي خوردكني

رو بنا كردي ، اسمشم گذاشتي مكانيك

زنانه.حالا چي  شده دست فروش

شدي ؟ مرغ مي فروشي . 

يونيسف كار كردن

بچه ها رو     

ممنوع   

كرده  

ويروس جون  

ما پسرا چرا عطر بزنيم ولي

بايد حشره كش هم با خودمون بياريم

آخه وقتي دختر ميان تو اين وب آمار سوسك و

موش بالا ميره آخه بد جور گند مي زنيد به وب .در ضمن

مرغ و شفتالو رو برو واسه باران توضيح بده كه بد جور به هم ميان

اويروس محترم اينم يادت باشه من در حد كلام تو نيستم چون خيلي از تو سر تر ام

نوشته شده در شنبه ششم تیر 1388ساعت15:6توسط کل کل کننده محسن |
کل کلی دوباره

سلام بر همگی

خوبین؟ چطورین؟

بالاخره بعد چندین ماه سختی و تلاش و تنبلی و بخور و بخواب این کنکور ما هم تمام شد

کنکور رو بد ندادم، بهتر از پارسال بود، ببینیم خدا چی می خواد، انشاالله هر چی زودتر جوابش بیاد تا ما هم بفهمیم برناممون چیه

خوب:

علی 2 جان، اول این که گفتی اسمتو بذاریم علی کاکا فرقی نمی کنه، ما فقط می خوایم یه فرقی بین شما با اون یکی دوستمون علی باشه، همین، حالا اگه می خوای اشکل نداره، برات عوض می کنیم

دوم اینکه قانون و تبصره و ماده و بند باید باشه، شما مشکلی باهاشون داری؟

جنابعالی نمی دونی آنتی بوی و گرل یعنی چی؟

Anti boy , Anti girl

برای اینکه معنیش رو بفهمی به کلمه ی زیر دقت کن

Anti virus

دیگه مطمئنا این کلمه به گوشت خورده؟ نه؟

در ضمن، از گذاشتن متن های یه خطی دو خطی اجتناب کن

عزیز من، اصول کل کل ما اینطوریه، اگه دوست داری کل کل کنی باید بهشون پایبند باشی، اگر نه به فکر یه وبلاگ دیگه باش، وبلاگ کل کل زیاده، اگه خواستی آدرس چند تاش رو برات می ذارم

فکر کنم دیگه مشکلمون حل بشه و نیازی به این توضیحات و تفصیلات نباشه

اوکی؟

 

یه هشدار به بچه هایی که اسمشون تو لیست نویسنده ها هست و هنوز کل کل نکردن، یک هفته فرصت دارین که کل کل رو شروع کنین، وگرنه بنده شرمندتون میشم

تو وب همتون بهتون خبر می دم، اما اگه نیومدین دیگه بقیه اش پای خودتون

 

خوب:

سوسن جان، بالاخره به هم رسیدیم، این همه خدا خدا می کردی که حالتو بگیرم، حالا دعات مستجاب شد

اوه اوه اوه، سوسن اوضاعت خرابه ها، قاطی می زنی خفن

اینا چیه نوشتی؟ خودتو خیلی تحویل گرفتی ها، داری مخفیانه ابراز علاقه می کنی ها

خوب یه بار دیگه می گم، تو می افتی دنبال من

خوب تو به زندگیت امیدوار میشی

آره دیگه، از زندگی سیر میشی وقتی ما رو می بینی، چرا؟ چون ما اینقدر خوب و انسان و با مرام و با پرستیژیم که تو وقتی مارو می بینی و با خودت مقایسه می کنی تازه می فهمی که هیچی نیستی و باید بری یه گوشه خودت رو با کش دار بزنی

من تو رو دیدم و امید بهم دست داده و اومدم پست گذاشتم؟ ول کن بابا، چی می گی، الکی خودتو تحویل نگیر، ذوقیده میشی ها

ای بابا کنکور چیه؟ مرد باید در تمام زمینه ها جلوی سختی ها به ایسته، نه اینکه استرس بگیره که وای خدا چیکار کنم چی میشه و از این چیزا

خوب کنکوره دیگه، چی می خواد بشه؟ مگه مدرکی که ما می گیرم برامون توفیقی داره؟

بی خیال

شما کدوم زمان کنکور دادی؟ یه توضیح کوچولو به ما بده تا سنت دستمون بیاد ننه جان

نتیجه ی کارمونم که اومد بهت خبر می دم، نگران نباش، اون موقع می بینیم کی می خنده

امید داشته باشم به اینکه یکی هم سن و سال خودم بیافته دنبالم؟

صد سال سیاه نمی خوام از این امید ها داشته باشم، من اصلا از جی اف بازی و این چیزا خوشم نمیاد

بابا تازه داریم معنیه زندگی رو می فهمیم، جی اف می خوایم چیکار؟

دوست نداری با کوژیک تر از خودت ازدواج کنی؟

نه ترو خدا بیا ازدواج کن، جون من بیا، بچه ی مردم داره له له می زنه، بیا باهاش ازدواج کن تا از دست نرفته

واسه خودت رانی هلو باز می کنی؟

مشکل اعصابه من ارثیه، با قرص مرص و دارو درست نمیشه، باید تحملش کنین

بیای خواستگاری من، یا خداااااااااا، آخر الزمونه شده، پسرای وبلاگ مواظب خودتون باشین، یهو دیدین یکی از این دخترا چتر شدن روتونا

باید حواسم به خودم باشه

من نامه میدم؟ جدا؟ حالا تو نامه هام چی می نویسم؟ بگو خودم بدونم

سوسن جان، حیف که الان مشهد نیستم وگرنه حتما برای شفای عاجلت دعا می کردم

 

خوب بریم سراغ اصل مطلب:

ویروس دو روز نبودم خوب برای خودت جولان دادی

فکر کنم چشات ضعیف شده، من لاغر شدم؟ هیکل به این گندگی رو نمی بینی؟

تو که کلا و اصولا ژولیده پولیده ای، کارش نمیشه کرد

ما از زمانی که یادمون میاد و اومدیم تو کل کل تو مشکل داشتی تا الان، انقدر هم دعات کردیم خدا گفته سهمیه تون تموم شده، تا آخر ماه نمی تونین دعا کنین

شاختو؟ آدم که شاخ نداره، تو داری؟

در ضمن، شاتر نه بی سواد، شاتل، آبروی ناسا رو بردی، خیر سرمون 74% پرسنل ناسا ایرانین، اگه بفهمن تو اینجوری گفتی همشون استعفا میدن میان بیرون

ویروس بار آخرت باشه واسه من تو این وبلاگ خاطر خواه ردیف می کنی ها ;-)

تو؟ تو مارو به زندگی امیدوار می کنی؟ حالا خوبه پرونده مشاوره ایت اینجا روی میز کامپیوترمه

اگه نبود چه چیزا به مردم که نمی گفتی

آره، من و پسرای وبلاگ داشتیم سر پستونک دعوا می کردیم چون می خواستیم خودمون اونو بهت هدیه بدیم، بابت اون دکترای قلابیت

جواب نظرتم تو نظر وبلاگت می دم بعدا

ای بگم خدا چیکارت کنه، همون بنده خدایی که 0919 داره، داشت از دستت دیوانه میشد، دارم با گوشیم از تولده دامادمون فیلم می گیرم این ویروسه ...... هی داره زرت زرت میس می اندازه، دیگه آخر مجبور شدن همه ی تماس هامو لغو کنم

بیکاری دیگه، آدم از زور بیکاری چه کارا که نمی کنه

من جرات ندارم تو رو پرت کنم بیرون؟ می تونی امتحان کنی

قوانین رو نخوندی؟ بیا، این از کلر کهنمون، برو بخون وگرنه مجبور می شم حذفت کنم

 

محسن جان، کجایی داداش؟ نوکرتم، فدات

قانون شماره 9 یادت نره

 

باران جان، چطوری؟

ممنون، انشاالله تو هم موقعی که کنکور میدی همون رشته ای که دوست داری قبول بشی

اصلا یه سوال، چرا همیشه من باید کل کل رو با تو شروع کنم؟ یه بار هم تو شروع کن

اصلا بلدی؟ فکر نکنم، این چیزا از تو بعیده

تو اگه کل کل بلد بودی الان اینجا نبودی، راستی، من خودم تکی نصفتونو می برم زیر علامت سوال، زیاد رجز نخون

 

صدف جان خوش اومدی

نه بابا کیک کجا بود؟ یه نیم چاشت خشک دادن که تو گلوم گیر کرد، آب هم ندادن

مردیم تا تموم شد

انشاالله تو هم موفق بشی

تا بعد کنکورت

منتظرتیما

 

خدمت: لیلی و شیوا و هستی و سوزان و سوگند و سایه

محمد و علی و پوریا

زود بیاین کل کل کنید، وگرنه......

 

اینقدر کل کل نکردم مردم تا این چند کلمه رو بنویسم، انشاالله تا چند روز دیگه که وبلاگ راه افتاد همتونو می ترکونم

از همه ی دوستان می خوام یه بار دیگه قوانین وبلاگ رو بخونن، حتما بخونین، وگرنه بعدا با هم دچار مشکل میشما

فعلا واسه اول کاری خوبه

تا بعد

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت23:34توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
بابا هیچی !!!
آخه باران حالا كل من بي معني ماله تو آخره معنيه؟

تو روخدا يه كم خودتو تحويل بگير اينقدر هم فروتني نكن خسته ميشي

نه من افغانيم نه ويكيلشون ولي من با هرچي كه تو مخالفي موافقم . (لج لج)

افتاد الان ؟ اگه نيافتاده به زور بندازم ؟ دور از مردونگي من بخوام با كل كلم

تو رو اذيت كنم . اينو اسمشو مي ذارن كودك آذاري كه من اهلش نيستم .

ويروس جون هر كي ندونه من خوب مي دونم تو وقتي داغ مي كني مي زني

تو خط جدي . نگو نه كه خودم بزرگت كردم . چقدر خودت واسه خودت محترمي

پس نيفتي ؟ والا از جايي كه ما يادمونه تو ،تو اين وب همش جريمه ميشدي و جريمه ات

هم اين بوده كه 100 بار از رويه قانون بنويسي . ديدم اون چشماي بادوميت (بلا به دور )

كل كل منو نديده (يا نخواسته ببينه يا جرات نكرده ببينه ) مجبور شدم از كل كل با علي

سو‍ژه پيدا كنم . البته شخصا فكر مي كنم كم آوردي . اگه كم آوردي بهتره

بري يه قل دو قل .ويروس نظرت چيه يه قانون ديگه هم ايجاد كنيم وقتي دخترا وارد

اين وب ميشن همراهشون آب قند هم باشه ؟

سوسن مي دوني ضرب ما در هر چي ميشه صفر ؟ آخه هر چيز از جمله دختر در

مقابله ما ناچيز و صفره واسه همينه جواب صفر ميشه . پس قبول داري

مغزت جلبكي شده ؟ خوب خوشحالم واقعيت رو قبول كردي به اين ميگن

كل كل دموكراسي

نوشته شده در جمعه پنجم تیر 1388ساعت15:49توسط کل کل کننده محسن |
طرفم فقط ویروسه نه سوسن هم هست علی هست . خوب نخواستی n+num
داش سعید امید وارم کنکور خوبی داده باشی .

ویرووووووووووووووووووووووووووووووووووووووووس (.)

نه آخه می خوام بدونم کجای دنیا بجای همراه اول میگن 0919 هان ؟

اگه اینجوریه خوب منم منظورم از زورتر همون زودتر بوده !!!

ویروس جونه بابا ، مغزت ویروسی شده ها . رابعا ثالثا جامداً حاکماً نکن

 خودت هم نمی دونی چی میگی .

من که گفتم عنوانم به زبان ریاضی بود تو گفتی به زبان برنامه نویسی بود

حالا دوباره اومدی میگی به زبان ریاضیه . اصلا معههههههههلوم چی چی موگویی ؟

 خنک شدی پیش شماره منو لو دادی ؟ خوب برو یه قل دو قل بازی کن . یه سوال

  مگه هنوز پستونک داری ؟

خوب بین خودمون چیزی بهت نمیگیم تو جامعه بفهمن تو هنوز پستونک داری زشته

منم جا داداش نداشته ات واسه خودت میگم خواه پند گیر خواه دوباره برو سراغ پستونک

 

یکی بیاد حرفای سوسن رو به فارسی ترجمه کنه . اصلا شما کی باشی که نصیحت کنی

خوش بختانه پسرا نیازی به نصیحت دخترا ندارن . اگه ما پسرا میخواستیم به نصیحت

دخترا گوش کنیم که دیگه سنگ رو چوب بند نمی شد . سوسن جون برنامه ات واسه

تابستون چیه ؟ چه کلاسی میخوای بری / بهت پیشنهاد میدم بری  مهد کودک کلاس

معاشرت . اونجا بهت یاد میدن که اول باید سلام کنی نه آخر . در ضمن این n+num قضیه داره

از 1 شروع شد الان رسیده به اینجا . زیاد نرو تو نخ اش . اون مغز جلبکیت دود میشه میره هوا

 

علی جون دمت گرم این ترازو خیلی حال داد . بگم دوستان این وزنی که ترازو نشون میده

یعنی اینکه محتوای دانشی مغز پسرا بالاست . گفتم که گفته باشم .

 

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت12:39توسط کل کل کننده محسن |
 

سلام.
                            ______                                      ______
                          |           |                                   |           |
                          | 2000g |                                   | 0000g |
                          | _____ |                                   | _____ |
                             |    |                                          |    |
                  ______ |   | ______                    ______ |   | ______
                 |__|__|__|__|__|__|                 |__|__|__|__|__|__|
                 |__|__|__|__|__|__|                 |__|__|__|__|__|__|
                 |__|__|__|__|__|__|                 |__|__|__|__|__|__|

میدونین اینا چی هستن؟نمیدونین؟

اینا ترازوهستش .(ترازوی محکه و خیلی دقیقه).

حالا چرا 2 تاست؟

رو کفه ی سمت راستی مغز دخترا و رو کفه ی سمت چپی مغز پسرا رو گذاشتیم.

با محک تفاوت را احساس کنید.

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت1:22توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
عقل کلها!!!!!!!!!!!!!!!
بزرگترین مشکل دخترهای ایرانی عقل کل بودن اونهاست تو همه چیز خودشون را برتر میدونند اما وقت نتیجه از همه پایین ترند کنکورم نمونشه بهترین کلاسها را میرند اما کمترین نتیجه را مگیرنند ببخشید که من خیلی رک هستم اما حقیقت تلخ اســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــت!!!!!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در پنجشنبه چهارم تیر 1388ساعت1:19توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
n +4 هویجوری / سوسن . ویروس = نرو تو کفش صابونی میشی
خواستم عاشقت کنم گفتی محاله  / اینم بمونه

یادم میاد وقتی بچه بودیم قصدمون این چیزا نبود

یادم میاد بچه بودیم تنها رویامون بستن بند کفشامون بود

یادم میاد دوران نوجوانی خلاف ترین کارمون خوردن چای غلیظ بود

یادم میاد بچه که بودیم رنگ سبز و با سفید و قرمز دوست داشتم

یادم میاد عاشق بودیم عاشق .

ولی یادم نمی یاد ، دست معشوقه خیابونیمونو گرفته باشیم و تو جمعی دم از

سیاست زده باشیم .

باران خودتی ؟ جون بی جونه این ویروس خودتی ؟ چرا لحنت عوض شده ؟ آهان

داغ کردی ؟ چیه انگار پوریا حرف از قوقولی میزنه ذوق میکنی . باران شما دخترا

اصولاً از له کردن شخصیت آدما خوشحال میشید . اگه این جور نباشه پس چرا

اسم یه آدم اِمریکایی میاد حال می کنید ولی از افغانی متنفرید ؟

ویروس برو استعفاء بده . چرا ؟ آخه عنوان من کجاش زبان برنامه نویسی ؟

مثلا رشته ات ریاضی ؟ به قول میلاد تو رشته ات آشی نه ریاضی .آخه تو فرق زبان

ریاضی رو با زبان برنامه نویسی نمی دونی ؟ . اوهو . بابا اقتضای سنته اوهو .

بابا مردم ازین کلمه . حالا تا دیشب به کل کل میگفتی مل مل حالا واسه ما

غلط املایی می گیری ؟ اوا ویروس جون هنوز پستونک میخوری ؟ که به دیگرونم

غرض میدی ؟

(زهرا خانوم دمت گرم دیگه . باور کن ازات انتظار نداشتم حالا شماره من با 0919 شروع

میشه ؟ واقعا متاسفم واسه خودم که رو تو حساب می کردم .)

 

سوسن واسه پست جدید وایسا برم شام بخورم بعد میام میخورمت ببخشید

میام جواب میدم

بابا مردم ازین کلمه . حالا تا دیشب به کل کل میگفتی مل مل حالا واسه ما

غلط املایی می گیری ؟ اوا ویروس جون هنوز پستونک میخوری ؟ که به دیگرونم

غرض میدی ؟

(زهرا خانوم دمت گرم دیگه . باور کن ازات انتظار نداشتم حالا شماره من با 0919 شروع

میشه ؟ واقعا متاسفم واسه خودم که رو تو حساب می کردم .)

نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت22:15توسط کل کل کننده محسن |
عنوان مطلب : n+2 تا هویجوری / کنکور ^ مزمز
زمام نظامی بدست اش بداد / گلاب و گلابی نداد

قل اول اش را به بادی بداد  / ز صبح دمش امیدی نداد

این شعر و بعضیا خوب معنیشو میدونن ، یکی از اون بعضیا ویروس جونه

باران شما هنوز بزرگ نشدی الان یک ساله ها . یعنی چی پسرا اندازه 10 افغانی ...

مگه افغانی ها آدم نیستن ؟ مگه دختر پسر ندارن که میگی مثله 10 افغانی ... ؟

سوگند رو که زیاد نمی شناسم و فکر نکنم چیزه مهمی باشه

واما سوسن که زیادی داره ....(بیییییب)...  آره ؟ بازیه ؟ بازی دوس داری ؟ سوسن جون

این قضیه مرغ ها بحثی است کاملا فلسفی که خانوم ماری کوری هم نتونست درکش کنه

چه برسه به شما . آما آما آقا جان آما . بعله مرغ های خوش آواز آما داره . باید بری تو صف

سوسن جون می دونیم شما اهل نصیحت نیستی آخه شما اهل هیچی نیستی . آره ابجی

 اینو من باب پست بالاخره ات گفتم .

یه لحظه سکوت یه لحظه .... یه موجو ریزه میزه داره کف زمین بالا پایین می پره . اِوا یه پارچه

سبز هم به ساعد دستش بسته ! آهان این ویروس جونه .آخی ویروس خوبی ؟ کجا بودی نبودی ؟

من خودمو جر بدم مثله تو کل کنم ؟ مثله تو کل کل کردن دور از شخصیته منه . زهرا خانوم

یه عذر خواهی بهت بدهکارم . راستش اس ام اس هارو بسته بودن نشد از شما اجازه بگیرم

واسه همین بدونه اجازه ات  ش م ا رت  رو دادم به عطش .  خواستم مشهد تنها نباشی

 گفتم عطش رو بفرستم سراغت .

داش سعید و ایول . داداش ببینیم می زنی تو گوش هوا فضا ؟

آق پوریا ما مخلصیم . داداش ما چاکریم دربست تا آخرش . تو راهی هم سوار نمی کنیم .

ممد گل که خیلی باحاله زورتر بیاد یه حالی به محفلمون بده .

www.kasitline.com  از میر حسین تا روابط دختر پسر آخرش دانلوده . بیا سوا کن

نوشته شده در چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت0:10توسط کل کل کننده محسن |
NOD32 Antivirus ESET Smart Security
سلام

من ۵شنبه کنکور دارم

ویروس برو خدا خدا کن تا ۵شنبه یه بلای سرت بیاد و نتونی دیگه بیای نت

وگرنه یکی می زنم تو گوشت جفت کلیه هات دیالیزی بشه

فهمیدی؟

من؟ من؟

من برم جلوی پای سوسن بیافتم؟

شتر در خواب بیند پنبه دانه    گهی لپ لپ خورد گه با ملاقه

برو دلت خوشه

بی خودی این سوسن بیچاره رو به زندگی امیدوار نکن

بذار تو حال و احوالات خودش سیر کنه

یهو دیدی از فردا افتاده دنباله من

منم اعصاب ندارم .. .. . . . . .

دیگه خودت ببین چی میشه

ویروس قانون ۱۵

پوریا جان عزیزم، فدات بشم قانون شماره ی ۴ یادت نره

فعلا

بعد کنکور کسی جرات داره نیاد کل کل

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در سه شنبه دوم تیر 1388ساعت18:39توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
به به
دختر خانوم (سوسن)عزیز کل بلد نیستی چرا چرت و پرت می گی

من فکرم در زمان روم باستان زندگی می کنم از ان زمانی مرغ ها را با کنتاکی درست می کنند

من خیلی به مزاجم سازگاری داره البته درکت می کنم

دوس نداری خورده بشی البته بیچاره خروس ها را می کشند بجای مرغ می فروشن

از طرف خروس تاج دار

نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388ساعت13:32توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
عنوان یا انوان؟
سلام به برو بچ

از دوستانی که لطف کردن و این چند روزه نذاشتن وبلاگ تار عنکبوت ببنده تشکر و قدر دانی می کنم

منه بدبخت کنکور دارم

این ۴ تیره عذاب آور بگذره، اون وقت می دونم چه بلایی سرتون بیارم

ورود سوسن و سوگند و سایه و چند نفر دیگه رو به وبلاگ خیر مقدم می گویم

امیدوارم بعد کنکور همه ی دوستان دوباره دور هم جمع بشیم

فقط خواهشا کامنت های وبلاگ رو غیر فعال کنین، دوست ندارین که مردم وبلاگ رو با الفاظ رکیک رنگین کنن؟

قربان همتون

تا کل کلی دگر بدرود

نوشته شده در جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت15:33توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
n +1 هویجوری
سوسن جون تا موقعه ایی که اینجا هنوز شکل رسمی نگرفته باید

پست من اول باشه . نبینم باز بیای یه ژست رو ژست من بزنی ها

فعلا تا شروع نشده عشق اسسسسسسسسسست

نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم خرداد 1388ساعت19:10توسط کل کل کننده محسن |
اه خسته شدم کسی نیست کل کند
سلام به کی به خودم سعید اینجا چی شده

هیچکی نیست یا میترسن بیان یا هم که دارن خر میزنند

من که خسته شدها

نوشته شده در سه شنبه پنجم خرداد 1388ساعت11:46توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
به به چه وبلاگی
این چند نفر به یک نفر کل می کنه ادم نمی تواند حریف بشه

از پسرا بیان کمک این مرغ ها سر منو خوردن

مثلا اخر هفته هست کجایین پس

 

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم اردیبهشت 1388ساعت21:18توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
پوریا ناراحتو پر انرزی برگشت
سلام می کنم به همه ی اعضای کل کل البته قدیمی ها منو می شناسن

من پوریا مخلص همه ی پسرهای کل کن ضد مرغ هستم مرغ در این جا کنایه از دختر هاست

شاید در پست هایم با مرغ خیلی روبرو بشین گفتم که بدونید این وبلاگ پر مرغ اومدم پر همشون بکنم

البته با کمک پسر های خوشتپ خب برم ادامه ی معرفی بچه تهران نیستم شهرستانی هستم بعد ۱۶ سالم شماره شماره شناس نامه ام :به شما ربطی نداره دیگه چیزی یاد م نمی اید

از اقا سعیدگلایه دارم چهار بار گفتم ولی عضوم نکردین ولی الان امدم .بازم ازت تشکر می کنم دادش

علی جان ارادت کامل است

خدافظ منتظرم کل کنید مرغ ها بای

 

نوشته شده در چهارشنبه سی ام اردیبهشت 1388ساعت0:59توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
این عنوان خوب بید ؟
يه سلام گرم ونرم خدمت داداش هاي گل و داش سعيد و محمد و علي جون

به به به كربلايي صدف خوش اومدي چه خبر از عراق ؟ وضع بهداشت اطراف

حرم چطور بود ؟ چند سال پيش كه وضع نابه ساماني داشت . واسمون

دعا كردي حالمون خوب بشه ؟ بابا ما چيزيمون نيست اگه مي بيني بي حاليم

فقط به خاطر اينكه شما دخترا درست بشو نيستيد افسوس مي خوريم . يكم

اصلاح كنيد . باششششششششششششششه!!!! راستي قسمت بشه

بري سوريه . صدف وقتي به اتوبوس زائرا حمله كردن شما كجا بوديد ؟

سوسن شما اول اينكه زياد ابراز وجود نكن دوم اينكه اميد وارم خوش بگذره بهت

اين وب . چون علاقه به قانون داري بايد يه قانون نانوشته اين وب رو برات بگم

اين قانون ميگه كه دختران درنهايت تو كل كم ميارن و ضايع ميشن و ما اين

فرصت رو بهت ميديم كه دمت رو بذاري رو كولت و بري (اگه دمي داشته باشي)

خارج از كل از حرفهايي كه زده ميشه ناراحت نشو اگه ناراحت بشي هم

فرقي نمي كنه . در ضمن يه سري به سايت من بزن www.kasitline.com

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388ساعت20:42توسط کل کل کننده محسن |
منم ... همو که ...
بچه ها سلام

حالتون خوبه؟

بعد از کلی وقت اومدم

یه زمانی اینجا چه خبر بود ولی حالا... خب دیگه ... پیش میاد

فقط اومدم بگم من دلم براتون تنگ شده الانم خیلی دلم میخواد کل کل کنم ولی نه حالشو دارم نه وقتشو ... میدونین چیه؟ مرتب داره گــُه ( با عرض شرمندگی ، غیر از این کلمه جوابگو نیست ) به در و دیوار زندگیم پاشیده میشه فجیع !! این دانشگاه لعنتی هم امون نمیده ، اتوماتیک وار باید وقتتو پاش بسوزونی

هیچی دیگه ، یه نخودی جدیدم به جمع دخترا اضاف شده که خوش آمد میگم !! ولی اینجا فعلا خبری نیست که ....

سعید جان ! دیگه تحویل نمیگیری داداش ! درساتو بخونیا

صدف جان زیارت خیلی خیلی قبول ، تولدتم پساپیش مبارک ، (من که درست حدس زدم ! گفتم دوم خردادی هستی )(هوئق!)

 

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اردیبهشت 1388ساعت18:38توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
صدف رفته به وبلاگ باز آید غم مخور-----وبلاگ کل کل شود دارالمجانین غم مخور
سلام

خوبین همتون

فقط خواستم بازگشت غرور آفرین صدف رو به وبلاگ کل کل تبریک بگم

می گم تو کربلا و سامرا و کاظمین دنبال شفا نگرد

گره کار تو فقط به دست خود خدا باز میشه

خیلی خوشحالم که سالمی

کلی نگرانت بودیم(بودم)

راستی

تولدت مبارک

خوشا به سعادتت که بغل حرم و حریم امام حسین و حضرت ابالفضل بودی

اینم یه  برای آبجی صدف عزیز

دیگه شرمنده وسعمون (وصعمون، وثعمون) بیشتر از این نمیرسه

انشاالله سال های سال زندگی پربرکت و خوشی داشته باشی و خدا شفات بده و یه سرسوزن عقل به تو بده و یه تریلی تراول ۲۰۰ تومنی به من( البته پول خوشبختی نمیاره ها، ولی لامصب لازم میشه و بدون اون زندگی سخته)

قربان همتون

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388ساعت23:47توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
کل کل هممون بیست؟، چرا از هیچکدومتون خبری نیست
سلام بر همه

ذوق نکنید، غش هم نکنید، وا نرید، سکته نکنید

بابا فقط اومدم یه چیزی بگم و برم

همین

ویروس جان خدا نکنه، زبونه درازتو گاز بگیر، برو خدارو شکر کن وقت ندارم، وگرنه تا الان ترکیده بودی، شیوا تو هم همینطور

صدف جان، خوبی؟ اول از همه سالمی؟ اگه کسی خبری از صدف داره بگه، امروز خبرای بد شنیدم، که خدا کنه در مورد صدف جان نباشه

جدا از اون خبر، خوش به حالت، دعامون کن، انشاالله سالم بری و سالم برگردی، یخورده هم برای خودت دعا کن تا خدا یخورده عقل بهت بده، شدیدا نیاز داری

فدات

بچه ها می گم خداییش ما از تابستون پارسال تا الان کی مثل آدم کل کل کردیم که الان دفعه ی دوممون باشه، مثل اینکه کل کل فقط برای تابستوناست، انشاالله تابستون همدیگه رو می ترکونیم، این کنکور لعنتی رو بدم و خیالم تخت بشه، یا می رم سربازی، یا میرم تا دانشگاه، یا دیگه نهایتا میرم آزاد

باران جان، چه خبرا؟

تو فعلا مواظب باش کسی خارج قوانین حرف نزنه، تا یه وقت خدایی نکرده بلاگفا جمعمون نکنه یا فی-لتر نشیم، آخه بلاگفا بدجور افتاده رو دور حذف وبلاگ های کل کل

داش محسن کرتیم، از داداشت چه خبر؟

انشاالله حالش خوب باشه

داش محمد هم که جای خود داره، فداشیم

راستی، امحدی نژاد اومده بود شهریار، من که اصلا حوصله نداشتم برم، جاش رفتم باشگاه یه وزنه ای به بدن زدم( می دونم نوشتم امحدی نژاد، این کارم دلیل داره)

قربان همگی

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت2:13توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
هیچی دیگه
درود بر گل پسرا سعید جون کجایی؟

ویروس سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام کردی ؟

آره بابا سلا کرد بچه خوبیه !! خوب با یه سوال شروع

می کنم می دونی چرا حذف نشدی ؟ خوب تو از همون

اول چیزه مهمی نبودی و بودو نبودت اهمیتی نداشت

واسه همین اصلا نبودت احساس نشد چه برسه

بخوایم واست وقت بذاریم و حذفت کنیم .آره این طوریاست

حالا چرا نیومده اینقدر شلوغ پلوغ می کنی ؟ خوبه

ویروسی بیش نیستی اگه یه جونوری(از نوع دراکولا) مثله

شیوا بودی چیکار می خواستی بکنی .ببین شیوا چه

جونور آرومیه (طفلک!!)

شیوا اختیار داری تا جونور بودن مختص و لایق خودته

ما همین که انسانیم واسمون بس (بس از نوع ویتامینه اش)

 

نوشته شده در چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت21:58توسط کل کل کننده محسن |
راستی یادم برفت
راستی یادم رفت تا سعید درس میخونه یه استفاده کنیم

دوستان این برای ۱۰۰ بار شما رو برای مدیر بودن

در سایت رسمی کاسیت دعوت می کنم

کافیه یه سر بزنید عضو بشد و مدیریت هر موضوعی رو که

دوست دارید رو انتخاب کنید و بعد چند پست

مدیریت متفاوتی رو تجربه کنید یعنی شما تو وبلاگ هاتون مدیریت

مطالب و نظرات رو دارین اما رو سایت من می تونید مدیریت

انجمن و پیکربندی و دانلود ............. (کلی چیز های دیگه)

www.kasitline.com

نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت14:9توسط کل کل کننده محسن |
هویجوری تو سال جدید
س س س س سلام
آرامش چیز خوبه که یه هفته من نداشتم
بخاطر تصادف داداشم این یک هفته رو نتونستم بیام
امید وارم حالش بهتر بشه با خیال راحتتر بیام
سعید جون چطوری الهی کنکورت رو خوب بدی ولی زیاد فکرشو کنی
خراب میشه ها

محمد جون خوبی ؟ دلم واست تنگ شده بود دوریت برایم
مشکلیه کاشکی تورو می داشتم

بابا شیوا زیادی مست کردی که پسرا رو با سوسک مقایسه می کنی ها
شما که حیفه اصلا با حشره مقایسه اتون کنیم ، آخه به حشره جات ها
بر میخوره

باران کوچولو چی موگوی ؟ کجایه کاری سایت به مرحله کسب درآمد هم رسید

صدف جون تولد تو هم مبارک باشه حالا هر وقت که هست باشه فرق
آنچنانی نداره

خدانگهدار به امید دیدار
داریم میریم از پیشتون خدا نگهدار
 این شعر هم نمی دونم کجا شنیدم

نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت13:58توسط کل کل کننده محسن |