X
تبلیغات
کل کل دختر پسرها (کل کل تو ایران)

کل کل دختر پسرها (کل کل تو ایران)

جنگ جهانی سوم بین دخترها و پسرها
سک سک
سک سک !!

نه دارم می خونم دارم میام . فقط یه چیز بگم

؟

؟

قاب وب درهم و خیلی چرند می زنید (دخترا ) لزوم نداره زود به زود بیاد فقط میاید یه

چیز درس درمون بزنید .

ببینم س سک سک درسته ؟

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت20:22توسط کل کل کننده محسن |
....چنین بی کس شدن در باورم نیست(حال کردی شیوا؟؟؟؟)
بزن زنگو به افتخار خواهر شوهرررررررررررررر نخود آشی پویااااااااااااااا

پوریا جون من که یقه ی دوماد و نچسبیدم خودش اومد خاک پام شد رفتم رو چشمش بعد با یه قر گردن گفتم حالا که خاک پامی پاشنه ی کفشم رو چشمت جا داره بزار فکر کنم بعد خبر و بهت می دم و از اون جا که خ. بهتر از اون گیر نمی اومد بعد از مدت های مدیدی گفتیم بلههههههههههههههههههههه دوسته مامان محمدمه

"نمی دنم واسه غذاهتون اینجوری هرت پرت می کنی یا هنر هاتون"  پیام نامفهوم بود (خنده در حد پاره شدن رگ آئورت سعید )

عزیزم به اعصابت مصلت(درست بید اثتاد؟) باش ما فرار نمی کنیم همینجا نشستیم کل کل می کنیم مطمعا باش به جانه سعید

محسن جون عزیزم یه قرص اعصاب بده به آقا اعصابش آروم شه

به دلیل اعصاب مختوش(درست بید؟)پوریا جون ما از جواب دادن به کل نامفهومش معذوریم

بعدیییییییییییییییییییی

راستی پوریا اگه مامی محمد منو دست انداخته منم تورو دست انداختم (خنده در حد مرگه سعید)

بیچاره سعید همیشه از جونه اون مایه می زاریم ( puor saeed)

شیوا جدا از اون که مامان بودن بهشون میاد سبزی پاک کردن و خاله زنک بازیم بهشون میاد

مامانی من ریحان دوست دارم زیاد خریدی که؟؟؟؟؟؟؟

شیوا جون من غلط بکنم تک خوری بکنم بیا چیزی که ریخته خ. خوشگلو پولدار و باکلاسه یه کیشو من سوا کردم یکیشو تو لطف کن و قدمی بر چشمش بگذار

می گم شیوا واسه من که افت کلاسه محمد  و سامی و پوریا بشن ساقدوشم و جزو خونواده ی شوهرم

بعدم این پسرا اگه هر کدوم برادر زنه شوهرمون بشن که ما هوو بیدیم و سوگلی ولی از اونجا که ماها چتر بازی رو در این مورد نیاموختیم بریم پسرارو تور کنیم که این محمد و سامی هم باهامون نصبیت پیدا نکنن

پس نتیجه می گیریم سحر می شه خواهر شوهر من نه خواهر زنه شوهرم

می گم شیوا در مورد مامانت کاملا باهات موافقم مغزش مثله بادکنکه صورتی می گه پووووووووووووووووق

 

مااااااااااااامااااااااااااااااااان محمد بیا نازت کنم ازت تعریف کردن سر بلند شدم

سعید نگرانه پاکت نباش چیزی که تو هواپیما زیاده پاکت من پاکتمو بهت می دم

سعید مهم اینه من دلم واسه همه تنگ می شه نه تو

مغزت تو دیگه(قابلمه ی بزرگ) داره می جوشه البته با مخلفاتش واسه فردا صبحونه

اتفاقا سعید به یه خاکه پا نیاز دارن دومادای منو شیوا تو هستی؟ مطمعا؟ باشه ما روت حساب می کنیم می تونی بشی نقله عروسی بری هوا بعد بیایی پایین اون وقت بچه ها جمعت می کنن می خورنت

پس چی فکر کردی؟؟؟؟؟؟ جونت سر راه بوده و هست (تا وقتی ما اینجا عضویم)

پس اگه نمیایی جهنم میز لوزیتونو آقای مدیر بده سمساری من با خودم یه میز پنج گوشه که بدم درست کنن با خودم  می آرم شیطون رام نمی ده بدونه شماها

سعید جدا که ارشمیدسو گذاشتی تو جیب چپه کیفت قسمته مخفیش باهوش به خودم سلام برسونم؟؟؟؟ مگه نمی دونستی من عزرائیلم؟؟؟؟؟؟؟البته فرشته

نه به جانه تو می گم به جانه تو خیلی چندش بود . مامان کیسه ی هواپیماتو بده............. (کارایی بود که سعیدم انجام داد اما به دلیل دختر بودن دو قسمته آخرشو حذف کنین و چون ماخوض.ز.ظ. به حیا هستم همون قسمته اولشم برای بینندگانه عزیز پخش نمی شود )

مطمعنی زیبایی؟؟؟؟؟؟؟؟

والا من کم نمیارم اگه کلاس نیاز به طی داره می تونی خودت و دوستان یه سر و سامانی بهش بدین همین راهنمایی از دستم بر میومد دیگه ببخشید

اتفاقا بر عکس سعید من عاشق بادکنکه سفیدم

می خوایی واست کارخونه ی بادکنک بفرستم؟؟؟؟ سیاره ها نگرانه اونش نباش بادش کن برو سر کوچه ها جار بزن بادکنکیه بادکنککککککککک باد می کنیم میدیم یه تومن

آخ خسته شدم دیگه

فعلا

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت19:0توسط کل کل کننده غزل |
یا علی گفتیم وکل اغاز شد
سلام به من وتو و او وما و شما وانها

میدونم خیلی از عید گذشته اما عیدتون مبارک

چیه همه تریپ رفتن برداشتن؟به قول شاعر منو تنها نذار رو قلبم پا نذار

محسن جون بعد از صدو بیست سال از خواب زمستونی بلند شدی؟

تا حالا کجا بودی بعد از اینهمه وقت اومدی جواب میدی؟ حالا برو صورتتو

 بشور بیا سر میز!من شبیه ویترین مرغ فروشی ام؟تو برو خودتو توی

 ایینه نگاه کن شبیه ویترین قصابی اصغر اقایی!راستی توی شهر شما

 هنوز ایینه نیومده ؟البته توی شهرا که ایینه هست احتمالا شما توی

دهاتتون که پشت کوه هستش هنوز ایینه ندارید وباید توی اب حوض نگاه

 کنید.بیخیال بهر حال ما توی شهرمون توی ایینه خودمونو نگاه میکنیم!

داداش محمد مبارکه به سلامتی مدتی از شر کچلی در امانی پس!هر

چند از خاموش باش ساعت9 وبیدار باش ساعت4واسه نماز صبح فاکتور

 میگیریم وکلاغ پر وایناهم که ولش کن.

سعید جون اولا بابت لطفتون بعنوان مدیر ممنون.من که کلی ندیدم وگرنه

 میدونی که توی مرام ما جواب ندادن نیس!البت  ما هیچ رقمه کم نمیاریم.

شما کد  رو هم عوض کنی ما یه کد شکن میگیریم یاحافظه کش رو عوض

 میکنیم میدونی که تاریخ وزمان وپس توی اون ثبت میشه!حالا اگه اطلاعت

 بیشتری میخوای کلید اف1 رو فشار بده.

پوریا اخی تو هنوز سیاهی دستات پاک نشده مگه نگفتم گردو پوست میکنی

 دست کش بپوش؟صورتتم سوخته که صد دفعه گفتم کلاه بذار سرت وقتی

 سر چهار راه گل میفروشی

نبوددددددددددددددددددد؟

فعلا عزت زیاد

 

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت18:53توسط کل کل کننده سایه |
باز باران با ترانه
ما می اییم اما با غلظتی کمتر از قبل

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت18:49توسط کل کل کننده سایه |
ویروس جوووووووووون خوش اومد

سلام

سلام ویروس جووووون خوش اومدی نه بابا چه مشکلی فکر کنم امروز بخاطر بازگشت تو شتر(سعید)وب رو باید

قربانی کنیم.خوووووووووووووووووووووووش اومدی.

محمد تو با ماه رمضون چیکار داری؟اون سحر پرید من که نپریدم.حالتو میگیرما.

پوریا برو رست رو بخون.گند میزنی مامانت یقه ما رو میگیره.

غزل ادرس وبم اینه:

www.love-kade.blogfa.com

راست میگی سعید با همه لجه شیطونه میگه:بزنمش صدای .ر بده.

سعید کی به تو توجه کرد؟حرف تو دهن من میزاره.

لازم به تشکرم نیست.

نمیخواد خواب ببینی تو رو خدا قبول کن.نکنی...............................

فعلا دخترا

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت14:29توسط کل کل کننده سحر |
باز کی این آنتی ویروس وبلاگ رو Disable کرده؟

سلام سلام

خوبین؟

عیدتون پساپس مبارک، دیگه بلاگفا قاطی کرده بود دیر شد، شرمنده

 

داش فرهاد کجا؟

درس و کنکور؟

بابا دمت گرم، به این میگن اراده، نه مثل من که موقع کنکور چتر بودم رو کامپیوتر

ایول

بابا دمت گرم، زدی رو دست ما، منم قدیما به این سبک کل کل می کردم، با اسم این دخترا شعر و متن میساختم، حالا دیگه مطمئن شدم فقط خودم نابغه نیستم(میزم ترک خورد، چسب چوب ندارین؟)

انشاالله موفق وپیروز باشی

خوبی و بدی دید حلال کن، شاید فردایی نباشه که ازت حلالیت بطلبیم

 

سوزان خان(نیشخند) ، شما نباید جواب پوریا رو میدادی، اینکه شما الان توبه کردی یا داری نماز می خونی یا داری رو به قبله تسبیح می اندازی به کل کل چه ربطی داره( اینو با پوریا بودم)؟

باید کل کلتو بکنی

اینکه گفتم شماها کمبود محبت دارین یه کنایه و تیکه بود، چیه تو عنوان هاتون میذارین، من عاشقتم، فلانی عاشقمه، این از منظر  شما خوب و جالبه، یا به قول خودتون کل کله

اما وقتی یکی دیگه میاد تو وبلاگ و می خواد عضو بشه وقتی این عنوان هارو می بینه چی فکر می کنه؟ نمی گه اینا چقدر جلفن؟

باید به خیلی چیز ها فکر کرد

کجای عنوان من شاملش میشه؟

من تو کدوم عنوانم گفتی، فلانی، من برات میمیرم؟

همه ی عنوان های من درمورد کل کله

دیگه بی خی

 

داش پوریا، شما اخطار رو به این خاطر گرفتی که خارج از کل کل و در مورد مسائل شخصیه سوزان باهاش صحبت کردی، که این خلاف قوانین و کل کله، حالا متوجه شدین اخطار از کجا اومد؟

 

سوگل جان، چشم، الان می حذفمت، فقط ما و بچه هارو فراموش نکنی ها، باز سر بزن و یه کامنت ناقابل بذار

 

کل کل:

سوزان راست می گی، من به شفای عاجل نیازمندم، برم مشهد خودمو پرت می کنم رو ضریح بلکه یه شفایی بگیرم

ولی خداییش چی میشد آدم با گوش می خندید و با چشاش میشنید و با دهنش می دید؟

چی میشد؟

هیچی

به گوش می گفتن دهان، به چشم می گفتن گوش، به دهان هم می گفتن چشم

این از این

بابا دستی دستی مارو کشتی ها

یخورده رحم کن

چه خبره؟

صلواتم فرستادی؟

لابد الان داری خرما می خوری؟

نه داداش، ما بمیریم میریم ور دل حوری ها، خادم کجا بود؟

امید، آرزو؟

قشنگ نیست، من اسم پسرمو میذارم سام، دخترمم میذارم سمیا( سمیا از اختراعات خودمه)

من گفتم میز توالت، نه توالت، نکنه تو میز آرایشتو بردی تو دستشوییت؟( خنده در حد پاره شدن مویرگ های عصبی چشم)

نه، نیست میز توالتمون آینه اش بزرگه، من بخاطر همون همش میرم جلوی اون

وگرنه در اقصی نقاط خونمون آینه وجود داره

در ضمن باشگاه هم در و دیوارش از آیینه است

محو تماشای خودت میشی؟

یکی از این کیسه ها ندارین که تو هواپیما ها میدن؟

شدیدا نیاز دارم

عئئوووووووووووووووق

روتو اونور کن خواهر، حالت بد میشه

عئووووووووق

اااااااااخخخخخخخخخ

تف

بخشید، گیر کرده بود تو گلوم

من گرفتمت؟

جدا؟

خاک تو سرم، اینم کار بود من کردم

باید تو اخلاق و رفتارم یه تجدید نظری بکنم

اگه تو بیافتی که من نمیمیرم، خودت میمیری(دور از جون)

تو هم همچنین، اینایی که گفتی همش تخیل بود دیگه

ای بابا،

(بشکن)(بشکن)(بشکن)

پاشو سوزان، پاشو، داری خواب می بینی، پاشو صبح شده برو چایی دم کن بعدشم برو مدرسه، مشقاتو که نوشتی؟

آخ راست می گی، من چطوری به دست و پای خودم بیافتم؟

پس اگه اینطوریه طبق اصل لوشاتولیه( چه ربطی داشت؟) من به دست و پای هیچ کس دیگه ای هم نمی تونم بیافتم

کار نشد داره، مثلا می تونی بری رو سقف بشینی؟(غزل تونست)

چه علاقه ای به خط زدن مشق داری؟

تو بچگیهات معلم هی مشقاتو خط می زد و یدونه خط هم رو صورتت می انداخت؟

بخاطر همین عقده ی خط زدن گریبان گیرت شده؟(یکی یه ماشین قرض بده، سوزان می خواد منو تیکه پاره کنه)

من خطم افتضاحه، با همین خطم بنویسم یه 5 آفرین بهم میدی؟(این بلاگفا تو قسمت شکلک خیلی ضعیف عمل کرده، دنبال یه شکلک واسه نشون دادن مظلوم نماییم، کمک)

مشورت؟

مشورت تو کار من نیست، من مستقل(درسته؟) عمل می کنم

شلوارم که حرف زدن بلد نیست، فقط عمل کردن بلده

حرف زشتی زدیا، ما هم بلدیم بگیم

نخیر همه مثل شما با .... مشورت می کنن

من شلوارم با مغزم مشورت می کنه تا اون کارو بکنه، مغز من خودش مستقله

تازه زبون من کوتاه هم شده

اینایی که می گم همه اش در سطح ابتداییه

زبونمو باز کنم تا اونور بلاگفا هم میره

چت کردی؟

من کجا گفتم گربه ی توی شرک بودم؟ گفتم یاد اون افتادم

حرف در میاری ها

چیزی واسه گفتن نداری چرا نکتار مغزتو حروم می کنی؟

قوطی در ورودی داره، باور کن، یه بار که رب گوجه فرنگیتون تموم شد یه نگاه بهش بنداز،دقیقا حس می کنی که یه جایی این محیط رو دیدی، امتحان کن

آره راست می گی، باشه زیاد سر و صدا نمی کنم، چون شیوا اون توئه، خوب بنده خدا حق و آب و گل داره دیگه (البته من برای انجام فضیله ی صله ی رحم میرم اونجا، وگرنه مارو چه به سوراخ موش؟)

آفرین، مغزت نترکید؟

هنر کردی، شطرنج یه صفحه است با مربع های سیاه و سفید

نه یه صفحه ی سفید-سیاه با مربع های سیاه-سفید

نابغه

ندیدم، شنیدم

خوب دیگه بَسِته، داری میری یه چایی نبات هم بخور، فکر کنم زیاد باهات کل کل کردم سردیت کرده

 

غزل، آخی

اشکمونو در آوردی دختر، تو چقدراحساساتیی( نکته: به دلیل پر کردن یه پاکت، دیگه معده ام چیزی نداشت که خالیش کنم)

نترس بابا، همه برن من هستم

خودم حالتو میگیرم

من مغزمو گذاشتم کجا؟ من مغزم سرجاشه، ساقدوش چیه؟

ساقدوشم کجا بود؟

داماد خاکپا نمی خواد؟

من هستم

به جان خودتو بچه ی ناقصت

مسخره، جونمو از سر راه نیاوردم که فدای توی ... کنم

نه نوکرتم، ما یه میز لوزی تو بهشت تشکیل دادیم، منم مدیریتشو بر عهده گرفتم، جان بچه ی ناقصت وقت ندارم سرمو بخارونم

بعد ها میام یه سری بهتون می زنم و با هم یه فنجون سرب مذاب می خوریم و می رم دنبال کارام

به عزازیل سلام برسون

خدای تو خدای ما هم هست، خودخواه نباش

آره، موش تو سوراخ(بهشت برین) نمی رفت جارو به دمبش بست

آره دیگه حالت بد شد، طبق تعاریف دوستان وقتی یکی ضایع میشه حالش بد میشه، موقع کم آوردن هم این حالت به انسان دست میده

پس بگو کم آوردم و جواب کلتو نمیدم

از لحاظ علمی درست بود، چون تو زمانی که برعکس میشی عدسیه چشمت تصویر منو به طور 180 درجه می چرخونه و روی شبکیه چشمت می اندازه(باران کجاست بیاد چوب لای چرخمون کنه؟) بخاطر همین تصویر زیبای من برعکس دیده میشه

اما اشکال کار اینجاست که وقتی تو منو برعکس می بینی من که برعکس نمی افتم رو زمین نابغه

حالا فهمیدی، کم آوردی یه طی بردار کلاس رو طی بکش

توهم زدی در حد اورانوس و نپتون، ولت کنیم تا آندرومدا هم میری

این سوالا چیه می پرسی؟

چیه؟ عاشقه بادکنک صورتیی؟

واست نخریدن اومدی اینجا با تصور کردنش خودتو تسلی(درسته؟) بدی؟

آخی

نازی نازی

برو کار کن و بعدش برای خودت یه دونه بادکنک صورتی بخر، برو

برو کار می کن مگو چیست کار

 

به به، باد آمد و بوی ...ر آورد

چطوری ویروس؟

کجابودی؟

نبودی

بود و نبودت که فرق نداشت

فقط اسمت بود

اون زمانایی که میگی یکی هم بود به اسم سعید، که می زد همتونو می ترکوند

آره داش

آره، هنوز داریم سر پستونک دعوا می کنیم، محمد میگه من می خوام پستونکو کادو بدم به ویروس، منم می زنم تو چششو می گم نخیر، من باید هدیه بدم، دیگه همینه دیگه،کاریش نمیشه کرد، راستی، این محمد اون محمد68 نیست، محمد68 حذف شد

دیگه کاری به کارت ندارم، بهت گیر بدم دپ میشی میری خودتو با کش دار می زنی

برو به سلامت، سال بعد یخورده زودتربیا

 

سحر، تو هم شدی مثل غزل؟

شما چرا انقدر به من توجه می کنین؟

من واقعا نمی دونم چظوری از شما تشکر کنم؟

خجالت بکشین، جون خودتون بی ارزشه، بخاطر همین از جون با ارزش من مایه میذارین؟

کدوم کارو زندگی؟ همون کار و زندگی که با مبینا راه انداختی

من خواب میبینم، ولی یادم نمی مونه چه خوابی دیدم

خیلی بده، خیلی وقت ها شده یه خواب خیلی باحال دیدم، ولی فقط یه صحنه هاییش یادمه( منحرف نباش، خواب هایی که من می بینم بیشتر به درد رمان نویسی می خوره، مثلا امروز خواب یه دختره رو دیدم که عاشق یه پسره شده و یه اتفاقایی افتاد و پسره از دختره جدا شد و دختره خودکشی کرد و یه همچین چیزایی، خیلی باحال بود، اما حیف یادم نمیاد، وگرنه حتما براش یه رمان می نوشتم، راستی من از یه خوابم یه رمان نوشتم، اولین نگاه، هنوز کامل نیست، نوشتمش میذارم واسه خوندن)

خوب به دیگه، زیادی تحویلت گرفتم، سوزان، یه چایی نبات هم واسه سحر درست کن

 

فعلا خبری نیست

قربان همگی

راستی، شما هیچکدومتون متوجه این مشکل وبلاگ نشده بودین؟

اینکه وقتی صفحه رو مینیمایز می کردین وب دوباره لود می شد؟

مشکل از این کد متن متحرک بود، که درستش کردم( وجدانا لقب ارشمیدس هزاره ی سوم لایقم نیست؟)

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت5:7توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
همه رفتن کسی دور و برم نیست......(غزل بقیشو بیا!)

مامان محمد؟؟

مامان سعید؟؟

خنده در حد مرگ!!

غزل میگم چقدر مامان بودن به اینا میاد مگه نه؟؟اتفاقا منم تازگیا فهمیدم سعید مامانمه!!!پست قبلیمو بخونی میفهمی جریان چیه!

مامان محمد چطوری؟میبینم که بحث زیبا و جذاب و مذخرف نامزدی راه انداختین!!!

ای غزل نامرد تک خوری می کنی؟؟خب یه دومادم واسه من گیر بیار این محمد بیاد بشه ساق دوشش!

ببینم محمد ساق دوش دوماد میشی؟پس کی مامانه غزل باشه؟

حالا دوماد از کجا پیدا کنیم؟

غزل دوماد با تو!

سعیدم که مادرزنه!

بارانم میکنیم خواهرزن!

سحر تو هم خواهر زنه شوهره غزل شو!

راستی غزل بی زحمت دوماد بی کس و کار و بچه یتیم باشه چون من از مادرشوهر و پدرشوهر خوشم نمیاد یهو یه چی میگم بهشون بر می خوره گفته باشم!

ضمنا آشپزی هم بلد باشه چون من بلد نیستم ،دریغ از یه نیمرو! دستت درد نکنه! ببخشید باعث زحمت شدم

میگم میخوای عروسی رو تو یه شب بگیریم؟تازه خرجشم کمتره

دو تا عروس دو تا دوماد یه ساقدوش!

سامی تو به جای اینکه از خودت آیه نازل کنی و بندازی گردنه خدا و پیامبرش بیا جواب کل کلای مارو بده اصلا بیا ساقدوش دوماد شو ما یه ساقدوش کم داریم! ولی شنیدم دماغت بدجور ضایست باید عملش کنیااااااا ما آبرو داریم

 

با کمبود پسر مواجه شدیم! آقایون هم اکنون به یاری سبزتان نیازمندیم! برادرزن می خوایم

نبووووووووووووووووووووود؟؟

 

اِ نیگا پوریا داره از دور دستها پرچمشو تکون میده و میپره بالا پایین!

خب غزل، پوریا بشه برادرزنه شوهره تو یا من؟میخوای اینو تو بردار من یکی دیگه پیدا میکنم!به هرحال واسه من فرقی نمیکنه عزیزم!

 

عجب خاله بازی یی راه افتاده الان سعید دوباره میاد میگه کمبود محبت دارید!!!نخیر کمبود پسر داریم دیگه مخمون به جایی نمیرسه از بس به این 4 تا دونه اسکل گیر دادیم خسته شدیم یعنی تقریبا حالمون داره بهم میخوره...

سحر خب ادرس وبلاگتو میذاشتی!من ادرستو ندارم توی پیوندای اینجا هم نبود هرچی گشتم!یعنی سعید لینکت نکرده! ببین اصلا این سعید از همون اولش با تو لج بود(هه هه دو بهم زنی هم حالی میده هااااااا)

یعنی خوشم میاد این پوریا اعتماد به نفس خیلی خوبی داره!همه چی رو خلاصه تایپ میکنه در عوض جاهای دیگه چند تا حروف اضافه میزنه مثلا این متنشو نیگا: "من هر هفت(منظورش هفته س) دو یا سه بار آپ می کنم البته می تونم بیشتر آپ بکنم می ترسم شما دختر ها کم بیارین دیگه نیایین(منظورش نیاینه)اینجا وانگیزاتون(منظورش و انگیزتونه) از ببین(منظورش بینه) بره به خاطر اون الان تو شیر شدی بعد شم اگه من می زدم از ذوقت با همه بد رفتاری می کردی و غدیی می شودی(فکر کنم منظورش عقده ای میشدی باشه)البته الان دماغت سوخته می ببین(منظورش می بینیه)رنگش قرمز این هم مدیون پسر ها وبلاگ هستم"

خب دوستان از متن زیبا و کلام شیوای اقا پوریا لذت بردین؟ایشالله دفعه بعد که اپ کرد بازم شمارو به فیض میرسانیم!

پوریا جان شما اصلا نگران کم آوردن ما دخترا نباش!ما بلدیم چجوری از خودمون دفاع کنیم

اگه دماغ من سوخته پس تو چی؟احتمالا تو دیگه الان فقط میتونی با دهنت نفس بکشی و دماغ نداری!

اگه میزدی؟کی رو میزدی؟منو؟وای نگو تورو خدا ترسیدم......بشین بذار باد بیاد جوجه!

من شیر بودم ولی تو چون تازه واردی فکر میکنی من تازه شیر شدم ،نیگا ،ببین این پسرا هیچکدومشون جرات ندارن گنده تر از دهنشون حرفی بزنن!

 یاد بگیر!

مامان سعید ترجمه نمیخواد که!!ببین تو با بقیه فرق داری یعنی کلا استثنایی هستی واسه همین وقتی ما برعکس بشیم تو با ملاج میخوری زمین و به قول غزل مخت میگه پوووووووووووق!!!

آره توهم نویسی خیلی حال میده ولی من یه بار اینکارو کردم تو جو گیر شدی اومدی گفتی من استادم و تو زیر پر و بال منی و پسرا پرچمشون بالاست و اینا ،دیگه منم دیدم جنبه نداری واسه همین بیخیال شدم!

 

عمرا ،بیخودی توهم نزن ،تو بدون من اصلا قادر به ادامه ی زندگی نیستی!باور نمی کنی؟

نکن به همونی که خودت جاش نقطه گذاشتی!(من که نفهمیدم چیه ولی ایشالله که چیز بدی نیست)

پس با این حساب نه من وجدان دارم نه تو!!!

حالا اون پیری که داشته واسه من دعا می کرده کی بوده؟چه نسبتی با من داشته؟آخه ما تو دهات فامیل نداریم! یعنی شهرت من تا دهاتها هم پیچیده؟معلومه خیلی پیش مردم عزیزم!

نه دیگه ،نمیشه که ،اگه من بمیرم اونوقت کی تورو ضایع کنه؟تو چه مامانی هستی که مرگ دخترت رو انقدر راحت میپذیری؟مامانم مامانای قدیم خوش به حال غزل ببین چه مامانه خوبی داره!یه ذره ازش یاد بگیر ناسلامتی مامانش(محمد) دوستته!

 

اولا پسره غلط میکنه اونجوری بگه همچین میزنم که ننش به عزاش بشینه دوما کی دلش میاد منو ول کنه تورو بچسبه؟سوما اون نقطه چینا هم این بود: منگل!

میگم تو هم حس توهم نویسی بالایی داریاااااا اونوقت توی اون روزنامه ننوشته بودن دلیل ترک خوردن مانیتور اون دختر جوان چی بوده؟

ببین روزنامه همین امروز چاپ کرد:

ماموران آتشنشانی که شب گذشته طی یک عملیات شجاعانه دختر جوان و خوشگل و باشخصیت و بافرهنگ و باادب و با فهم و شعور و باکمالاتی را از زیر آوار نجات دادند و دلیل حادثه را ترک خوردن سقف و دیوار اتاق شخصیه ایشون و خراب شدن منزل ایشون اعلام کرده بودن ،در حال حاضر با کمک ماموران نیروی انتظامی و تلاشها و تحقیقات انجام شده علت را پیدا و اصلاح کردند و افزودند علت حادثه برق گرفتگی شدید از جانب مانیتور ترک خورده ی آن دخترک معصوم بوده که به در و دیوار نیز سرایت کرده و باعث خرابی و ریزش سقف و دیوار اتاق شده!پیمانکار بیچاره هم بی تقصیر بوده!

دخترا به تو گیر میدن؟نگات میکنن؟چشمکم میزنن؟ببخشید سعید جان چند لحظه صبر کن من برم از دختر بودن استعفا بدم و بیام!!!!

ای خدااااااااااااااااااا منو بُکُش

شرم و حیای من که جایی نرفته!همینجاست ایناها من دارم می بینمش!چشم بصیرت میخواد!

به من چه که بهاره اینجا عضو نیست!برو بیار عضوش کن!به هر حال مشکله خودته!باید بیاد اینجا جلوی همه بگه که واسه تو دعا کرده تا همه شاهد باشن که اگه پس فردا مشکلی پیش اومد من شاهد داشته باشم تا بی گناهیم ثابت بشه!

میگم با این فقر مالی که خودت گفتی حالا یه موقع جیبت سوراخ نباشه اون یه بطری شعوری هم که داری بیفته و پخش زمین شه!مراقب باش

ایشالله که اون دختر خاله ت صحیح و سالم به دنیا بیاد ،چرا؟ مگه مشکلی داره مادرش؟به هر حال چشم، دعا میکنیم، ایشالله که سالمه

بابا ایول ،دختر عمه هاتو عشقست، بالای 12 تااااااااااااااا؟یعنی تعداد دقیقشونو نمی دونی؟

بابا دم عمه هات گرم!

این روزها همه دختر میزایند شما چطور؟!؟!؟

دم مادربزرگت گرم!

8 تا پسرعمه 10 تا دختر عمو!!! هوووووووووو سعید به پا این وسط گم و گور نشی خدایی نکرده!

خوش به حالتون حتما کلی با هم جورین مگه نه؟ما که حسرت یه دختر سالم هم سن و سال توی فامیل به دلمون موند! اه شانس نداریم که!

میگم بیا و بزرگواری کن یه چند تا از این دختر عمه و دختر عموهاتو بده به من!بی زحمت گلچینشون کن که هم مث خودم خوشگل باشن هم سن و سالشون بهم بخوره!

 چت کردم؟با کی؟نفهمیدم این یه تیکه رو!

مامانم که تو از آب در اومدی بابامم که فکر کنم یه 20 ،25 سالی از تو بزرگتر باشه!!!میگم فکر نمی کنی تفاوت سنی تون خیلی زیاده!؟؟نکنه به خاطر پول باهاش ازدواج کردی؟واقعا که...

به نظر من برو به تعداد پسر دخترای فامیلتون نماز شکر بخون چون من دهنم قرصه و هیچوقت به مامان اصلیم نمیگم که هوو اومده سرش و تو در امانی!

خوب پس بازم با هم هم تراز شدیم!تو ضایع مادرزاد من ضایع خداداد یعنی جفتمون از بدو تولد ضایع بودیم باشه قبول ولی الان تو ضایع تری چون من دارم ضایعت میکنم!(سعید به خدا دیگه حالم از کلمه ی ضایع بهم میخوره!)

 

آخی الهی ،یعنی در حق تو ظلم شده؟تو رکورد زدی ولی اسم من توی کتابهای گینس ثبت شده؟یادم باشه حتما این موضوع رو پی گیری کنم به هر حال من وجدانم اجازه نمیده که حق کسی ضایع بشه!

خب چه کاریه اینهمه وقت بذاری نماز بخونی یه دفعه برو خودتو زنجیر کن به پنجره فولاد شاید حاجت گرفتی!

مثلا ایکس و ایگرگ(x,y) توی ریاضی بصورت تئوری اثبات شدن و فقط برای بهتر فهمیدن مسائل ریاضی و فیزیک و... به کار میرن و مفهومشون در ریاضی برای ما درک شدست و هیچکس نمی پرسه که ایکس و ایگرگ چیه، یعنی میخوای بگی جریان تشکیل نطفه و به دنیا اومدنه من به صورت تئوری اثبات شدست؟ اما ایکس و ایگرگ حقیقی در اصل جزء الفبای انگلیسیه پس به دنیا اومدنه منم فقط برای تو اونجوری به صورت تئوری اثبات شده اما حقیقتش چیز دیگست ،مث به دنیا اومدنه یه آدم عادی البته یه ذره جیگر تر!

ماهی از خدا شه من بخورمش اصلا خودش از توی آب میپره بغلم میگه خانوم توروخدا منو بخور(اینم از منظر ماهی ،حالا رازی شدی؟(نیشخند در حد بیرون پاشیدنه خون از لثه ها))

همینه دیگه کسی که دیگرانو می پیچونه اول خودشو می پیچونه!(همون دروغه و اینا!!!)

 

حالا حداقل من با دفراگ و دیسک کلین آپ و... کارم حله ولی تو چی؟تو نیاز به فرمت داری!البته می تونی از ناد 32 هم استفاده کنی ولی اگه بازم جواب نداد که به احتمال زیاد نمیده ،باید ویندوز نصب کنی!

آها حالا یادم اومد ،آره راست میگی من یدونه بیشتر از تو ضایع شدم  چون تو چند بار له شدی ،اومدیم با کاردک از کف وبلاگ تراشیدیمت و با جارو خاک انداز جمت کردیم واسه همین اینا جزء تعداد ضایع شدنات حساب نمیشه ولی خودمونیما اگه یه تریلی 18 چرخ از روت رد میشد کمتر له میشدی!

اگه لیلا بفهمه از اون حرفش علیه من استفاده کردی اینجارو رو سرت خراب میکنه!نگاه به اینجوریش نکن!یک پاچه پاره ایه که دومیش منم!!!

به تند تایپ کردن ربطی نداره عزیزم دقتت کمه!خب منم تند تایپ میکنم اما ببین هیچ غلطی ندارم!اگه اینجوریه پس تمام کتابها و مجلات و روزنامه ها و... باید پر از غلط تایپی باشه چون تایپیستها خیلی سریع مینویسن!حالا اشکال نداره پوزشت رو میپذیرم!

چشم و گوش بصیرت منظورت همونه که خودت داری؟نخواستیم بابا بهتر که ندارم!

برو چله بذار یعنی چی؟سیر و سلوک هم نمی دونم یعنی چی!ببین با من زیر مکتب حرف بزن اعصاب مصاب ندارم!

خودت خز شدی(اه اه برو اونور انقدر نچسب به من بو میدی، ایش)

اوکی ،پس خانوادگی چسبناکین آره؟چسب رازی ،سیریش ،چسب شیشه ای ،چسب قطره ای و... چسب دو قلو هم دارین؟!

نه بابا شکر چیه؟قند می خرم می کوبم میشه مث شکر! اینجوری هم خرجش کمتره و هم غلظتش!

من اتاقم سوراخ موشه تو هم اتاقت ،اتاق موشه ،خودتم موشی!

آره بابا گفتم که سطل آشغال خالی بود ولی اون تکلیف شبایی که تو به من و غزل دادی رو خالی کردم توش واسه همین بو گرفت دیگه!

چه تیکه ای رو روی کیبورد خالی کردم؟یادم نمیاد ولی باشه ببخشید اگه بد بوده!

ببین باز من هیچی نگفتم تو گیر دادیاااااا هرموقع یه چیزی رو نمیفهمی به من بگو چرا همش میزنی؟!!!

بسیار بسیار مایل به دیدار معلم دیفرانسیلتون هستیم

همینه دیگه معلماتون اینجورین که شماها اینجوری شدین!

من اون جمله رو از وبلاگ خودم نوشتم ببخشید دیگه ما مث شما اهل قلم نیستیم بالاخره هرچی باشه روحیه ی هرکس یه چیزی می طلبه دیگه!

ذوق و قریحه و مغز که ندارم ،ریاضی و هندسه و شیمیمم که ضعیفه میگم احیانا مطمئنی چیزی رو جا ننداختی؟چه رویی داری تو به جانه خودم!

 

پسرای بی مصرفه عزیز جانه دوست دختراتون کل کل کنین بابا حوصلمون سر رفت!میخوام بدونم اگه این محمد و سعید نبودن ما اینجا باید با کی کل کل میکردیم؟!

 

اه اه اه...(خواستم تاکید کنم!)

 

تابعد...

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت4:16توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
سلام امدم دختر ها گریه کنند بعد برم pk-satan
ویروس:سلام کجا بود خبری از ت نبود راستی خوش گذشت رسم دنیا اینطوری همه یک دیگر فراموش

راستی یادم نرفته بگم یذونه برت دورشکه درست کردم تا سیب زمینی کوجه فرنگی بفروشی اخه

بهت خیلی میاد

غزل داری عروسی می کنی خداروشکر یه لیته داره کم میشه حالا کدوم خری هست بیچاره دلم براش

می سوزد نمی دنم واسه غذاهتون اینجوری هرت پرت می کنی یا هنر هاتون بابا جمع کن حالا ببین

بهت خواستگار امد یا نه اینجوری می کنی بیچاره محمد دست انداخته هاها ها

سوگل من بگم تو کم اوردی و الان داری گریه می کنی و بچه ها ۲ ساله شلوارت جیش کردی

اینقدر که این پسر ها شخصیت تو رو خورد کردند

سحر من کتاب مثل دلم همیشه تمیز میشن فقط اخر سال باز می کنم

سوزان من نمی دونم بحث ما خارج کل نبود ما داشتیم با هم کل می کردیم ولی با یه لحن

دیگر نمی دونم سعید واسه چی به من اخطار دارد به هر حال من معذرت می خوام شنیدم

دماغت عمل کردی و از پیش کلاغ ها امدی بیرون بابا رشدیه بدون کلاغ خراب میشه برو سر

کار خودت تا اینقدر ضایع نشی دختر جون

شیوا: من هر هفت دو یا سه بار آپ می کنم البته می تونم بیشتر آپ بکنم می ترسم شما دختر ها

کم بیارین دیگه نیایین اینجا وانگیزاتون از ببین بره بخاطر اون الان تو شیر شدی بعد شم اگه من می زدم

از ذوقت با همه بد رفتاری می کردی و غدیی می شودی البته الان دماغت سوخته می ببین رنگش قرمز

این هم مدیون پسر ها وبلاگ هستم

 

در ضمن ضایع شدن صبا را که نمونه دیگر ی از افتخارت پسر ها این وبلاگ هست تبریک می گم

 

مبینا بهتر تو هم پرچم ضایع گی رو بگیری به دست و یواشکی بری آخه دماغت داره می سوزه

 

سایه  بابا کجایی خرج این هفته رو ندادی ها بیا بده منتظرم ها زود باش شنیدم از وقت خودتم بیشتر

کار می کنی بس اون وقت دو برابر باید بدی ها منتظرم راستی چرخ جلو دورشکه خراب شد بده بیرون

تعمییر کن

فرهاد عاشقتم خیلی ممنون

 

خب دیگه کافی

برم بخواب

مواظب خودتون باشید

تا کل دیگر بای بای

 

 

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت2:32توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
ویروووووووووس جووووووووون آمددددددددددد
سلام

اون مواقعا که ما شاخ شدیم و حال و حوصله کلیدن داشتیم

اون موقعا که همه تو کف جنسیت بودن

اون موقعا که افشین به دلیل مدیریت در کل کل کت شلوار می پوشید

اون موقعا که هیشکی به هیشکی بود

اون موقعا که یکی در میون آپ ها ، آپ ویرووس بود

کسی حرف از کلر برتر نزد

باشه ولی پیشنهاد خوبیه

هر بار که میام کل و تغییراتش رو می بینم خوشحال میشم

با اینکه دیگه ویرووس سابق نیستم.

دوست دارم باشم ولی نمیشه

سحر جون من مرخصی نبودم . از عراق هم سر زدم بهتون . فقط باران و سعید زیادی لطف دارن منو از قاعده ی انسانها به دور دونستن و منو مستثنی قرار دادن.

مشکلی داری بگو حذف شم

راستی یه سوال؟ محمد و سعید هنوز سر پستونک دعواشون میشه؟؟؟؟؟؟؟؟

(بچه ها پی گیر قضیه ی کلر برتر باشید. دخترا یه پسر و پسرا یه دختر انتخاب کنن)

نوشته شده در سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت1:18توسط کل کل کننده ويروس جوون |
............. رفتند از این خانه
باشه چشم محمد خان فقط بی زحمت موقعی که من دوستامو میارم انتخواب کنی واسه نامزدت دوستاتو بیار منم یه شوهر خوبی پیدا کنم این روز ها همه بگوری شدن اه اه اه

محمد فکر نکن فقط خودت بله می گی هزار تا بگوری اینجا لباسه قمز پوشیدن رد کارپت . از روشون رد شم فقط، ساقدوش حالا نیست؟؟؟؟؟؟؟؟

موقع رد شدن از روشون(اولی:آخخخخخ

دومی:آی خانوم پاشنت رفت تو چشمم

سومی:خانوم مواظب باش

چهارمی: خانووووووووووووم حواست باشه دماغمو صاف کردی

پنجمی:آییییییییییییییییییییییییییی کفشت رفت تو دهنم

........... این داستان ادامه دارد

فعلا

نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت17:6توسط کل کل کننده غزل |
اپم
_______________$$$$$$$_______________$$____
________________________$$$$$$$$$$___________$$$$$___
____________من اپم...._____$$$$$$$$$$$________$$$$$$$$__
________بیا سر بزن.....______$$$$$$$$$$$$____$$$$$$$$$___
______نظر یادت نره..._________$$$$$$$$$$$__$$$$$$$$$$$$__
_____________________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$___
___________________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$___
_________________________$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$____
________________$$$______$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$____
______________$$$$$$$$_____$$$$$$$$$$$$$$$$$____
_____________$$$$$$$$$$_____$$$$$$$$_$$$$$_____
___________$$$$$$_$$$$$$$$__$$$$$$$___$$$$_____
__________$$$$$_____$$$$$$$$_$$$$$$____$$$_____
_________$$$$__________$$$$$$$$$$$$$$___$$$____
_______ $$$$____________$$$$$$$$$$$$$$___$$$____
______$$$_________________$$$$$$$$$$$$____$$$$$$___
___$$$$$$___________________$$$$$$$$$$

من اپم بیاین همتون

نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت16:13توسط کل کل کننده سحر |
یاران چه غریبانه......
غزل جون میگن تا سه نشه بازی نشه

حالا که اینجوریه حتما من باید ساقدوش باشم اوکی؟؟

سحرم با اتمام ماه رمضون پرید ایشالا سال دیگه در خدمتش هستیم اگه عمری باشه

غزل جون صندلی رزو کردی ما رو دعوت میکنیمن اگه بهت بلههههههههههههههههه نگم کی میاد بهت بهلههههههههه بگه هان؟؟؟

من دوماد بشم حتما تو ساقدوش عروس میستی نه؟

اصلا دعوتت نمی کنم که بیایشوخی کردم  الان حرکت کنی برای مجلس میرسی

فقط یه خواهش من هفته دیگه میخوام یه نامزدی کوچیک بگیرم همه چی حاضره فقط لطف کن داری میای یکی رو بیار من باهاش نامزد کنم

سوگل برو دیگه عین زیر نویس هی میاد و میره

نوشته شده در دوشنبه سی ام شهریور 1388ساعت14:26توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
آه....................
-الو............الو.......................اینجا کیبور کامی سوگله........................کسی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ارتباط برقراره؟؟؟؟؟؟..................یا در حال فراره؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلامممممممممممم شطورید خوفید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(با همه بودم)آقا سعید ببخشیدااااااااااااا که من اومدم دوباره نوشتم.(به این تا حدودی میگن سو استفاده)

خروجی:دخملا لباساتونو گرفتید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟مال من مثل دشداشه هستش..........

داخلی:

فرهاد. سوگل یعنی خیلیییییییییییییی خیلییییییییییییییییییییی خیلییییییییییییییییییی گل............

خواستم بگم که تفاهم سوووووووووووووووووووووووووووووووووووووو پیش نیاد.....................

سعید منو حذف کن من هی وسوسه میشم میام مینویسمااااااااااااااااااااااااااا

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت20:14توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
به به!!!!!!!!!!!!دوباره
سعید به جانه تو به جانه بچم (برام مثله هم عزیزین)اگه دوروغ گفته باشم با دستای خودم هر دوتونو کفن کنم انقدر خوش حال شدم نزاشتی عقده ای دار فانی رو گود افترنون بگم می گم به جانه تو باور کن

جات خالی سعید انقدر خوش گذشت گفتم بر گردم یه دوسه تاتونو بردارم ببرم اونجا یه صفا سیتی برقراره که نگو مخصوصا شیطان گفت حتما حتما اون فرهادو مامان محمدتو و  پادشاه و اون ارشمیدسو بیار جاشون اینجا خالیه هر چی پامونو دراز می کنیم جای اینا بیشتر و وسیع تر می شه رفتی اون چهار تارو نیاوردی خودتم نیا یه راست برو بهشت دیگه منم دیدم لازمه ی صفا سیتیه جهنم شما چهار تایین نیایین نمی شه

خدا ما هم بزرگه اونم خیلی زیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد

این مژده بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ می گم تو زیر دسته همون پادشاه کار می کنی نگو نه از قماش خودشی بچه من اگه می خواستم برم بهشت که نمیومدم دنبال شما که

می رفتم در بسسسسسسسسسسسسست بهشت

سعید این مامان محمد من فقط می تونه بگه بلهههههههه حالا در هر ضمینه ای بود از قبیل ساقدوشه دوماد شدن و .........غیره و ض-ز-ظ الک

ایشالا دومادیه مامان محمدمممممممممممممممم آآآآآآآآآآآآآ بزن زنگو

الهی فرهاد تو مسلمون نیستی کافر همسایت کفش پاش نیست

 شاتل می زاری زیر پات می ری فضا بعد یه جفت کفش ورنی نمی تونی واسه این همسایت بخری؟؟؟؟؟؟؟؟

سعید به قرآن حالم بد شد اه جواب این یه کلتو نمی دم

ببین داستان نویسی به قول تو فن داره ولی داستانه تو مثله اینه که دعوا و جداییه یه زنو شوهر و از داستان حذف کن یه هو چهار سال بعد و نشون بدی دوباره به هم برسن این وسط چه اتفاقی افتاده؟ شاید یارو رفته خارج شاید طرف دعوا کردن باهم شاید زندانه  آقا رفته سربازی این وسط اصله کاری و نگی که ول معطلی

سعید فردا صبح اومدم سر کلاس زیر میزارو تمیز کردی؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا این جمله و ایرادگیریت به ایراد من"اینی که گفتی از لحاظ علمی درسته، ولی یه جاش اشکال داره" عزیزم اون جمله ی من فقط از لحاظ علمی اشکال داشت نه غیره ولی فکر کنم تو هم در این توهمات نقش برجسته ای رو ایفا می کنی آفرین آفرین

سعید می دونی من یه جای خیلی توپ واسه کل کلتون گذاشتم که نفهمیدین بزار بگم برات

" تاحالا بادبادکه صورتی ترکوندی؟؟؟؟"

یک : بادبادک نمی ترکه

دو :داشتن بادبادکه صورتی یعنی یا من بادبادکه صورتی ندیدم در طول عمرم یا تو ندیدی

سه : اگه هم حتی منظور بادکنک باشه حالا چرا صورتی؟؟؟؟؟؟؟

 

دیدین سه نکته ی خیلی جالب که حتی من نمی تونستم جوابشو بهتون بدم در این کل کل بود که هیچ کدومتون نفهمیدین

خلاصه که فرهاد من الان باید بگم کار خیلی خیلی خوبی کردی کوه و کندی و بعد زدی خودتو کشتی

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت18:46توسط کل کل کننده غزل |
ها؟اها

های تا بای

عید سعید(ارشمیدس) فطرمبارک

ای بافا چلا همه دلن میلن نلیییییییییییین

جون سعید نلین(جونش زیاد مهم نیست بلین هم اشکال نداره)

سعید کدوم کال و زندگیم که خودم خبل ندالم؟؟؟؟

خواب نبینی سقف کل کل رو سرت خراب میکنم اجازه هم نمیخوام

خوب کی خواب میبینی؟اصلا خواب میبینی؟اصلا تو میخوابی که بخوای خواب ببینی؟چرا

 نمیخوابی؟مادرت برات لالایی نمیخونه؟یا میخوابی کابوس میبینی از خواب میپری؟خلاصه کی خواب

میبینی؟خواب چی میبینی؟کی میخوابی؟خواب ببین

وگرنه...................................................................................

......................................................................................................

فرهاد تو چرا میری؟؟؟بخاطر کنکور؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من که خودم درس نخونده رتبه 1 رو میارم هرچند با وجود

عقل کم شما پسرا باید هم درس بخونین.

سامی چرا زرت و پرت(به قول سارا)؟؟؟کی این پیغام نازل شد؟؟؟خدا اینم گفته که بهشت زیر پای

مادران است.

باران کی میاد؟؟؟؟؟

محسن خان ..............................................................................

چیه خیلی دوست داری بدونی راجع بهت چی میگم نمیگم تا توی کف شنا کنی!

پوریا مرده؟زنده هست؟نیست؟کجاست؟نمیاد؟همه درس خون شدن بابا!!!!

این ویروس که رفته برنگشته ببخشید سعید(خدا ببخشه)مرخصی یه هفته 2 هفته 1 ماه 1سال

این رفته یه قرنه برنگشته

صبا و سوگل عزیز

نرو نرو تو هم مثل من نمیتونی دوام بیاری نروووو

به سلامت خوش اومدی دوباره بیاین دخترا خوشحال

 میشن و پسرا ناراحت.

خارج کل:

مبی شیطون(تو گوشیم مبی شیطون دخیره ات کردم)لطفا با من تماس بگیرید.

محمد اثطاد تو اگه معلم املائی من استاد ادبیاتم.اوکیه؟؟؟

سوزان و ارغوان و غزل و سایه و شیوا دوستتون دارم همچنین همه دخترا رو.

محمد خان دوستتون کجاست؟؟؟اریا رو میگم.

گفتن پشت سر مرده حرف نزنین اگه مرده بگو راجع بهش هیچی نگیم.خارج کل(خدا نکنه)

بای تا های

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت18:45توسط کل کل کننده سحر |
به به!!!!!!!!!!!!
محمد جان عزیزم لازم نبود برای تاکید سه دفعه پستا رو تکرار کنی ها

انشاالله محمد این سری خودتم می ترکی

 

از بس پر رویی مامانی حالا من یه چیزی گفتم تو حتما که نیباید قبول می کردی

در ضنت من ساقدوش ترکیده نمی خوام فرهاااااااااااااااااااااااد(ا فرهادم که دماغش مشکل داره آبرومون جلو مهمونا می ره) سامییییییییییییییی(این از همه بد تر بچه تو که پادشاهی از نوعه خودت من چطوری رات بدم؟؟؟؟؟؟؟؟؟) استغفرلله سعید تو هم که مغزتو گذاشتی اونجا اثتادمم نیست

دوماد بره بمیره یه ساقدوشه درست و حسابی نداره اه 

بعدا دوباره میام کل کار دارم هنوز

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت16:46توسط کل کل کننده غزل |
کجایید ای کلرهای بی بخار
سلام بر همگی

عیدتون مبارک

سعید جون شرمنده کامپیوترم ترکیده بود

بابا همه که رفتن درس چیه به خدا ۱۲ سال درس خوندیم بابا ننمون نفهمیدن ما کلاس چندومیم

الانم که به فضل خدا راهی دانشگاه شدیم تازه فهمیدن

غزل جون اگه همه هم برن بازم من هستم عزیزم

فرهاد موفق باشی کننکورو سخت نگیر یه چیزیه مثله امتحان کلاسی

سامی جون داداش نوکرتم ایشالا قسمت تو بشه

غزل میتونی برای ساقدوش رو من حساب کنی

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت16:24توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
کجایید ای کلرهای بی بخار
سلام بر همگی

عیدتون مبارک

سعید جون شرمنده کامپیوترم ترکیده بود

بابا همه که رفتن درس چیه به خدا ۱۲ سال درس خوندیم بابا ننمون نفهمیدن ما کلاس چندومیم

الانم که به فضل خدا راهی دانشگاه شدیم تازه فهمیدن

غزل جون اگه همه هم برن بازم من هستم عزیزم

فرهاد موفق باشی کننکورو سخت نگیر یه چیزیه مثله امتحان کلاسی

سامی جون داداش نوکرتم ایشالا قسمت تو بشه

غزل میتونی برای ساقدوش رو من حساب کنی

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت16:24توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
کجایید ای کلرهای بی بخار
سلام بر همگی

عیدتون مبارک

سعید جون شرمنده کامپیوترم ترکیده بود

بابا همه که رفتن درس چیه به خدا ۱۲ سال درس خوندیم بابا ننمون نفهمیدن ما کلاس چندومیم

الانم که به فضل خدا راهی دانشگاه شدیم تازه فهمیدن

غزل جون اگه همه هم برن بازم من هستم عزیزم

فرهاد موفق باشی کننکورو سخت نگیر یه چیزیه مثله امتحان کلاسی

سامی جون داداش نوکرتم ایشالا قسمت تو بشه

غزل میتونی برای ساقدوش رو من حساب کنی

 

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت16:24توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
اااااااااااااااه مامان محمد و فرهاد هم که رفتن ااااااااااااااااااااااااااااااا
سلام

 راستشو بگم خیلی غمگینم و دلم گرفته حوصله ی کل کل ندارم

از یه طرف بارون میاد از یه طرف خواهرم اومده خدافظی داره می ره کرج واسه همیشه از یه طرف رفتن فرهاد و محمد و بچه های دیگه هم مزید برعلت شد و دلم داره می ترکه فرهاد جون این سری خارج کل برات آرزوی موفقیت و خوش بختی می کنم دلم برات تنگ می شه محمد توهم همین طور ولی با فرهاد بیشتر کل کل کردم یه هوا بیشتر دلمون براش تنگ می شه خدا رو شکر سعید و باران مدیرن دیگه اونا نمی رن سامیخان توهم بمون خاهشا دیگه از دار کل کل یه سامی و سعید و باران و شیوا که بیشترنداریم که بچه ها بازم می گم ایشالا موفق باشین دلم براتون تنگ می شه زیااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت14:1توسط کل کل کننده غزل |
کجایین شماها ؟!

سلام

چطورین یانه ؟!

عید سعید فطر هم مبارک ...

 

آقای سعید خان , خودتم میدونی که من جواب پوریا رو دادم چون باید میدادم و اینم گفتم

 که از این بحث بیاد بیرون ولی ولی مطمئنا من اگه جای پوریا بودم تا الان اخطار گرفته بودم !!

خیلی متعصب شدم از اون حرفت , نه داداش کمبود محبت نداریم کمبود عنوان داریم و یه جورایی

 تو عنوان هم کل میکنیم و مسلمه که شوخی ای بیش نیست !

اگه اینو کمبود محبت حساب کنیم عنوان تو هم شاملش میشه , نه ؟!

سعید نه , تو نباشی وب سوت و کور نمیشه که , قوانین زیر پا له میشه !

وای وای , وضع تو که خیلی خرابه ! ببینم حتما صبح که پا میشی با چشات میشنوی , با لبهات

میبینی , با گوشات میخندی ... یادت باشه رفتی مشهد دخیل بیوفتی بلکه فرجی بشه و

شفاتو بگیری !!

مردن که پیر و جوون نداره ! تازه اگه مثل تو خردسال هم باشه که چه بهتر , از خادمای بهشت میشی!

امید و آرزو رو هم میتونی نگرشون داری اسم دختر و پسرتو بذاری !!

آخی ... فکر کن , آدم دلش کباب میشه اسم ناکام رو تو اعلامیه ببینه !! عب نداره غصه نخور

 واسه اینکه ناراحت نشی یه صلوات نثار روحت میکنم !!

مگه تو فقط تو آینه ی توالتتون خودتو میبینی که فکر میکنی همه اونجا میبینن ؟!

من تو آینه که نگاه میکنم محو تماشای خودم میشم , به چشای خوشگلم که زل میزنم از

 خود بی خود میشم و خیلی ریلکس و رمانتیک میخوام که بیوفتم میبینم یکی منو گرفت !!

عه سعید ... یعنی چی ؟! ای بابا نمیخوام منو بگیری چند بار بگم ؟! به من چه که دلت راضی نمیشه؟

به من چه که اگه من بیوفتم تو میمیری ؟!

باور کن تو اگه این تخیلتو نداشتی نصف بیشتر عمرت فنا بود و کل کلهاتم یک سطر

 و نیم بیشتر نمیشد !!

وا ؟ خب معلومه , آدم که به دست و پای خودش نمیوفته که !! اصلا مگه میشه کسی

 منو بذاره و به دست و پای خودش بیوفته ؟! حرفا میزنیا !!

اینو باش میگه " کاری نمیتونی بکنی , میتونی ؟! "

مثل اینه که چند نفرو جمع کردی رفتی سراغ لوتی محله و واسش شاخ و شونه میکشی !

کار واسه ما نشد نداره داشم ...

خب حالا که خاطرات گذشته واست مرور شد و حالا که نوشتنت گرفته , چون تویی بیشتر

نمیگما , یه 5 بار از رو نوشته هام بنویس , ده بارم کنترلشون کن بعد بیار واست خط بزنم , خب ؟!

اگه بچه ی خوبی باشی و با خط خوب بنویسی یه کارت هزار آفرین جایزه میگیری ! هر وقتم

کارتهات ده تا شد به مامانت بگو یه جایزه برات بگیره و یواشکی بیاره بده بهم تا بدم بهت , خب ؟!

پس تو این حرفا رو از خودت در میاری یا به قول خودت از قوه ی تخیلت تراوش میکنه !! ولی

 تو این مرحله ی آخرش که میخواد بیاد بیرون با شلوارتم مشورت میکنی !!

میگم آخه , با عقل آدمیزاد جور در نمیان !! ولی واسه دل خوش کنک خودت خوبه ...

تو با کسی نیوفتادی ؟! پس لابد دیگران با تو افتادن دیگه !

خب اینکه مسلمه , با ماها نمیوفتادی که زبونت رشد جهشی نمیکرد که !!

عه ! یعنی میگی قبل از اینکه با ما بیوفتی مثل گربه ی تو شرک بودی ؟! ناقلا نکنه الان

خود شرک شدی ما خبر نداریم ؟!

آره اصآ تو راست میگی , قوطی هجا مجا که نداره هیچ در ورودی و خروجی هم نداره , فقط

یه کلمه ایه که هر وقت حرف کم آوردی ازش استفاده کنی , البته به خیالاتت هم مربوط میشه ها !

آخی , ترسیدی ؟! هیچکاری نمیخواد بکنی مثل همیشه برو قایم شو ! فقط با موشهای

 اونجا کاری نداشته باشیا ... بالاخره سوراخ موشه دیگه , حق آب و گل دارن توش !!

چه سوالهای سخت سختی میپرسی ...خب شطرنج یه صفحه ی سیاه یا سفیده با مربع

های سیاه یا سفید !! دیدی دیدی درست گفتم !!

خب دیگه بسه ...

 کس دیگه ای نبووووووووووووووووووووووووووود ؟!

 

تا درودی دگر بدرود !!

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت13:17توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
آغازی بر پایان!
سلام بچه ها. اومدم بگم دیگه نمیتونم بیام. از یه طرف کنکور و از طرف دیگه بازم کنکور و کلاسای کنکور و کلاس مکالمه و همه و همه مزید بر علت شدن که کل کل را بدرود گفته و "از کل کل با شما جدا تر گردم"!

امید است روزها به کام باشد و آرزوها به دام افتند و همواره در سایه ی باران رحمت بی درنگ خداوندگار صبحگاهان و سحرگاهان و شامگاهان , درپناه خداوند زیبا کلام و شیوا سخن , غزل زندگی را خوش تر و گیرا تر و سوزاننده تربنوازید!

توجه: دوستان شرمنده! نمیدونستم سوگل و مبینا و صبا و ارغوان اصلا چه معنی میدن تا استفادشون کنم.

در هر حال ما رفتیم. خوش گذشت!

خداحافظ همه!

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت13:2توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
عذاب جهنمی
سلام به همگی

برسیم به کل :

خب مبینا جان اومدن گفتن که  من یه جمله ایی گفتم و خودشم بعدش اومده گفته درستش یه چیز دیگست.

اول میذاشتی یه چیزی شبیه اون جمله می نوشتم بعد میومدی همچین حرفی میزدی.

اما در کل دم شما گرم. آره راس میگی جمله ی خودت درس تره.

آخه همه به شفای ما امید دارن اما هیچ کس به شفای شماها امیدی نداره.

در همین راستای نا امیدی همگان از دختران یه آیه به پیامبر نازل شد که حاوی این پیغام بود :

از دختران و زنان قطع امید کنید. آنان خطرناک ، غیر قابل کنترل و عامل اصلی سوراخ شدن لایه ی اوزون هستن. از نگاه کردن به جنس مونث بپرهیزید چون دچار اعتماد به نفس کاذبی می شوند و از خوشحالی خودشون رو از پنجره و اگر از عرض پنجره رد نشدن از پشت بوم میندازن پایین. ( طبق آمار از هر هزار میلیون نفر یک زن به سختی میتونه از پنجره رد شه )

سخت ترین عذاب جهنمی زنان هستند. عبرت بگیرید و کار نیک انجام دهید. به یاد خدا باشید وگر نه آنها را به جون شما می اندازیم.

اگر غافل شدید و عذاب خدا بر شما نازل شد. توبه کنید و بر من توکل کنید. شما را خواهم بخشید و از دست آنان نجات میدهم.

 دوستان لطفا بابت این که گفتم آیست و اینا گیر ندن. قصد برای جذابیت بیشتر بوده.

خارج از کل : محمد بابت سربازیت تبریک.

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت11:18توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
دستا بالاااااااا، همه حالاااااااااااا، کل کل تو ایران هی هی کل کل تو ایران هی هی

سلام بر خستگان کل کل

می دونم همتون تا چند روز دیگه میرید دنبال درس و زندگیتونو دیگه به وب سر نمی زنید

بعدش منم باید یه تابلو بذارم جلوی ورودی وبلاگ که روش نوشته

Closed(همون تعطیل است خودمون)

بسه دیگه اشکاتونو پاک کنید، می دونم براتون سخته، ولی خوب درس خیلی مهمتر از تفریح و کل کله

ولی بی وفا نباشید و حداقل هفته ای یه بار بیاین تو وب آپ کنید، نذارین با هم بودنامون تموم بشه

 

داش محمد، خوب اونا یه ...ی کردن، تو چرا جوابشونو دادی؟

 

راستی، منو از لیست کلر برتر حذف کنید، دوستان لطف داشتن اسم منو گفتن، ولی نمیشه که اسم منو تو وبلاگ بچرخه، من این کارو کردم واسه رقابت بین دوستان تا بهتر بشن، در مورد حرف آقا فرهاد، داداش حرف شما درست، ولی این زمانیه که بچه ها بی جنبه بازی در بیارن و کم ظرفیتی به خرج بدن، که اگه اینطور بشه هیچ کاری نمیشه کرد، بی جنبه ان دیگه

 

کل کل:

مبینا من لقبم ارشمیدسه، مشکلی داری؟

من گفتم نه، اما تو اصرار کردی، من گفتم خودت می دونی خودت باید جواب بدی، جواب ندادی، حالا هم لقبت حذف شد(تا تو باشی پررو بازی در نیاری)

خوب تو با من بودی دیگه، با اون خورشیده رفته بودیم به 16 سال پیش، اونجا تو رو دیدیم، منم گفتم از حالا روحیه ات رو تقویت کنم تا بعد ها که ضایع شدی زیاد لطمه نبینی

برو یخورده خودتو اصلاح کن، شاید .... شدی

 

خوب حالا غزل، گریه نکن، باشه باهات کل کل می کنم، نمیذارم عقده ای دار فانی رو بای بای بگی

جهنم خوش گذشت؟

تا زنده ای یه چند باری برو توش، بذار بدنت به گرما و آتیشش عادت کنه، تا می تونی با فرشته های جهنمی(19 تان) رفیق شو بذار روز قیامت بهت تخفیف بدن( البته باید تخفیفتو از خدا بگیری نه اونا)

راستی یه مژده، تا آخر تو جهنم نمی مونی ها، یه روزی میای بهشت، همه تون بر می گردین بهشت به جز سه نفر(بحث علمی فلسفی دینی ممنوع)

مامان محمد؟

داش محمد کجایی که مامانم شدی، برگرد بیا بزن فک مکشو بیار پایین

پای من بو میده؟

من به دلیل فقر مالی اصلا جوراب نمی پوشم، بازم به دلیل فقر مالی کفش هم نمی پوشم، یه صندل از تو جووق پیدا کردم اونو می پوشم، که اونم بو نمیده (شستمش)

پس بجای اینکه بهونه ی بنی اسرائیلی بگیری بگو دماغم تا خرخره پر شده بخاطر همین می خواره، اصلا شاید آلرژی(حساسیت) داری، برو یه آنتی هیستامین بخور حل میشه

ببین غزل جان، از فن داستان نویسی بی اطلاعی، قرار نیست که تمام اتفاق ها و رویداد هارو رو کاغذ بیاریم، اون بخشی رو که من ازت سوال کردم و تو جواب ندادی و بعدش مجبور شدی سطل رو بالا سرت بگیری به قرینه ی معنوی حذف شد

در ضمن، تو داستان ما سطل آشغال به دلیل وظیفه شناسی مستخدم مدرسه خالیه خالی بود، پس تو چطوری اونو خالی کردی رو سر من؟ سوگل نیگاه، به این می گن توهم

اینی که گفتی یعنی چی؟(شیوا بیا اینو ترجمه کن: سعید من آویزون بشم که تو برعکس می شی اون وقت با ملاج می خوری زمین؟)

اینی که گفتی از لحاظ علمی درسته، ولی یه جاش اشکال داره

وقتی تو از سقف آویزون بشی من از نظر تو برعکس میشم، ولی همچنان طبق اصل جاذبه همچنان روی زمینم و به تویه برعکس شده نیگاه می کنم و می خندم

پس معلوم شد حرف کم آوردی زدی تو خط توهم نویسی

راست می گه غزل، شیوا تو هم بیا اینجا توهم نویسی کن، خیلی فاز میده

چی بنویسین؟

اینو بنویسین: همه این پسرا مغزشون دونه دونه می گه پووووووووووووووووووق

نکته 1: اینکه مغز پسرا میگه پوووق توهمه، سوء استفاده نکنین، مغز داشتن پسرا توهم نیست

نکته 2: دخترای سوء استفاده گر

 

صبا جان، چرا گریه می کنی؟

می دونم آرزو به دل موندی که یه بار، حتی یه بار هم به دست شریف این بنده ی شریف ضایع بشی

اما سعادت نداشتی، برو چندتا چله بگیر و یخورده هم سیر و سلوک کن شاید به این مقامات نائل شدی

سوگل نگاه کن خداییش، این همه توهم اینجاست، بعد تو می گی معنیه توهم یه چیز دیگه است

آرزو؟

صبا من کی آرزو داشتم تو رو حذف کنم؟ اگه می خواستم حذفت کنم در تلفت العینی(درسته؟ منظورم در یک چشم به هم زدنه) حذفت می کردم، دیگه  آرزو نمیشد که

تو باید کلا از این دنیا بری، جات تو این دنیا نیست

جدا از کل، خوش اومدی، فقط خواستی یه جا تو لیست نویسنده ها بگیری؟ واقعا که

جدا از جدا از کل: به سلامت، خوش و موفق باشی

 

سوگل شرمنده، اشتباه نوشتم، نمی دونم چرا هروقت می خوام بنویسم سوگل یه و اضافی می زنم، نمی دونم، در هر صورت ببخشید، حواسم نبود

خوب داری میری دیگه، پشت سر مسافر که کل کل نمی کنن، برو به سلامت

خوش و موفق باشی

بابت اون لطفتم ممنون، بنده نوازی کردی، خانومی کردی، اصلا من نمی دونم چطوری جبران کنم؟ مغز اکتیومو بذارم تو سینی برات بیارم؟( که چیکارش کنی؟ پیوند بدی به جای مغزت)

 

 

شیوا، زندگیه من بدونه تو پاک ترین زندگیه دنیاست، باور نمی کنی؟

نکن به ....

وجدان؟

آشناست؟

یه چیزایی در موردش شنیدم، یه روزی از کنار یه دهی رد می شدم، صدای مناجات یه پیری رو شنیدم، رفتم ببینم چی میگه تا یخورده درس یاد بگیرم، رفتم دیدم سر به سجده گذاشته میگه: یا رب، یا رب، به این بنده ی کمترین گوشه ی چشمی بنداز و بزرگترین حاجت اورا روا کن

منم منتظرم موندم مناجاتش تموم شه

ادامه داد: پروردگارا، بنده نوازی کن و کمی، فقط کمی وجدان به این دردانه ی من شیوا عطا کن، پروردگارا فقط کمی

بعد چشت روز بد نبینه، یهو آسمون گرفت و خورشید سیاه شد، پیر که اوضاع رو اینطور دید دوباره سر به سجده گذاشت و گفت: یا رب، دانای عالم تویی، هر آنچه بهتر است عطا کن

بعد سر از سجده برداشت و منو دید، بهم گفت: خوب لابد قسمت نیست این بشر وجدان پیدا کنه دیگه، زور که نیست

کلمه ی وجدان رو اینجا شنیدم ( دیگه خودت جواب خودتو بگیر)

 

آره این کارم می تونی بکنی(سرتو بذاری زمین بمیری)

 

شیوا، زشته، این حرفا چیه می زنی؟

آخ آخ، منو باش دارم با کی کل کل می کنم، یخورده حیا به خرج بده دختر، زشته، آخرالزمون شده ها ننه

پسره اینو می گه: آخه خانوم چرا خون نجستو کثیف می کنی؟

اون نقطه هم این بود: آقایی

روزنامه ی جام جم، صفحه ی حوادث( فکر کنم صفحه ی 19)

ماموران آتشنشانی شب گذشته طی یک عملیات شجاعانه دختری جوان را از زیر آوار نجات دادند، دلیل حادثه ترک خوردن سقف و دیوار اتاق شخصیه ایشون( همون سوراخ موش) و خراب شدن منزل ایشون بود، دلیل ترک خوردن سقف و دیوار هنوز نامشخص است و پیمانکار ساختمان تحت تعقیب قرار گرفته .....

بقیشو نخون، من می گم دلیل ترک خوردن سقف و دیوار چیه، انقدر خالی بستی (دختری به خوشگلی و باشخصیتی و بافرهنگی و باادبی و با فهم و شعور و باکمالاتی.....) اگه اینارو به آب بگی ترک می خوره دیگه چه برسه به سقف و آجر

 

خجالت چرا؟

به من چه؟

به دخترا بگو انقدر بهم گیر ندن، هی نگاه می کنن، چشمک می زنن

من چیکار کنم؟

شرم و حیای من همونجا رفته که واسه تو رفته(نیشخند در حد چسبیدن دو طرف لب به همدیگه در فرق سر)

 

بهاره کجا بیاد بگه؟

اون که اینجا عضو نیست

باور نمی کنی حرفمو، زنگ بزن از خودش سوال کن

بپرس برای سعید دعا کردی یا نه؟

 

می رسی، یخورده تلاش و پشتکار می خواد که تو داری( فقط تو این مسائل)

 

نگران نباش، یه بطری شعور هم واسه اونجاها گذاشتم تو جیبم، هر وقت به این موارد بر بخورم یه جرعه نوش می کنم

 

چقدر پسر داریم؟

چند برابر پسرامون دختر داریم، من حدود 8 تا پسر عمه دارم، سه تا پسر عمو، سه تا پسر دایی، یدونه هم پسر خاله

دختر خاله یدونه دارم فعلا(قرار اگه خدا بخواد یکی دیگه هم بیاد، دعا کنین سالم بدنیا بیاد، این تیکه رو خواهش می کنم) دختر عمو 10 تا دارم، دختر دایی ندارم،  دختر عمه فکر کنم بالای 12 تا باشه

اینایی که گفتم تقریبیه، شاید بیشتر باشه

بی خی

اصل و نصبو ول کن

 

شیوا؟

چت کردی؟

مامان و بابات تقریبا همسن توئن؟

چی میگی دختر؟

پس تو کی اومدی؟

اول فکر کن بعد حرف بزن، اینا چیه میگی؟

استغفرالله، برم دو رکعت نماز وحشت بخونم

الله اکبر

Eeeeeeee

جدا؟ تازه میشی عین من؟

پس خوبه، هم ترازیم

زیاد فکر نکردم، با یه نگاه ساده به این موضوع پی بردم

ببین ضایع مادر زاد بودن با ضایع خداداد بودن خیلی فرق داره، کسی که ضایع مادر زاده، زمانی که از مادر زاده میشه ضایع است، ولی کسی که ضایع خداداده از قبل خلقت ضایع است، پس تو این مورد تو از من پیشی گرفتی

رکورد زدم، ولی هنوز اسم تو تو کتاب های گینس ثبت شده

شیواااااااااااااا

خجالت بکش، چرا امروز تو اینقدر بی....ا شدی؟

من مامانتم؟

استغفرالله، مثل اینکه دو رکعت نماز وحشت جواب نداد، برم یه دو سه هزار رکعتی نماز وحشت بخونم، نماز توبه هم لازمه، یه دو رکعتم باید نماز شفا بخونم واست

این چند روزه سرم شلوغه، زیاد مزاحمم نشین

ببین من همونطور که گفتم آدم برای وصف هر چیزی باید اونو تجربه کنه، همونطورم می گم که یه چیزی وجود داره به اسم تئوری، مثلا تا حالا کسی نتونسته تئوری نسبیت انیشتین رو تجربه کنه، اما این تئوری اثبات شده

گرفتی؟

فکر نکنم، مغزت خون اومد

مغزت.....................

این تیکه مخصوص همون معلم دیفرانسیلمون بود، چقدر بهش می خندیدیم، خدا حفظش کنه

 

تو می تونی اینطوری تصور کنی که هر وقت ماهی رو از آب بگیری میمیره و واسه خوردن تازه است، اما این خودخواهیه که همه چیزو از منظر خودت ببینی

پس ماهی اینجا هویجه؟(خشمناک)

پس چی، الان یه عمره دارم خودمو می پیچونم، شماها که سهلین

شیوا، می گم یه روز قرار بذار با هم بریم یه روانکاوی یه روانشاس کودکی چیزی، مغزت مشکل داره، فکرکنم دفراگش نکردی، یه دیسک کلین آپ بزن ببین چی میشه، بد سکتورم گرفته

چی میگی؟

N  می دونی چیه؟ تعدا ضایع شدن من

+1 چیه؟

یعنی من هر چقدر ضایع شدم تو یدونه بیشتر ضایع شدی

ریاضیت خیلی ضعیفه، این بنده خدا لیلا خانوم حق داشت، الهی العفو.....الهی العفو......الهی العفو..........

اون گل رو ولش، اگه بخوایم از جهات ریاضی بریم بازم یه گل از جامعه کم میشه، البته به جز ریاضیات باید وارد توهمات هم بشیم( گل فرض کردن تو)

آره منظورم همون نکن بود، نیست خیلی تند تایپ می کنم، کلمات رو اشتب می نویسم، پوزش

ندارم؟

این همه حسن خوب، تو چشم و گوش بصیرت نداری، تو هم برو چله بذار، یخورده به سیر و سلوک نیازمندی

هر آنچه از دل برآید بر دل نشیند

آره بیخی، خز شد( مثل خودت)

پسر عمه ام سیریشه، من چسب رازیم( به قول یکی از دوستام تف رازی، نخند، پررو نشو)

باز دم من گرم، عسل قاطیش می کنم، تو انقدر خسیسی که میری نیم کیلو شکر می خری با آب قاطی می کنی تا بیشتر هم بشه، اما من میرم عسل خوانسار می خرم می کونم تو حلق مردم

نخیر، هر سوراخ موشی اتاق شخصیه، اما هر اتاق شخصیی سوراخ موش نیست، این قضیه بر گشت پذیر نیست، هندسه ات ضعیفه دختر، کمتر با نت کار کن، درس بخون

الان اتاق شخصیه من جز قسمت دوم قضیه است، یعنی سوراخ موش نیست

نگران فک مک من نباش، قابلیت ترمیم داره( خنده در حد واکنش فرانسیوم با آب)( شیمیتم که ضعیفه، اه اه اه)

آره خیلی باحال بود، راست میگی

ببین سطل آشغال خالی بود( رجوع شود به کل کل با غزل)، پس بو هم نداشت، در نتیجه شماها یه کاری کردین که بو گرفت، چیکار کردین بی تربیتا؟(تو و غزل)(این قضیه بر می گرده به بعد توهم غزل در مورد خالی کردن سطل)

خوب نمی دونستی دیگه، اگه می دونستی که اون حرفو نمی زدی، در ضمن، از این به بعد هر تیکه ای به ذهنت میاد زرتی رو کیبورد خالی نکن(بی ادب)

ببخشید ببخشید، بابت این حرفی که الان می خوام بزنم خیلی عدر می خوام، اگه خواستین اخطار هم بدین، ولی لازمه بگم

در مورد این حرفت: من نگفتم روده ی انسانها دایره ایه! گفتم روده های خودم دایره ایه گفتم به صورت دایره پیچیده! درست مثل تو که الان پیچیدی

به قول معلم دیفرناسیلمون: حالا که ریدی دیگه چرا همش می زنی؟

تو هم که تر زدی دیگه چرا میای ماسمالیش می کنی؟

خوب بگو سوتی دادم خلاص

چرا هم می زنی؟ ( خنده در حد بیگ بنگ)

 

در مورد زندگی، اون جمله هارو من از خودم گفتم، اگه قرار بود از اینور و اونور بنویسم که الان یه طومار نوشته بود، یخورده ذوق و قریحه به خرج بده دختر، اه اه، یخورده از مغزت استفاده کن

 

چطوری میشه از زندگی لذت برد؟

زمانی که به یاد خدا باشی، اون موقع است که از زندگیت لذت می بری

 

بسه دیگه

خوابم میاد

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت5:19توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
*منم رفتم*
بعله بعله طبق اخبار موثق دریافتیم که بلاگفا آزاد شد.(دور ورتون نداره منظورم این بود که کامی ما بلاگفا رو نمیاورد.)حالا بریم کل کل کل کل کل کل کل کل کل کل کل کل.......................................

ساعید میگم آدم امر به معروف و نهی از منکر نمیکنه که بعدش خودش بزنه زیرش.شما اول خودت اسامی رو درست بنویس بعد بیا اخطار بده.(سوگول)در ضمن ما دخملا حس دفاعیمون قوی یعنی که پشت هم هستیم.راستی نظری که دادی رو بر حسب مدیریت کل کل برات تایید کردم(ولی از مادر زاییده نشده بود پسری که بتونه از من تایید نظر بگیره.)

دیگه دیگه فصل خزونه.................میریزه برگها دونه به دونه.................فضای کل کل یخ کرده زود.............گرمش کنین تا بر جا بمونه...................

اگر بار گران بودیم و رفتیم اگر ضایع کننده بودیمو رفتیم

گریه نکنین.خودتونو نزنین به در  ودیوار.......................من بازم اگه مجالی باشه میام....................البته با اجازه مدیرها(منو هم بحذفید).....................رای منم سعید(ارشمیدس)هستش.(حالا فردا نگی من عاشق و مجنون تو بودمااااااااااااااااا)آخه طومار های چرت و پرتش باحالن.............

خداحافظ(هم دخملا هم پسرا)

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت1:59توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
دارم میرم.

سلامArabic Veil .اومدم برا خدافظي.درسته مدت کمي تو وب بودم و 2-3 تا پست بيشتر نذاشتم.ميدونم ناراحت ميشيد و دلتون برام خيلي تنگ ميشه.ولي چيکار ميشه کرد.با شروع شدن سال تحصيلي به وب خودمم به زور ميرسم سر بزنم.امسالم درسام سنگينه.به همين دليل نميتونم بيام.دختراي گل شما که يه دونتونم برا خوابوندن کل همه ي اين پسرا کافيه ولي درنبود من بترکونيدشوون.

پسرا که ميدونم تعدادشون کم نميشه.آخه معمولا از هر 100 تاشون يه نفر تو سال تحصيلي لاي کتابشو باز ميکنه و معمولا الافن. خدا الاف آفريده اين پسرا رو. نميشه هم عوضشون کرد.
به هر حال .خدافظ.
اقا سعيد به آرزوت رسيدي حالا ميتوني حذفم کني.دستت درد نکنه.

میرم.....جای من اینجا نیست ...............

من رفتم

نوشته شده در شنبه بیست و هشتم شهریور 1388ساعت1:18توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
به به ! سلام

خوب خوب سعيد جون ببخشيد ديگه تكرار نمي شود

 

خوب خوب بريم سراغ كل كل:

 

سعيد من مرخصي بودم قرار بود برگردم سفر آخرت نبودم كه انشاالله تبارك (البته فكر كنم يه سري تو كل با محمد مرده بودم)نكنه توهم فكر كردي از جهنم بر نمي گردم ببرمت؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب اشكال نداره آماده كن وسايلتو آتيشه جهنم يه حالي مي ده اصلا سرد نيست بخاريم نياز نداري

 

سعيد تقريبا هيچي ياد نگرفتم

 

مااااااااااااااااااااماااااااااااااااااان محمد، اينجا هي از من سوالو جواب مي كنن و تنبيهم مي كنن

 

ماااااااااااااااااامااااااان محمد بزنش اين اثتاد ارشميدسو

 

اثتاد سعيد خوب چي كار كنم دماغم مي خواره اگه راست ميگي اصلا اون جوراباتو بشور هر دفعه ميايي تو كلاس حتي در درون كفش هم مارا بيهوش مي كند نياز به ماسك ضد مير كوب(خودم بلدم اااااااا)داريم

 

بيچاره ماشين لباس شوييتون فكر كنم هر سري از اسيد توليديه جورابات ذوب بشه سريه بعد تعمير

 

سعيد يه سوال خيلي خيلي تخصصي من نتونستم از پسش بربیام فكر كنم  بايد سطل آشغالا رو دادي دستم و من رو سرت خاليش كردم و سطل خالي رو گرفتم ازت بپرسم سوالا چی بود؟؟؟؟؟؟؟؟

خوب اثتاد گرانقدر انقدر در پي تنبيهي كه آلزايمرت اوت (اود؟ اااااااااااا اثتاد )کرد سوالاتو نپرسیده تنبیهم کردی فرستادیم پای دار آخه یه آدم (آدم نه فرشته) چند دفعه می میره؟؟؟؟؟؟

سعید من آویزون بشم که تو برعکس می شی اون وقت با ملاج می خوری زمین مغزه ارشمیدسیت می گه پوووووووووووووووووووق

شیوا توهم بیا ور دسته من انقده حال می ده برعکسی همه این پسرا مغزشون دونه دونه می گه پووووووووووووووووووق

تاحالا بادبادکه صورتی ترکوندی؟؟؟؟؟؟؟خوب من ترکوندم انقدر صداش با مزس مغز اینا از اون صداها می ده

محمد ایشالااااااااااااااااااااااااا بزن زنگو به افتخار دامنه شا دوماد

محمد ساقدوشه دوماد می شی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 نه

راستی سامی و مامان جوووووووووووووون محمد چشمتون درد نکنه دستتونم بی بلا مرسی

 

محمد جز من غزل دیگه ایی اینجا هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ oh ببخشید یادم نبود عروسه دومادی که ساقدوشش هستی  هم هست خوب اون می گیره به خودش

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت23:55توسط کل کل کننده غزل |
علیک

غزل جان ممنون از لطفت

ايشالا عروسيت دامن شادومادو بچسبيم

سعيد جان تيكه ميندازن منم با تيكه جوابشونو ميدم ببين كي اول شروع ميكنه

مبينا اونجا هر جاباشه بهشت نيست

تيمارستانه عزيزم سريعتر برو ثبت نام كن جاتو نگيرن حالت از اين بدتر نشه

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت22:47توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
این روزها همه به من گیر میدهند شما چطور؟!!!

سلام رفقا چطورید؟

 سعید مگه من چیکار کردم که خدا بگی چیکارم کنه؟؟!!!

جریان این کمبود محبت چیه؟کی عاشق شده؟به به عجب دسته گلی!

راستی خدا خیرت بده الهی که خیر از جوونیت ببینی که این خطارو پررنگ کردی کم کم داشتم به چشای خودم شک میکردم!

اون بحث دماغ و اینارو هم به خدا من شروع نکردم!

آره راست میگی وبلاگ دیگه مثل همیشه نیست

یادش بخیر...

 

پوریا چی میگی اخه تو؟؟!خب منم توی اون وبلاگ قبلیه عضو بودم دیگه اقای ای کیو!!

مثلا اومدی یه چیزی بگی که به مابفهمونی یه عمره اینکاره ای؟؟نخیر سوتی دادی داداش!!!

تازشم تو سه هفته یه بار میای اینجا یه چیزی میگی که تازه اونم ما باید مترجم بیاریم تا بفهمیم چی نوشتی اما من چی؟؟برو تعداد پستای منو بشمار حالا تازه پستای قبلیم اینجا نیست چون یه بار به دلایلی حذفم کردن!

من چند هفته س اومدم عضو شدم؟؟ببین تو اصلا تعطیله تعطیلیااااا دیگه شکم نسبت بهت داره میشه یقین!

آره سامی بادمجون(بادنجان)یه چیز دیگست اصلا کلا دختر جماعت یه چیز دیگست!

حیف که سعید گفته این بحث رو بیخیال شیم وگرنه ابادت میکردم!

ماشالله انقدرم دل و جرات نداری که بقیه ی کل کلامو جواب بدی شایدم جوابی نداری

اصغر(محسن)جان من اگه قرار باشه با دری وری های شما هر دفعه یه جام اوف بشه که دیگه جایی برام نمیمونه!!!

من جلو پای هیشکی لنگ نمیندازم زورخان که هیچی اگه بابا و بابابزرگشم بیان باید جلو من لنگ بندازم تو هم اگه لوتی حرف زدن بلد نیستی بیخودی از لات و لوتا دفاع نکن!

من خشونتم جیغ زدن و گریه کردن نیست بلکه همراه با جیغ زدنه خودم و گریه کردنه طرف مقابلمه!!

می چولوسیم؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟تو همدانی هستی؟ ایول

نه نترس نمی چولوسیم!!!افسرده هم نمیشیم!!!قول میدیم ،قسم میخوریم ،عهد میبندیم اصلا ریش گرو میذاریم!!! که نه افسرده شیم نه بچولوسیم فقط توروخدا شماها دست از سرمون بردارید!

ببین من ترجیح میدم ناله ترین کلر باشم تا اینکه یه کلر سوژه ی فراری باشم که بچه های خطرناک پامنار دنبالشن!

سعید جان من اگه نبودم تو زندگیتو میکردی ولی با بدبختی و خفت و خاری!!!(عینک دودی از این خیلی گنده هاش)

خب آره اینم حرفیه که میگی کسی نمیاد بگه این تیکه ها چیه افتاده اینجا!!!ولی من خودم وجدانم دچار عذابهای شدید ناشی از اذیت کردنه تو میشه!!!

بابا من دارم میگم نگران تو نیستم نگران خودمم بالاخره اگه هیشکی هم که به تو گیر نده من خودم که آدمم!!وجدان دارم یا نه؟

الان میاد میگه نه

عجب گیری کردیماااا

 

اگه بچه ی خوب و صادق و مهربون و پاک به تو میگن پس ما باید بریم سرمونو بذاریم زمین بمیریم دیگه!

اتفاقا اگه کسی من و تورو در حال دعوا ببینه میگه:"خاک تو سره این پسره نیگا کن داره با چه تیکه ای(نیشتو ببند)دعوا میکنه اه اه اه الحق که هرچیزی لیاقت میخواد..."تازه اگه طرف یه پسر باشه میاد وسط دعوا نرخ تعیین میکنه و به من میگه:"خانوم اخه چرا خون خودتونو کثیف میکنین؟حیف نیست دختری به خوشگلی و باشخصیتی و بافرهنگی و باادبی و با فهم و شعور و باکمالاتی شما با این پسره ی... دهن به دهن بشه؟؟خواهش میکنم ولش کنین بذارین تو خماری شما بمونه تشریف بیارین اینجا تا بیشتر باهم آشنا شیم..."

از این اتفاقا زیاد برات افتاده؟خجالت نمیکشی با دخترای مردم توی خیابون دعوا میکنی؟شرم و حیات کجا رفته؟

نخیر نمیشه!بیخودی هم التماس نکن ،بهاره خودش باید بیاد بگه که واسه تو دعا کرده تو هم شفا پیدا کردی(به حق چیزای نشنیده)!!!

نه خواهش میکنم اختیار دارین ،ما هرچقدرم خودخواه باشیم به شما نمیرسیم!!!هه هه هه

لازم نکرده شعورتو واسه پسرای فامیلتون خرج کنی شعورتو نگه دار واسه اون موقع که تو خیابون با دخترای مردم دعوا میکنی(به یک شکلک برای وصف این جمله نیازمندیم)

هووووو چقدر پسر دارن فامیلاتون! اه اه اه بیچاره دختراتون چی میکشن!

تو فامیلای ما بچه ها همشون از من کوچیکترن یعنی من از دوطرف بچه و نوه ی اولم اتفاقا همشونم دخترن فقط یه پسرعمو و دوتا پسردایی دارم دیگه پسر نداریم خداروشکر یعنی داریم ولی اونا میشن پسرخاله ها و پسردایی های و... مامان و بابام که تقریبا هم سن و سال منن!

پسر خوب و سالم که خب از همون اولش نایاب بود حالا تو از کجا پیدا شدی دیگه نمیدونم!

بابا مانیتور منم ترک خورد از بس تو از خودت تعریف کردی ببین الان مانیتورمو با چسب بستم که تیکه هاش از هم جدا نشه!

من اگه توی هر روز روشن هزاربار و هر شب تاریک هزاربار به مردم ننگ و نشون بچسبونم تازه میشم عین تو!

چقدر فکر کردی تا به این نتیجه رسیدی؟؟ضایع مادرزاد یا ضایع خداداد بودن یا نبودن مسئله کلا ضایع بودن است که جنابعالی توش رکورد زدی!

ببینم این تشکیل نطفه و به دنیا اومدنه منو تو با چشای خودت دیدی؟نکنه خودت منو زاییدی؟

اوه اوه چشم مامانم روشن!هوو اومد سرش!

مامان سعید!!!

آخه خودت گفتی ادم چیزی رو که تجربه نکرده نمیدونه چیه و چجوریه مثلا همون حس خلا و بی وزنی ،نگفتی؟ الان حتما یهو آلزایمر گرفتی!

ماهی رو هروقت از آب بگیری میمیره ولی واسه خوردن تازه س(خوب بلدی بپیچونیااااا)

من 1+N  بار ضایع شدم؟؟مگه ما همش چند بار باهم کل کل کردیم؟تازه هرچند بارم که باشه یه چند تاییشم مخصوصه ضایع شدنه توئه!

ریاضیت ضعیف نبودااااااا  !!!

ببین آقای آلزایمر جریان گل همونه که گفتی "من هیچ گلی به سر جامعه نزدم ولی تو یه گل هم کندی"

منم گفتم "من اگه گلی رو کندم عوضش خودم به جاش اومدم در نتیجه هیچ گلی از جامعه کم نشده"

حالا یادت اومد؟

"دیگه ازخصوصیات خوبه من به نفع خودت استفاده کنم"

اینو ترجمه کن لطفا!!! نخیر کم کم داریم شدیدا به یک مترجم نیازمند میشویم

منظورت از "کنم" همون "نکن" هست؟

خب اخه مگه تو خصوصیات خوب هم داری که من ازشون به نفع خودم استفاده کنم؟جوک گفتیاااا

"کسی که به مردم دروغ می گه، اول به خودش دروغ میگه" این جملت به دلم نشست!

من اگه حقیقت رو قبول نمیکردم یا با دروغ قبول میکردم الان تو توی اوج آسمونا داشتی پشتک میزدی

دیگه این حقیقت و اینا خز شد سعید بیخیال!

اه من نمیدونم اگه پسرعمت سیریشه پس تو چی هستی؟به درک انقدر بگو پروبال تا جونت بالا بیاد (حالا البته بلانسبت ،مهربونم دیگه چه میشه کرد)

همینه دیگه!فقط ما دروغ میگیم ،فقط جنابعالی حقیقت رو میگی فقط هم خودت قبولش میکنی ،اونوقت به من میگه شکر اضافه میکنی!تو که زدی رو دست من! به جای شکر عسل اضافه میکنی بعدم میکنی تو حلق ما!!!

اِ چه جالب یعنی شما به اتاق شخصی میگین سوراخ موش؟هه هه چه باحال نمیدونستم

یعنی الان تو هم توی اتاق موش نه یعنی سوراخ موش خودتی؟یعنی مثلا اوندفعه پسرعمت اومده بوده توی سوراخ موش تو؟حالا کدوم سوراخ موش؟سوراخی که تو دیواره یا سوراخ خود موش!!!؟

ببین سعید اگه یکی دو بار دیگه اینجوری بخندی اونوقت دیگه هیچ جات سالم نمیمونه هاااا همش جر میخوره!!!حالا از ما گفتن بود!

بفرما ،تعارف نکن ،کل کل های تو؟محتوا؟خخخخخخخخخخخخخخخخخخیلی باحال بود...

تکلیف شبی که تو بگی باید انداخت تو همین سطل اشغالی که الان دستمه!!!حالا بیا بگیرش ببر بذار دم در بوی گندش وبلاگو ورداشته!

چه حرفی رو به اسم خودم زدم؟؟تو گفتی بدن ما قابلیت ترمیم داره منم گفتم خوب شد گفتی نمیدونستیم!

نه من روده ندارم ،فقط تو داری!

من نگفتم روده ی انسانها دایره ایه! گفتم روده های خودم دایره ایه گفتم به صورت دایره پیچیده! درست مثل تو که الان پیچیدی

یادت اومد؟اشکال نداره اینا همش از اثرات آلزایمره

لازم نکرده واسه من دایره رو توضیح بدی به جای تدریس ریاضی برو کلاس تقویتی کل کل!

 

به به بزن کف قشنگه رو به افتخار حاج آقا!!بادبزن بدم خدمتتون؟ببخشید حاج آقا یه نکته رو فراموش کردین: زندگی شهد گل است ،میخوردش زنبور زمان ،آنچه می ماند از آن ،عسل خاطره هاست!

راستی حاج آقا یه سوال: به نظر شما چجوری میشه از این زندگی لذت برد آیا!!؟

 

سامی(به دلیل حذف شدن محمد۲ این قسمت به آق سامی ارتباط و انتقال داده شد!!!) یه شعر برات ساختم از این به بعد هرموقع خواستی جواب کل کلای بچه هارو بدی این شعرو بنویس اولش تا همیشه یادت بمونه

شعر:

من اسکلم اسکله قرنم

دلقک اینجام

بیا اینم حلقم!!!

(بر وزن شعر ساسی مانکن)

 

تابعد...

نوشته شده در جمعه بیست و هفتم شهریور 1388ساعت2:9توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
خیلی دو دره بازی
سیلوم به همه

من میگم سعید دماغ درازشو میکنه تو کل کل من نگید نه.....

اصلا به تو چه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ مگه لقب تو ارشمیدس نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خوب اینا هم

لقب دارن

در ضمن: خودت اون شب گفتی......خیلی دو رویی.....دو دره باز....دروغ گو..... بی

ادب..... بیخیال الان کار به جاهای باریک می کشه

یه در ضمن دیگه:من که گفتم من با تو بودم و تو یه بچه ی دیگه رو دیدی....باز میگی

اون بچه منم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ گفتم که....فک کنم خواهر زادت بود

محمد

 اولا نه من مال اونجا نیستم.....دوما اگه واقعا پسری اونجا وجوود نداره پس بگو اونجا

 بهشته دیگه ای کاش منم مال اونجا بودم هر چند عقب افتاده باشه بازم به

بی پسری می ارزه

سامی

جملت اشتب بود....این جملتو میگم:

اللهم عجل لولیک الفرج!!!!؟؟

درتش اینه:

اللهم اشفع کل پسران

خب واس امروز کافیه.....

بابای دخملا

کل کل دیس مورنینگ

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت14:21توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
می دونم که بدون من مییییییی میییییییییییییی ریییییییییییییید

سلام

چطورین؟

من خوبم؟

نه نیستم

 

یه سوال؟ شماها کمبود محبت دارین؟

بقیه رو عاشق خودتون می کنید که کمبود محبتاتون جبران بشه؟

 

دوستان عزیز، لطفا برای انتخاب کلر برتر تو قسمت نظرات آپ ثابت نظر بذارین و اسم کلری که فکر می کنین بهتر از بقیه کل کل کرده بنویسید، دخترا اسم کلر برتر پسر رو بگن و پسرا هم اسم کلر برتر دختر رو

شیوا خدا بگم چیکارت کنه

مبینا، لقب نداریم، مثل آدم طرف رو صدا کن

غزل، یه اخطار، خارج کل بحث کردی

داش فرهاد،یه اخطار رفتی، خارج کل صحبت کردی، قالب ثابت بود، این دومین باره که قالب عوض میشه، اونم به دلایل فنی، دفعه ی قبلی بخاطر پست یکی از بچه ها قالب خراب شده بود که بارن عوضش کرد، وگرنه از اون اول تا الان این قالب برای وبلاگ بوده که الانم همون قالبه، فقط راست چینش کردم و بک گراندشو برداشتم

سوگل اسم هارو درست بنویس ، هر چیزی حدی داره، شکلک خوبه، اما چند تا جلوی بعضی از جمله ها، نه اینکه واسه خوشگلی بذار رو در و دیوار وبلاگ، قالب قشنگ و سبک سراغ داری بیار بذاریم واسه وبلاگ، در ضمن، چون فقط تو نبودی اسمتو نگفتم

پوریا، یه اخطار گرفتی، بار آخرت باشه بحث خارج کل رو میاری تو کل کل، اگه از سوزان چیزی دیدی برو تو وب خودش، نه اینجا

سوزان تو هم حواست باشه

بحث سیبیل و دماغ رو تموم کنین (بیکاری شیوا؟) ، ای خاک بر سر من با این وبلاگم، کجا رفت اون وبلاگ قدیمی، دیگه داره حالم از کل کل بهم می خوره با این کل کل های مزخرف، فکر کردین چرا آپ نمی کنم، کجا رفت اون وب قدیمی، یادش بخیر

داش محمد، حواست باشه چی میگی، تیکه های نافرم ننداز، اسم هارو هم درست بنویس: ثصسحر

سایه، عذر خواهیت به چه درد می خوره؟ حرفتو می زنی بعد می گی شرمنده؟ چون تا حالا موردی نداشتی فقط بهت تذکر میدم

غزل خودم می دونم باید چیکار کنم، نیازی به توضیحات و زیر نویس های شما ندارم

اخطار ها تموم شد

کل کل:

باران که رفته مرخصی، نمی خوام تعطیلات آخر تابستونیش خراب بشه، حالشو نمی گیرم

غزل مگه تو مرخصی نبودی؟ پس چرا اومدی کل کل؟

حالا باید جواب تورو هم بدم؟

ای خداااااااا

راست می گیا، اصلا ما با هم کل کل نکردیم

خوب حالا شروع کن ببینم، بذار ببینیم این همه مدت که تو کل کل بودی چی یاد گرفتی

بدو بیا درس پس بده بینم

زیاد پای تخته وول نخور، دستتاتو نکن تو دماغت، بچه ی خوب که این کارارو نمی کنه

اگه جواب سوالامو خوب بدی اجازه میدم یه دوری تو وبلاگ بزنی، وگرنه باید بری یه گوشه وایسی و سطل آشغاله وبلاگو بگیری بالا سرتو یه لنگه پا وایسی، زیادم شلوغ کنی میدم جفت پاتو ببندن و از سقف آویزونت کنن

یه چیزی گفتم که یه جوابی بدی

سایه چرا جواب کل کلمو ندادی؟

تو بحث کامپیوتر کم میاری؟

فقط رو اطلاعات مکانیکیت حساب کرده بودی؟

بیا دیگه، نترس، کد CPU رو چنج نمی کنم، بیا

صبا، چی شد؟

تو یکی به یکیمون کم آوردی؟

جواب بده دیگه

کم آوردی یه کیلو پیاز بخر پوست بکن و بعد سرخش کن، اینجوری هم کمک مادرت کردی هم اشکاتو پنهون

مبینا، من کی به تو و دوستت گفتم کابوس؟ چرا حرف در میاری؟

من اون کارارو کردم؟ نکنه اون بچهه خودت بودی؟ داشتم واست شکلک در می اوردم که یخورده از دپرسی بیای بیرون

ضایعگی که دپرسی نداره، بقیه رو نگاه کن، چقدر تا حالا ضایع شدن؟ اما نیگاه کن، ببین چقدرشاد وشنگولن(شیوا نمونه اش)

سوزان، چطوری؟

ممنون، راست می گی، خودمم به این قضیه پی بردم

من نباشم این وب سوت و کوره( آره جون عمم)

قرص اعصاب دیگه کفاف نمیده، شیش هفت تا ترامادول می اندازیم بالا تا خود صبح رو کیبورد سجده می زنیم

برای کی میمیرم؟

من هنوز جوونم، امید و آرزو دارم، برای چی بمیرم؟

کیو ببینی؟ خودتو تو آیینه ببین

مطمئنا همونجا غش می کنی و بر اثر برخورد سرت با گوشه میز توالت مغزت فورمت میشه و دچار فراموشی میشی و تمام سکتور های هاردت از بین میره(bad sector ) بعد قابل رکاوری نمیشه و تو یادت میره که اینجا عضو بودی و تهشم با من کل کل نمی کنی

این راهو داری

من به دست و پای خودمم نمی افتم، چه برسه به دست و پای بقیه

کاری نمی تونی بکنی، می تونی؟

عزیز جان من یه چیزی حدود 5 ساله که مقش شبو گذاشتم کنار، تو دبیرستان همیشه بخاطرننوشتن تمرین ها با معلم دعوا داشتم، در می خوندم، اما تمرین هایی رو که می گفتن نمی نوشتم، از بچی از نوشتن متنفر بودم، ولی الان نمی دونم چرا نوشتنم گرفته( همین وب نویسی)

این حرف هارو از جایی یاد نگرفتم، زاییده ی تخیل خودمه، مغز من خیلی اکتیوه، خودش واسه خودش نظریه ساطع می کنه

من با کسی نیافتادم، همش تو خونه ام، پای کامپیوتر، با شماها گشتم که اینطوری شدم دیگه، وگرنه من بچع ی مظلومی بودم(یاد اون گربهه افتادم تو شرک2، چقدر مظلوم نگاه می کرد، آخی)

قوطی هجا مجا نداره، یه در ورودی داره، تهشم بسته است، شما میرین اون تو و برای مدتی قایم میشین

وای وای، ترسیدم، من الان چیکار کنم، به کی و کجا پناه ببرم؟

من از سوزان می ترسم، اون می خواد منو دَ کنه(همونی که به بچه ها می گن تا بترسوننشون)

خوب حالا بسه، برو فکر کن ببین شطرنج یه صفحه ی سفیده با مربع های سیاه، یا یه صفحه ی سیاهه با مربع های سفید

 

شیوا، تو چقدر بزرگواری، توجیه نامه ام رو پذیرفتی؟

واقعا ازت ممنونم، اگه تو نبودی من چیکار می کردم؟(زندگیمو می کردم)

نگران نباش، ما اگه اینجا از وسط پاره هم بشیم کسی نمیاد بگه این تیکه ها چیه افتاده اینجا

نکنه خبریه؟

مگه خبریه؟

چه خبریه؟

خوب آدمو به شک می اندازی، چیه انقدر حرص منو می خوری و نگرانمی

خوب از این کارا نکن تا کسی شک نکنه

بی خودی کولی بازی در نیار

تو هر چی بگی هیچ کس باور نمی کنه، چون من انقدر بچه ی خوب و صادق و مهربون و پاکی هستم که اگه کسی منو تورو تو یه خیابون ببینه که داریم با هم دعوا می کنیم از کنارمون رد میشه و میگه: بیچاره پسره، گیر چه موجودی افتاده

باور کن اینجوریه، از این اتفاقا زیاد افتاده واسم، همه طرف منو گرفته ان(شکلک خود شیفتگی نداره این بلاگفا؟)

منو تیکه پاره کنن؟

چی میگی؟

حیف که همچین چیزی ممکن نیست، وگرنه بهت می گفتم که کی تیکه پاره میشه

گیریم من ضایع مادر زاد بودم، دیشب به بهاره گفتم رفت حرم واسم دعا کرد، الان شفا پیدا کردم

دیگه حرفت چیه؟

تو برو به فکر خودت باش که که اگه با زنجیر تریلی به خود کعبه هم ببندنت بازم امیدی به شفات نمی مونه

آره دیگه، چشم همه جارو می بینه الی خودش، همه شایعن، الی شیوا خانوم، بعله دیگه، خودخواهی این بدی هارو هم داره دیگه

خواستم پسر عمه ام رو بندازم بیرون، اما شعورم اجازه نداد، گفتم مهمونه، پس فردا میره حرف در میاره که پسر داییمون بخاطر یه کامپیوتر مارو از اتاقش انداخت بیرون

باور کن من یه پسر عمه یا پسر خاله یا یه پسر عموی سالم ندارم، سه تا پسر دایی دارم که اونام هنوز بچه ان

تو کل فامیل پسر سالم منم، (البته منم اخلاق بد زیاد دارم) وای، مانیتورم ترک خورد، انقدر از خودم تعریف کردم که مانیتور طاقت نیاورد و ترک خورد( دلش به حالم سوخت که چرا انقدر این بچه مظلومه)

نه فکر کردم همه مثل توئن که روز روشن و شب تاریک به مردم ننگ و نشون می چسبونن

اگه ضایع مادر زاد بودنه منو  مد نظر قرار بدیم به این نتیجه می رسیم که شما دخترا(مخصوصا یو) ضایع خدادادین

یعنی قبل اینکه حتی نطفه تشکیل بشه شما ضایع بودین، سلول های اولیه موقع تقسیم میتوز و میوز و یه تقسیم دیگه که یادم نمیاد به صورت چپن در قیچی از هم جدا شدن

نصف کروموزوم ها تو این بودن و چند تا هم تو اون یکی بقیه هم بیرون پخش و پلا شده بودن

ماهی رو هر وقت از آب بگیری میمیره

من نمی دونم ضایعگی یعنی چی، خوب طبیعیه، انسان چیزی رو که تجربه نکرده نمی تونه درک کنه، مثلا تو الان حس خلا و بی وزنی رو تجربه نکردی، پس الان نمی تونی درکش کنی و معنیشو بدونی

اگه حرف تو درست باشه پس تو هم چندین و چند بار ضایع شدی، چند بار؟ N+1 بار (تعداد دفعات ضایع شدن منN=)

گل؟

گل از کجا اومد؟ من آلزایمر گرفتم، این گل یادم نمیاد

دیگه ازخصوصیات خوبه من به نفع خودت استفاده کنم

من حقایق رو قبول می کنم چون حیقیتن

تو به خودتم قالب می کنی، خبر نداری، کسی که به مردم دروغ می گخه، اول به خودش دروغ میگه

پرو بال، پرو بال، پرو بال، پرو بال . . . . . .

چیه؟ می خوای چیکار کنی؟

تا فردا هم می گم پرو بال

تلقین نمی کنم، می خوام چشاتو رو به حقیقت باز کنم

سوراخ موش نمی دونی چیه؟

الان کجایی؟

تو اتاقت؟ اونجا اتاقت نیست، همون سوراخ موشه که توش قائم شدی(خنده در حد جز خوردن فک و دهن و چش و گوش و مغز و جمجمه و الی غیر...)

بحث شاگرد رو بی خی، به جاهای باریک کشیده میشه

من نه بودم نه هستم، من نبودم و نیستم

خوب اگه از همون نظر محتوای کل کل هم بگیریم بازم حرف من درسته

بحث عاشقی بسه، اشتباه کردم ادامه اش دادم

وگرنه مجبور میشم به خودم اخطار بدم

راستی، تکلیف شبت چی شد؟

یه هفته وقت داشتی، نیاوردی؟

غزل سطل آشغالو بده دست شیوا، خودتم برو رو سقف بشین، شلوغم نکن

تجربه ی من این بود، به تجربه ی تو کاری ندارم

اینو که من گفتم، چرا حرف کم میاری حرف منو به اسم خودت می زنی؟(همو ترمیم بدن)

والله من خوب یادم نمیاد چی شد، ولی فقط این یادمه که بعد تموم شدن واکسن بابام واسم نوشابه و کیک و بستنی و از این چیزا خرید، مزه اش ام یادم نیست( من واکسن فلج اطفال یادمه، که اونم قطره ای بود، خیلی بدمزه بود)

تو اصلا روده داری؟

روده ی همه ی انسان ها پیچ در پیچه، روده ی شما چطور؟(پیچ در پیچ، نه دایره ای، هنوز معنیه دایره رو نمی دونی؟ دایره مکان هندسیه نقاطی از صفحه است که فاصله ی آنها از یک نقطه برابر بوده که به این فاصله شعاع دایره می گویند)

اینو راست می گی، برای خالی کردن حرص زندگی باید همش بریم باشگاه، اما زندگی روش های دگیه ای هم برای خالی کردن حرص داره

تو  فهمیدی زندگی یعنی چی؟

زندگی تکرار گردش عقربه های ساعت است، زندگی گذران عمر آدمیست، زندگی فرصتی برای آدم بودن است، فرصتی برای کمی انسانیت، زندگی فرصتیست برای عاشق بودن، برای با خدا بودن

این بالا چقدر هوا گرمه؟(بالای منبر)

خوب منم که گفتم، از لحاظ کل کل چیزی نداشت

انشاالله یه روزی بیاد که با شعر باهات کل کل کنم

سوگول خانوم، توهم به معنیه یه چیزه بی معنیه و یه چیز غیر ممکنه، طرف توهم میزنه و خودشو از برج میلاد پرت می کنه پایین تا پرواز کنه، خوب این هم غیر ممکنه هم غیر معمول هم به قول تو غیر عادی، یا توهم می زنه که الان داره تو مریخ قدم میزنه، به این می گن توهم، یا اینکه طرف توهم می زنه که داره با یه جن حرف می زنه

به هر حال این بحث ها به تو دخیل نبود که خودتو انداختی وسط(نیشخند در حد بیرون زدن دندون ها)

سحر هم که هیچی هنوز، بچه میاد یه سرو گوشی آب میده و میره دنبال اون یکی کار و زندگیش

من خیلی وقته خواب نمیبینم، قصد خواب دیدنم ندارم

قربان همگی

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت2:29توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
من آپیدم.
آآآآآآآآآآآ هیییییییییییییییی اوووووووووووووو(خودتونو نکشید گفتم سلام)

سلامممممممممم بچه ها خوفید(با دخملا بودم ا )؟؟؟؟؟؟؟؟

آقا کل کل که نمیکنیم حداقل خبر بدم که من(سوگل) با طنز هری پاتر آپم.هری پاتریستاش بیان بخونن.

*******************************************************************

راستی دخملا نفهمیدم؟؟؟؟؟؟؟؟جون جون دیگه چیه راه انداخین؟؟؟؟؟؟کم مونده بگین خاک پاتیم و فدات و........................تازه اگه این ادبه نمیخواد با ادب باشین با این پسرا...................

ف ه ل ا " ب ا ب ا ی(اینجوری نوشتم تا با پرشین بلاگها همدردی کنم آخه ف ی ل ت ر ه.........

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت23:20توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
به به!!!!!!!!!!!!
محمد

خارج کل: مبارکه مبارکه

داخله کل: خوبه دیگه کچل نمی شی سرتو کرم بزنی

در ضمن ما برجکامون آمادس می تونی بزن ولی مواظب باش دیدی خودت افتادی

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت22:37توسط کل کل کننده غزل |
برین کنار من آمدم
امروز جواب هیچکسو نمیدم

چون سربازیم پرید دخترا پشتک نزنن الان میخوام فقط درس بخونم

شیرینیتونم اینکه تو این پست برجکاتونو نمیارم پایین

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت20:58توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
فضولی مگه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام به دخترا

محمد2 بشین بینیم بابا(پاشو پاشو کارت دارم چرا لم داد)ثصسحر بی سوادی؟شایدم خودتو

زدی به بی سوادی؟؟؟اما در کل خیلی شیرین میزنی

پوریا(پ..ه)ترسیدم(منو ترس) بگم سعید (مغزمتفکر)گیر بده.خطاب به پوریا(دهن داره یه گاله/لقمه داره

نواله/چشم داره

نخودچی/ابرو نداره هیچی)برو بگرد معنیش رو پیدا کن.

سعید تو خودت که بدتری هی میای سک سک میکنی و میری بابا بیا کل کل بدون تو صفا داره.

خارج کل:کی خواب میبینی؟

محسن صبح بخیر.نیستی؟هستی؟بودن یا نبودنت فرقی نمیکنه.

اریا یادمه گفت یه هفته مرخصی میخوام یه سال گذشت پس چرا نمیاد مگس میپرونه.

سامی؟؟؟مفقوده!!!!!!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت19:18توسط کل کل کننده سحر |
الهیییییییییییییییییی ی خوام بترکونم
سلااااااااااااااااام

 

خوبین؟؟؟؟

 

فرهاد جون تو نونوایی؟ یا پخش شیر داری ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ا بقال سر کوچه تویی؟؟؟؟؟؟؟؟؟البته بقال نیستند ایشون فروشگاه باز کردند پس شاگردش تویی؟؟؟؟؟؟؟چه جالب

محمد جون عزیزم یه کم مودبانه تر کل کل کنی به جایی بر نمی خوره به خدا ها اون یک حالا دو مگه قرار نبود مودب باشی؟؟؟؟؟؟؟؟ من رو اثتادم غیرت دارم ها

بچه ها یه سوال اساسی سعید می گم وقتی محمد یکی وجود نداره تو این وب محمد چرا شمارش ۲؟؟؟؟؟نکنه دسته دومشو گفتی؟؟؟؟؟؟؟ ا؟؟؟؟ چه زود شناختی از تاناکورا گرفتیش؟؟؟؟؟؟

 

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت17:40توسط کل کل کننده غزل |
فرهاد عاشقه منه (1)

 

 

سلام

 کسی نیست نه ؟!

 

نبوووووووووووووووووود ؟! ( جهت حرص دادن فرهاد !! )

 

فرهاد جان همونطوری که تو برگ چغندر تشریف داری من ندارم که !!

یعنی من الان اومدم ... با کی کل کنم ؟! نه باکی کل کنم ؟! نه آخه بگو !!

نخیرم من همیشه هستم فقط میام میبینم کسی جواب نداده دیگه با درو دیوار که نمیخوام کل کنم !!

چی یادم رفته ؟! گمون نکنم چیزی ...

خب من هستم بکل !!

 

نبوووووووووووووووووووووووووووووووووود ؟! ( خوبی فرهاد ؟؟!! )

 

تادرودی دگر بدرود !!

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت14:19توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
باران عاشقمه(4)
سوزان خانوم من یه چند روز نبودم اما گمونم شما که هزارماشالله در ماه فقط"چند روز هستی"!

یادت نرفته یه کاری انجام بدی؟!

ای بابا اینجا چرا اینطوری شده؟کی بود میگفت کمبود پسر داریم؟؟؟ایناهاش پس ما چی هستیم که؟! ای کاش منم مثل باران مدیر بودم میتونستم یه پست ثابت بذارم اون بالا بنویسم:

به دلیل مشکلات عاطفی و عشقی جمع جمیعی از دختران این وبلاگ ناپدید شده اند. به منظور پاسخ به کل کل های مرگبار و آتشین پسرها به تعداد متعددی دختر خوشکل نیازمندیم!

مدیر وبلاگ:فرهاد دختر کش!!!(چه ضایست!اصلا با اسمم جور در نمیاد خودم میدونم)

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت11:3توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
هان ؟؟؟؟
 

اه اه با وجود این دخترا وب شده بود پارک جنگلی حالا با شکلک هاتون

شده باغ وحش !! بابا یه کم خود دار باشید .

سایه جون من دکوره وبلاگم ؟ برو خودت رو تو آب  حوض نگاه کن شبیه

ویترین مرغ فروشی هستی .

شیوا جون به ارشیو مخت( مخ که خدای نا کرده داری ؟) مراجعه کن گفتم

قدیم به شیوا می گفتن عشرت پس دیگه چرا اونجات اوف شد ؟

 (منظور از اونجا جای خاص و بد نیست ها ها ها )

شیوا چی گفتی به زور خان میگی نکبت ؟ اگه بشناسیش جلو پاش لنگ می ندازی

ببین خشونت هم بخوای خرج کنی مگه چه کار می کنی ؟ اصلا چکار می تونی بکنی

می دونی خشونت شما دخترا در حد همون جبغ زدن و گریه کردنه دیگه مگه غیره اینه ؟

اونم بهتره راه نندازید چون آخرش میگن این دختر خله و چله رو هی هی هی هی بعدشم

شوهر گیرتون نمی یادو افسرده میشید و به قول همدانیا می چولوسید .

راستی شیوا تو بیش تر شبیه ناله ترین کلری تا خوشگل ترین . اینو گفتم که بدونی

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت22:41توسط کل کل کننده محسن |
ای خدااااااا

سلام

چطور دارین ؟!

اصلا حس کلکل نیست فقط اومدم یه چندتا حال ناقابل بگیرم و برم ...

سوگل جان خوش اومدی آبجی ...

محمد نه بابا ؟! من فک کردم با م محمد شاسکول مینویسن ! تو به فکر خودت باش

 اینقدر بخاطر جوش زدن من جوش نزن !! تو که کارت از صافکاری و اینام گذشته ...

سامی هم که دیگه آخرشه !! عادت ندارم یه مطلبو دوبار بنویسم , جوابتو خیلی وقت

 پیش دادم , خواستی برو نگاه کن جواب بده , نخواستی هم سوت بزن !!

فرهاد جان کجا رفته بودی ؟! آهان یادم رفته بود از درد عشق من سر به کوه و بیابون گذاشته

بودی ...

پوریا جان بذار روشنت کنم , من هیچوقت خدا رو فراموش نکردم و نمیکنم , تو فکر میکنی

 کسی که ریش میذاره یا کسی که چادر سر میکنه همیشه با خداست ؟! نه داداش اشتباه

میکنی , درسته که چیزای ظاهری هم هست ولی اصل کاری باطن آدمه که باید پاک باشه و الا به

تسبیح و ته ریش نیست, منم نگفتم اصل مومنم !! اگه گفتم پاک پاکم ادای این معتادا رو

 درمیاوردم , ولی خدائیش از اون چیزی که درباره ی من تو ذهنته " توبه کردم " ,

خواهشا دیگه حرفشم نزن , صفحه رو برگردون !!

نبووووووووووود ؟!

تا درودی دگر بدرود !!

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت21:50توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
باران عاشق منه...(3)
داش سعید: البته هیچ ربطی به من نداره اما بیا بین دخترا دارن چی میگن؟ چرا قوانین همش واسه پسراست؟دخترا راس راس میان حرف بد میزنن کسی بهشون چیزی نمیگه  اونوقت واسه یه "سکسی" که من نصفه گفتش ببین چه قشقرقی راه انداختن!بازم میگم اون حرفاشون به من نبود به بقیه پسرا بود اما میخوام بدونم اگه واقعا گفتن اون حرفا ایرادی نداره منم میتونم بگم؟ایرادی نداره اگه بیایم فحش بدیم بعد آخرش بگیم ببخشید؟!!

سوگل خانوم چرا جوش میزنی؟خب رک و راست بیا بگو نمیتونی با من کل بندازی, بگو که ضعیفی و هیچی...منم کاریت ندارم.

در ضمن من که حرف بد نزدم این شمایین که بی جنبه این!

خیله خوب آقا دیگه از این حرف ها هم نمیزنم.

ای بابا چرا کل کل نمیکنین؟


نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت19:42توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
خوب به حرفم گوش کن این حرفا رو اویزه گوش کن
سلام به روی ماهتون به چشمای سیاهتون

اسطوره جون اگه یه تایید درست توی زندگیت کرده باشی تایید حرف منه!

سوگل جونم عزیزم باید بگم که همین شکلکا باعث شده قالب وبلاگ خراب

 بشه که عزیزان مدیر مجبور میشن فرت وفرت قالب عوض کنن.

پوریا باهمه اره با ماهم بله؟چه کنم که دهنم رو باز کردی.شما زیاد فضولی

 نکن که از کار بی کار میشی اونوقت سامی مجبوره بجای تو اب حوض رو

بکشه ها!خلاصه شما دودستی بچسب به کارت اگه هم یادت رفته باید

 چیکار کنی الان میگم بهت:صبح میری سر چها راه گل هاتو میفروشی.

ظهر سر همون چهار راه شیشه اتومبیل پاک میکنی.عصر سر همون

 چهاره باز گردو میفروشی.غروب اب حوض میکشی.شب کفش واکس

میزنی.بقیه شو دیگه فکر کنم یادت باشه!

محمد123امتحان میکنم صدا خوبه؟دیگه نمیخواد سه رو بگیری یارو

هم وقتی خورد زمین تا خونه شون سینه خیز رفت.پس تو رو بدرد چی

 میخوری؟تو رو استخدام کردم مخصوص اینکه بند کفشامو گره بزنی هر

چند میدونم برای تو سعادت بزرگیه!حالا میتونی بری واسه دوستات

 تعریف کنی من سعادت گره زدن بند کفش سایه رو دارم.

بز حداقل یه هنر داره شیر بده توی الاغ که غیر از جفتک انداختن کاری

 نداری البته خوب سواری میدیا.

درضمن خود تو بیشتر از هر کسی به مای بیبی نیاز داری چون هر

دفعه که کل های مارو میخونی بعدش زیرت خیس میشه.

بعدشم تو دیگه نمیخواد برای ما قانون رو بخونی خود تو از همه قانون

شکن تری اینهمه اسم حیوون گذاشتی.برو اول خودتو اصلاح کن بعد

به دخترا تذکر بده.

سامی بادمجون مدل قلمی هم داره اما یه دماغ گلابی همیشه دماغ

گلابیه و مدل مختلف هم نداره.حالا اگه اصرار داری میتونی به دکترت

بگی دماغتو هویجی کنه.

سعید جون ببخشید که اسم حیونا رو بردم اما مجبور بودم جواب این

بچه پررو رو بدم دیگه!

فعلا عزت زیاد

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت14:40توسط کل کل کننده سایه |
چه میدونم چی بزارم.........
سلامممممممممم خوفید دخملا؟؟؟؟؟؟؟؟

من که خوبم.بریم به کل کل برسیم.....................................

فرهاد ببخشید؟؟؟؟؟؟؟؟حالا دم به دم از این نظر ها بزارین چه اتقاقی میافته؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟در ضمن بهتره تا به منم مثل غزل چرت و پرت نگفتین دیگه باهاتون کل کل نکنم...............

محمد۲ ببینم کی اول شروع کرد که دخترا دماغ بادمجونی هستن ها ها ها؟؟؟؟؟؟؟؟؟حتما" سامی دختره و ما نمیدونستیم.

در ضمن نیا جمله ی وبلاگهای ضد پسر رو واسه ما بنویس ما خودمون اینکاره ایم................

بعدش شما چه طور روستای دخترونه میشناسی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟نکنه..........................

چییییییییییییییییییی مییییییییییییی گیییییییییییییی؟تو که سراپا گیری.................

راستی خارج کل:چرا وقتی (محمد) توی وبلاگ نیست اسم تو محمد ۲ شده؟؟؟؟؟خب زشته این اسمو مسخره کرد.!!!!!!!!!!!!

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت13:40توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
قانون شکنی ممنوع
سعید جان تو قوانین نوشته شده بود برای همدیگه اسم نذارین

این دخترا دارن ضد قوانین عمل میکنن یه پست اماده کردم که اسم تمام دخملا توش هست اگه بخوان ادامه بدن منم اون پستمو میذارم

البته در هر صورت حرف کودکان(دخملا) برای ما پسرا مثل صلواته


مبینا یه روستای عقب مونده میشناسم که اسم بیشتر دختراشونو مبینا میذارن فکر کنم تو هم مال اونجایی(در ضمن پسري تو اون روستا وجود نداره)

غزل خوردمش حالا میتونی بری از تو  مسترا برشداري

سوگل اينو بگو كه داشتم خفت ميكردم دست از خوردن كشيدي الان فكر ميكني بهم گير دادي؟نه واقعا اين فكرو ميكني؟زهي خيال پوچ برو كوچولو برو خاله بازيتو بكن

نياز به دكتر نيست برو بشين با خودت فكر كن ببين كي سوار اون يكيه (با قضيه دكتر بازي اشتباه نشه)

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت12:59توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
باران: عاشقتم فرهاد(2)
غزل:چی؟ خیلیم دلت بخواد معشوقم بشی!همینطوری بی نوبت اومدیا.برو تو صف نوبتت بشه

خودم میدونم. خارج از کل ببخش!کل کله دیگه بابا جدی نگیر

خدایا, بارالاها عشق منو از قلب غزل در بیاور تا دیگر بیش از این از دوری دردناک معشوقه اش را بر دوش نکشد. باشد که همینقدر ملالت و مشقت و مذلت که تاکنون از فراغ من کشیده, برایش بس است!

آمین

اللهم عجل لولیک الفرج!!!!؟؟

نبووووووددد؟؟؟؟

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت10:47توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
کور خوندین شاسکولا(پسرا)
سیلوم به دخملا

اول از همه یه نکته عرض کنم: پینوکیو زمبه حیوون نیستا؟؟؟؟؟؟؟؟؟ باز نپری وسط اخطار اخطار کنی

زمبه: باز چمبه انسانه....اما زمبه در ضمن ضابلو باید بهت بگم که زمبه هم چمبه بود

ایشیزاکی:

اینکه میگن از بیخ عربه یعنی شاسکول میزنه طرف.....واس همینم به شما پسرا میخوره اما در کل

(ضمه داره) ایشیزاکیی

خب فهلا باید برم

دخملا بابای

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت5:17توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
خوبین یا به به؟
فرهاد جون امر دیگه ایی نیست؟؟؟؟؟؟؟؟؟ببخشید خوش گذشته من جی اف تو بشم؟؟؟؟؟؟؟؟یعنی خدا انقدر بدبخت و فلک زدم کرده؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟تورو خدا؟؟؟؟؟؟؟خدایا منو بکش به این خفت و خاری نکشون که به این محل بدم خدایا ..........خدایا....... آمین

بچه جان عزیزم نمی دونستی من پرنسسم؟ سری پیش کل کل انلاین کردیم یادته گفتم اگه تو محشر باشی پسرای دور و ور من شاهزادن؟؟؟؟؟؟؟؟خوب انگار یادت اومد

فرهاد من حاضرم هلاک شم ولی خفت و خاری اینو نکشم که معشوقه ی تو باشم

فرهاد جون دفعه ی دیگه فقط یه دفعه دیگه این کلمه رو که می دونی بهش حساسم بگی تا این وبلاگ توی نت برقراره  من با تو کل نمی کنم این از طرف من بود

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت23:0توسط کل کل کننده غزل |
باران میگه: نوکرتم فرهاد!!!
به همه بگم که اون بحث رو اول سوگل شروع کرد. می تونین برین ببینین.

سوگل جواب خط اولتو نمیدم چون قدغنه!

خب پس فهمیدی آره؟ حال و حوصله ی "شکلک" ندارم وگرنه یه شکلک در حال غش کردن از خنده اینجا میذاشتم!!!

پسر بی پسر؟ دیگه داری رو نرو من راه میریا!کاری نکن بیام تو وبلاگت دم به دم از این نظرها بذارم! ولش کن نه! مگه بیکارم؟!
ا غزل خانوم اومده! خوبی کوچولو؟!

همچین میگه"دستور میدادم" انگار پرنسسه!در ضمن مگه معشوقه شدن آبرو ریزی داره؟ دلتو خوش نکن بابا...یه چیز بهت بگم تمام. تو که اینقدر دوس داری باهام رفیق بشی یه فرصت بهت میدم:اگه خیلی خوشکل باشی, خوش تیپ باشی, پولدار باشی, اخلاقتم روبه راه باشه و .... جسارته, به قول مرحوم مایکل جکسون سک.....سک............سک.......سک............سک.........سک..............................سک..........................ای هم باشی باهات دوست میشم!ولی بدون که خودم همچین تمایلی ندارم. واسه اینکه هلاک نشی این کار رو می کنم. درسته بهت گفتم اورست رو واسم بکن و بیار تو ایران بکار اما آخه میدونی.... دختر که نمیتونه این کار رو انجام بده.

نتیجه:برو دختر, چند دفه بگم آقا من دوس دختر نمی خوام!!!

خدا کنه اخطار نگیرم

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت18:28توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
اوه اوه
به به همه هستن جمع تونم جمعه

خارج کل: یه مدت ما به علی ۲ گیر می دادیم آقا بد دهنی نکن الان چیه همتون بحث باغ وحشو جنگل و چه خبره اینجا اینترنته مثلادنیای مدرن و متمدنیه این حرفا چیه آخه ؟؟؟؟؟؟؟؟

 

خوب بریم کل:

فرهاد آی فرهاد تو از عشقه من این کوهه بیستونو کندی؟خوب عزیزم زود تر می گفتی من دستور می دادم کوهو از بیخ خاک برداری کنن کوهی وجود نداشته باشه تو ابراز عشق کنی و آبروی چندینو چند سالمو جلوی بچه ها ببری

ای فرهاااااااااااااااااااد یه دورانی داشتیم ما یادته (بیخود جو نگیرتت ماهه پیش بود)

پوریا گفت"غزل :نصف کل ها تو  شکلک هست بیچاره می ترسی کم بیاری شکلک میذاری"

پوریا آره من می ترسم اونم خیلی زیااااااااااد چند روز پیش یه هیوالا(یو)دیدم ترسیدم اما نه از کم آوردن تا حالا کدوم هیولایی رو دیدی که مغز داشته باشه ؟؟؟؟؟می ترسم کل بکنم باهات نتونی جواب بدی من مجبور بشم برم پنچریه قطار بگیرم

محمد۲ نکنه تو اثتاده منو خوردی؟؟؟؟؟؟؟؟اثتااااااااااااد اثتاد کجایی؟؟؟؟؟من اثتادمو می خواااااااااااااااااااام

به به چشممون به جماله سامی جون پادشاه عزیز روشن شد کجا بودی؟؟؟؟گفتن پادشاه مریض شده ترسیدیم فرهاد بیاد عیادتت دماغش نتونه بیاد تو گفتم که عزیزم صفات دوستتو به دخترا نچسبون

سعید جون باغه وحش که قشنگه میان دیدن می کنن افراد لذت می برن(خارج کل تکرار نمی شه چشم)

راستی سعید

 

خر

خر

خر

خر

خر

 

 

 

 

 

 

 

...........چه حیوانه جالبیست

(ببخشید زبونم گرفت)

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت16:38توسط کل کل کننده غزل |
شکلک دخترا
سلام.خوبین دخترا؟؟؟؟؟؟؟؟میبینم که پسرای کفگیر خورده حسابی عصبی شدن و از سوراخ موش اومدن بیرون.....شایدم گرسنه شدن.Girl Power

Girl Powerسعید فکر نکن فقط خودت ارشمیدسی خوب راست و پوست کنده میگفتی سوگل دیگه چرا حاشیه میری؟؟؟؟؟؟

Girl Powerفرهاد نه ماها به جای نگبونهای باغ وحشیم.در کل بگذر الان ارشمیدس با فرمول ریاضی و فیزیکو ......میاد میگه باید برین............

خارج کل:نظرتم حذف شد چون پسر بی پسر توی وبلاگم......اون جمله هم حرف دهنتو مزه کن لطفا".........impressedشده........

Girl Powerحبوبات دیشب داشتیم آش میخوردیم من بعد دو لقمه نخوردم چرا؟؟؟؟؟؟؟؟چون تو توش بودی منم فکر کردم خب اگه بخورمت حالم بد میشه یا اینکه دیگه کسی نیست بهش گیر بدم تو کل........(هر دکتری هم که چنین حرفی زده برو ثبت نامش کن توی مدرستون(استثنایی ها)

Girl Powerسامسونت(سامی) حالا دماغ بادمجونی رو میشه عمل کرد صورت کفگیر خوده ی شما رو چی میشه؟؟؟؟؟چرا ربط داره اگه ما سیبیل نذاریم فردا دیگه مرد تو جامعمون نداریم.

Girl Powerخارج کل:آقا من از این به بعد فقط این شکلک رو میزارم.

                                                   فیلا بای بای

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت16:32توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
هشدار

سلام

چی شده؟ باغ وحش تاسیس کردین؟

از پست من به بعد اگه یه اسم حیوون ببینم خودتون می دونین

خجالت بکشین

ایندفعه اسم کسی رو نمی برم، دفعه ی بعد اخطاره

حواستون باشه

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت15:50توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
دخترای دماغ بادمجونی برن کنار
به به پسرای گل چطورن ؟؟

بیرون از کل یا توی کل فرق نداره یه سلام به دخترای دماغ بادمجونیه جدید

خب حالا برسیم به دماغ بادمجونی هایی که کمر بستن به کل با ما :

سایه گفته که دماغ بنده قد گلابیه و شیوا هم گفته دماغ پسرا هویجیه

در هر صورت بادمجون یه چیز دیگست

بعد از اون شنیدم که یکی از دماغ بادمجونیا ( مبینا شیطون ) گفته به من زمبه

آخه فدای شیکمت با ۱۲۰ کیلو دمبه با دماغ بادمجونیه گنده با هیکلی قد پا گنده

ما هم بهت میگیم مبینا چمبه

بعد از این جریان به سوگل خانوم میرسیم که به سیبیلش بر خورده و اومده تو وبلاگ عضو شده.

من واقعا متاسفم که شما سیبیل داری.

ولی خب سیبیل شما به ابروی پسرا ربط نداره. پس از این موضوع چرت میگذریم.

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت14:33توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
دخملا دست نزنن النگوهاشون میشکنه
سوگل من حبوباتم تو چی هستی؟سرنتی پتی

سعید بلده شما دخملا باید یاد بگیرین

سایه جون من خم شدم بند کفشتو ببندم که مثل اون دفه نره زیر پات بخوری زمین همه بهت بخندن

سگ درصد(۱۰۰٪) تو حریف ما میشی  البته میش نیستی بزی

ما شکلک میذاریم تو برای دخترا تبلیغ مای بیبی کن

مبینا اولا ایشیزاکی عرب نبود دوما تو چی خاله سوسکه(اسم با حالیه نه؟)

تو تایپ عجله نکن من سریع غلط املایی میگیرم بعد از املا رفوزه میشی

سوگل دکترا توصیه کردن پسراسوار  دخترا بشن پس تو عصر جدید شما خرین (البته بلا نسبت خر)

تو هم میتونی به سایه تو تبلیغ مای بی بی کمک کنی 

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت13:9توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
باران عاشق منه...
چی میگین شما واسه خودتون میدوزین و پنبه می کنین؟ ما که نفهمیدیم چی شد!

صبا جان وااااقعا ثابت کردی عاشقی!من افشینم؟ حواستو جم کن.بار آخرت باشه ها بچه کوچولو, ایندفه رو میذارم به حساب مغزفندقی بودنت!!!
سوگل:چی شد؟؟؟!!! حیوانات جنگل قضیه اش چیه؟ تا اونجایی که من یادمه اینجا نادان(همون بی مغز خودمون) داشتیم اما حیوان نداشتیم.آها نکنه شما اومدین اینجا رو کردین باغ وحش؟؟(الان باران میاد منو غیرفعال میکنه...)

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت12:8توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
اصل حیوانیت
بیا.......بیا...........میبینی تورو به خدا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟میگن آدمو سگ بگیره جو نگیره...................

فرهاد میگم برو آزمایش روانشناسی بده شاید DNAخونت ضایت کرد و فهمیدی از کودکی روانی بودی.............بچه تا یه نفر بهت گفت سلام تو میگی میدونستم عاشقمی(گل گفتی صبا جوووووووووون)..................آخه نیست که قیافت مثل بقیه حیوانات جنگل کفگیر خورده نیست...............که البته باید دست اون فرد رو طلا گرفت..............به هرحال بمون............کجا؟؟؟؟؟؟؟؟؟..............تو کف عاشقی!!!!!!!!................خیلی دوست دارم پسرا رو تو کف بزارم مثل تو.................

پوریا ببین این متن های چپک چوپول تو دو دلیل میتونه داشته باشه:۱-اینکه کامی بدبخت از فشار ضایگی هایی که روش خالی میکنی قاط زده.۲-یا اینکه سیر خوابهای سرخپوستی که پسرا توی کودکی میبینن روت تاثیر به سزایی گذاشته.

به احتمال زیاد دومی صحتش بیشتره.نه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟(حال کردی با کل زاغارتیسم؟)

خارج کل:منو از لیست پیوندهات حذف کردی یا نه.زاغارتیسم؟؟؟؟؟؟؟

لقب دو حیوان جنگل اخذ شد:
1-حبوبات(محمد222222222222222222222222)

2-زاغارتیسم(پوریا سرخوش)

حیوان دیگه ای عرض ادب نکرده بود..........................

آقا بریم سر اصل حیوان.واییییییییییییییییییییییییی ناراحت شدین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟فردا مامانتون رو میارین؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چی می گی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

ببینید استدلال پسرا اینه:((به دختر جماعت رو بدی سوارت میشن.))

اینه دیگه همین نیست؟؟؟؟نه اگه دروغ میگم بگین نیست.

و همین استدلال تثبیت کننده ی اینه که حتی خود پسرا هم میدونن که حیوانن(بلانسبت خر و............)

حتی اندر احوالاتشونم حیوانیه:مردک چشم چرون..........

حالا دفاعیه تونو تنظیم کنین.

مارو عقرب و حبوباتم نذارین........

فعلا" بای بای دخملای خوشکل....

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت5:24توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
باز تو قرصاتو نشسته خوردی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟//
سلااااااااااااااااااام.واااااااااااااااااای.چه خوش اشتها.حالا آقا افشین بلاخره باران عاشقته یا غزل؟فکر کنم قرصاتو نشسته خوردی باز.پسرا معمولن دچار بیماری خود شیفتگی میشن.که ناشی از کمبود توجه دخترا بهشونه.باران جون غزل جون نگران نباشید.حل میشه.همه ی پسرا همینن.البته پسرا اکثرا علاوه بر خود شیفتگی به بیماری میکرومغزیا هم دچارن که این یکی دیگه حل شدنی نیست.

با این که دلم پاکه ولی هرچی دعا کردم خدا شما جماعت مالیخولیایی رو نجات بده ولی نشد.حیف.داغونید دیگه چه میشه کرد.اقا پوریا اگرچه تو دخترا زیر ای کیو ۱۶۰ پیدا نمیکنی ولی مونگولشون هم در برابر باهوش پسرا انیشتینه.اوکی؟؟؟؟؟؟؟؟

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت1:44توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
پوریا خوشحال
سلام به همه برو بچه وبلا گ وکلر های عزیز من نمی دونم امروز  می خوام حال چند

نفر بگیرم البته دختر ها. تساوی ۱-۱ تراکتور واستقلال البته حق تراکتور بود که ببره

ولی حیف که نشد البته بگم یه استقلالی هستم و تراکتور تیم محبوب من هست

غزل :نصف کل ها تو شکلک هست بیچاره می ترسی کم بیاری شکلک میذاری

سوزان:سوزان نمیدونم ادم به کدوم حرف تو حساب بکنه قاطی کردم تمام سال هر

کاری می کنی خدا رو فراموش می کنی میای تو ۳۰ روز روزه می گیری می گی

پاکم ببین بچه ۳ ماه هم این زمانه هم دیگه پاک نیستند چه برسه به تو که خود

می دونی ................

سحر: ضایع می دونه کیه  تو که مثل ستار هات می گی من ضایع هستم ضایع همه

بفهم

سوگل:من صد دفعه گفتم به این کامپیتر ها قفل کودک بزارن تا این بچه دل بند نرن

دست بزن اخه زاغارتیسم من یا تو با این همه شکلک ها کودکانه البته یاد بگیر چطور

کل می کنند بعد بیا به من لقب بزار دختر جان

شیوا ببینم من مثل تو اینجا خیلی دیدم امدن چند هفته ی چرت پرت گفتند بعد مثل

سرعت نور نا پدید شدن تو یکی از اون ها هستی ومثل خانم دختر ها بیکار به تمام

عیار گفتی تاریخ عضویت بهتر بدونی من قبل از این وبلاگ در یک وبلاگ دیگه با سعید

خان وباران جان می نوشتیم حالا اون وبلاگ هک کردن بعد سعید خان یدونه وبلاگ زد

و من هم دعوت کرد بعدا بخاطره مسابقاتم نتونستم بیا بکلم حذف شدم و درخواست

کردم دوباره عضوم بکنند وسعید هم عضوم کرد بس اگه راستش بخوای من تو این

وبلاگ حق اب گل دارم بس دیگه چند هفته امدی جو گرفته ات  واسه همه خط

نشون می کشی بهتر بری تو مهد کودک خودتون با پسرها اون کل بکنی البته

فکر کنم اون هم تو رو ببیند از ترس دستشویی شون میاد و باهت کل می نکن

مبینا جان خان عریز سرو لطفا این شکلک ها رو نذار کلاس کار وبلاگ می اید پایین

سایه سیب زمینی تمام شد باز امدی وبلاگ چت اخه هنوز ۴۰ کیلوش مونده زود اونا

هارو هم بفرش بیا یادم باش حقوق این هفته ات بدم

 

راستی همه پسر بیاید تا تابستون این دختر ها رو ضایع کنیم تا دیگر به پاییز نکشه

 

 

خب کاری ندارید

من رفتم

 

راستی دختر ها بس گریه نکنید دستمال گران شده با لباس ها خودتون پاک کنید

 

دماغ هاتونم که سوخته

خدافظ

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت1:35توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
غزل عاشق منه...
سوگل خانوم کل کله ها, تازه این وبلاگ همینجوریش قشنگه نیاز به شکلک های در پیت و اپیدمیک شما نداره. شیرفهم شد؟ آفرین دختر خوب, حالا تا عاشقت نکردم برو سر درس و مشقت ضعیفه!

بچه ها کجایین؟ اااااااه

نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت0:30توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
تبلیغ
سلامممممممممممممممممممممممممممممممممم خوفیدددددددددددددددددددددددددددد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟من از دست آجیم سردرد دارم.ساعت هنوز هفت نشده میگه برو آب..........اصلا"ولش کنین.قسمت اصلی رو بچسب:

پوشاک بچه ی مای بیبی.................با خط نشان دهنده ی زمان تعویض.........ادیباداااااااااا..........نمیدونم یه چیزی شبیه به همین میگفت.

بابا ول کنین تورو خدا اگه اینا نباشن که با قالب زیبای وبلاگ هیچ کس نمیاد توش...........آخه یکم کسل کنندست............مثلا" چهارتا عروسک جلوتون رژه برن چی میشه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

فعلا" یا حق................. 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت19:6توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
الوووووووووو!
ای بابا چرا کسی جواب ما رو نمیده؟ چرا اینجا ایننننننننننننننقدر سوت و کوره؟ قبلنا بهتر بود. غزل, باران شما دیگه چرا پست نمیذارین؟غزل تو که همیشه اینورا پلاس بودی,پ چی شد؟!!!

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت18:29توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
باران عاشق منه...

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااممممم خوب هستین همگی؟ شرمنده. یه چند روزی خواستیم از حال و هوای درس خوندن در بیایم رفتیم تهران!چی؟آره خوش گذشت جاتون خالی بود. اصلا وقت نکردم بیام اینترنت. همش یا بازار بودیم یا روزنامه یا خونه نشسته بودیم ماهپاره میدیدیم. دااشم اینا یه شبکه داشتن فارسی وان. ماهواره ی ما نمیگیره. البته الان که کلا بساط رسیور پسیورو جم کردیم.تی وی مون خراب شده ! بگذریم

می بینم که ماشالله همه جدیدن. مبینا شیطون, صبا ,سوگل و و و . خدمتشون بدون کل کل خوشآمد و تعارفات معمول رو عرض میکنم.

وبلاگ چرا اینطوری شده؟ بدک نیست ولی این بده که هی قالب عوض بشه. به نظر من باید یه قالب ثابت و همیشگی داشته باشیم دیگه!ها؟

میرم از اون وسط شانسی کل کل کنم:

سایه یه حرفو تو زندگیش درست زده باشه اینه:

راستی دوستان این جنگولک بازیا چیه در اوردید؟وبلاگ رو کردین

مثل مهد کودک.فقط تبلیغ مای بی بی کم دارید.ادم اعصابش

میریزه بهم اینهمه شکلک

بابا مبینا شیطون اینجا باید خوب کل کل کنی نه اینکه خوب تبلیغ کنی. اوه له له! ببینم اون عکس دختره هست, داره از این حبابا فوت میکنه, سیاهه, خودتی؟!!!حالا چرا سیاش کردی؟!!

بروبچ حال ندارم.اومدم سک سک کنم برم. کل کل کنین دیگه! والا وقتی که اومدم آستانه(شهر خودمون) اومدم پشت کامپیوتر , کل کل رو باز کردم, یه کنترل اف که زدم و اسممو سرچ کردم هیچ کس اصلا یادمم نگرفته بود...به غیر از فک کنم یکی دو نفر که اتفاقی یه چی گفتن.بابا خیلی خوش مرام هستین(البته کل کل که مرام سرش نمیشه).

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم شهریور 1388ساعت11:26توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
ن م ن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
سیلوم به همه

پسرا زیاد ذوق نکنین اصلا حوصله ی کل کل ندارم......

فقط اومدم یه سوال فنی و آکروباتیک از محمد ۲۲۲ ۲۲ ۲۲ (شرمنده دستم رو ۲ گیر کرده) بپرسم:

ن م ن؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چی نوشتی؟؟؟؟؟؟؟؟ اصلا هر کی پسوند ۲ داره از بیخ عربه....مثل مرحوم علی۲

شایدم محمد۲ به زبان علی۲ یا همون زبون آمبولایی اون مرحوم میحرفه....آخه جملش هم از بیخ عربه.

بنگرید به جمله:

"مبينا جون عجله نكن بر نيست خبره" ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

حالا این جمله ی آمبولایی رو بی زحمت ترجمه کن ایشیزاکی

امروز رو به نوبه ی خودم،به همه ی شیعیان تسلیت میگم....واسه ما هم دعا کنین.

راستی اینو بگم و برم... من پسرا رو به القابشون صدا میکنم نه به اسم....

حالا القاب:

محمد۲ : ایشی زاکی

سامی: (شرمنده) زمبه

سعید: پینوکیو

پوریا: (یه تخفیف بهت میدم) کاکرو

خب دخترای جیگر طلا

فهلا بابای خوجملا

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت21:35توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
اشک غم بارون بهار منو اینجا
سلام نکرده عزیزم اما سلام میکنم سلاممممممممممممم

اوه نگاشون کن چقدر ذوق کردن بابا همش5روز نبودما!

سامی رو نگاه چقدر خوشحال شده اخی طفلی اینقدر بالا پایین نپر

محمد2پاشو مگه صد دفعه نگفتم خوشم نمیاد تعظیم کنی؟

بقیه پسرا هم اشکای شوقتونو پاک کنید خودمم میدونم دلتون برام

 تنگ شده بود.

اول خوش امد بگم به:سوگل ومبینا جون خیلی خوش اومدید قدم

روی چشم پسرا گذاشتید.

اسطوره جان نیاز نیست ادم هر چیزی رو تجربه کنه وقتی به تو بگن

اتیش داغه نیازی نیست دست بزنی تا بسوزی بعد بفهمی داغه البته

از تو بعید نیست این کارا.بنده هم مرخصی زایمان رو تجربه نکردم شنیدم .

یاد بگیر که از تجربیات دیگران استفاده کنی.

ازقدیم الایام گفتن کلاه خودتو بچسب باد نبره محمد2 شما نگران بقیه

 نباش من از شما گنده تراشو حریف شدم تو که عددی نیستی!در

 ضمن این نبودددددددد وعزت زیاد تیکه کلام های بنده س لطفا تقلید

نفرمایید.

همیشه تصمیم اصلی با مرده؟کی چنین چیزی رو گفته>؟فکر نکنم

انتخاب یه اسم همچین تصمیم بزرگی باشه

هر کسی میتونه یه اسمو انتخاب کنه هر چند در دین یهود یه چیز

جالبی میگن که از هر کسی در حد توانش توقع انجام کار داشته

 باشید .توان مردها هم در حد انتخاب یه اسمه!

سامی دهنت هنوز بوی پفک میده اومدی میگی دماغ دخترا

بادمجونیه؟تمام هیکلت به دماغ دخترا نمی ارزه با اون دماغ گلابیت.

نذار بگم شبا تا صبح گریه میکنی که چرا اینقدر زشتی.بگم اون دفعه

چقدر التماس کردی که بابات پول بده بری جراحی پلاستیک کنی؟اخی

نازی.

دیگه نبودددددددددددددد؟

راستی دوستان این جنگولک بازیا چیه در اوردید؟وبلاگ رو کردین

مثل مهد کودک.فقط تبلیغ مای بی بی کم دارید.ادم اعصابش

 میریزه بهم اینهمه شکلک.لطفا خودتون روکنترل کنید.با عرض پوزش

عزت زیاد

 

 

نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت20:43توسط کل کل کننده سایه |
خبر اندر خبره شایدم پسر تو پسره(کنایه ی معروف خر تو خر)
بله بله میبینم که بالاخره جناب حبوبات(محمد ۲) از خود پستی نوشت که جواب سوگل رو به کلی اشتباه نوشت.(از بس کل کل های ما داغونش کرده)میگم واست خودتو نکش:

من نخواستم به من یاد بدی(واسم افت داره فنون مدارس استثنائی ها رو یاد بگیرم)گفتم به اون سعید یاد بده که نیاد طومار بنویسه.

کل کل شما پسرا هم مجموعا" میشه یک عدد جو(همون جریان مغز به اندازه ی ارزن آسیاب شده)....

                                 خب دیگه  فعلا" بای بای دخترا

نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت14:2توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
چه خبره؟؟؟؟؟؟؟

مبينا جون عجله نكن بر نيست خبره

در كل خوش آمدي

شيوا من خروسم عزيزم تو مرغي پس القاب خودتو به من نچسبون

اگه تو ديشب منو دعا كردي من هر شب به يادتم به خدا ميگم يا خوبش كن يا شرشو از سر ما كم كن الهي آمين

سوگل خلاصه نويسي فقط مخصوص منه شما دخترا فقط فكتون كار نميكنه اگه بخواين حرف بزنين فك با دست هيچ فرقي نميكنه

ثصسحر تو كه هيچي كل شما دخترا رو جمع كنن يه آفتابه بسه

غزل اين چوبا همون چوبايين كه از تو جوب جمع كردي همشو ازت 100 تومن خريدم منو يادت آمد؟؟

سوزان لياقت رو با گ دماغ سوخته مينويسن زياد جوش نزن ديگه نميتوني صافكاري كنيا

صبا دعا كردي عمويي من كه برات دعاكردم فكر كنم در حال شفا گرفتني

نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت13:57توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
نداریم......برو پس پس پسین فردا بیا(عنوان)

 

احوال دخملای خوش تیپ..خوبین؟ خب خدا رو شکر..الهی پسرا فداتون شن

آقا چه استقبال گرمی.....واقعا ممنون

همکنون به بری که به دستمان رسید توجه کنید:

مبی شیطون(به خدا لقبمه) به توصیه ی باران و ..... (به دلیل جان دوستی خودم،اینجا رو سانسور

کردم) بودن سعید  قرار است از لقب خود در این وب جدا شود.....مامانم و واست میارم سعید آخ دوست دارم اینقدر بزنمت که بشی این:

پوریا پخخخخخخخخخخخخخخخخ

ترسو...... برو شلوارتو عوض کن

الان باز سعید دماغ درازشو میکنه تو کل کله من....پینوکیو

بچه ها: دیروز سعید یه بچه(نمیدونم کیه....فک کنم خواهر زادش بود) دید و شروع کرد واسش اینطوری

کردن:(بهت میاد سعید....خوشگل میشی)

منم گفتم:سعید این کارا چیه؟؟؟؟؟؟؟؟ زشته بابا.....میدونین چی گفت؟ گفت:

بابا من اگه اینکارارو نکنم و ساده واستم،بچه قیافه ی منو میبینه دیگه رسیو نمیده و تو خواب همش

کابوس میبینه......

خارج کل: سعید به من و سارا(دوستمه) میگی کابوس؟؟؟؟؟؟؟؟ خودت که شبهی چی؟؟؟؟

میگم چرا هیشکدوم از این پسرا نمیان بکلن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ نکنه مثل آب دماغ چسبیدن به دیوار وب؟؟؟؟

من الان اصلا کل کلم نمیاد....

فهلا بابای جیگرا(دخترا)

نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت7:25توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
پسرا دماغ هویجی هستن(اه اه فک کن ،هویـــــــج)!

علیک

سوگلللللللل جون خوش اومدی خانومی

میخوامت از همین لحظه تا گـــــــــــور تا که شود چشم حسود کـــــــور

بزن کف قشنگه رو!

ببین سوگل این پوریا رو ولش کن این زیادی اسکله!!

 آبجی غزل فدااااات نبودی دلمون پوسید از دوریت جیگر

 به به ببینید کی اومده!آبجی مبینا خیلی خوش اومدی قدم رنجه فرمودی بابا خبر میدادی یکی از این خروسای بلااستفاده رو میزدیم زمین به افتخارت!

 سامی جان فعلا تو توی همیناشم گوریدی!!!من با هرکس در حد مغز خودش کل میکنم تو ام باید به حق خودت قانع باشی بالاخره پسرای دیگم هستنااااا

حالا تو فعلا همینا رو درست حسابی جواب بده تا کم کم بیای رو کار فعلا دارم آمادت میکنم واسه ضربات بزرگتر!

همینه دیگه از بس از این چاله ها و گلابیهای باحال فرار کردین الان بیات شدین!حالا بازم فرار کنین تا یه روزی مجبور شین خودتون بیفتین دنبالشون

 به به آقا پوریا!!!کجا بودی تا حالا؟ببین من که کلا نتونستم این زبونه(به قول سوگل) "زاغارتیسماتیکال" تورو بفهمم ولی هرچی فهمیدم جواب میدم

آره من حریف میخوام ولی نمی یابم متاسفانه!هنوز با دل و جراتش پیدا نشده!

شما نگران لیته شدنه بنده نباش چون من ترجیح میدم لیته بشم تا اینکه پسرای امروزی خدایی نکرده زبونم لال روم به دیوار گلاب به روتون با عرض پوزش بیان خواستگاریم!!!

راستی جون هرکی دوست داری یا تغییر زبان بده تا ما بفهمیم چی میگی یا حداقل به سعید بگو یه مترجم استخدام کنه که ما انقدر عذاب نکشیم!

 

سعید جان توجیه نامه ات رو میپذیرم و تاخیرتو به بزرگی خودم میبخشم ولی به اون پسرعمه ی سیریشت بگو از این به بعد قبل از اینکه سیریش بشه یه تحقیق بکنه ببینه اون بدبختی که قراره بهش سیریش بشه کاری چیزی نداره؟؟بعدا سیریش بشه ،سیریش(پسر عمتو میگماااااا)!!!

ببین من به فکر تو نیستم به فکر خودمم!چون اگه بلایی سر تو بیاد میان یعقه منو میگیرن! افتاد؟؟

 

یعنی چی نکنه خبریه؟؟منظورت از این حرف چی بود؟؟همین حالا توضیح بده وگرنه چشاتو درمیارم!!میخوای تو روز روشن انگ بچسبونی به دختر مردم؟؟خجالت نمیکشی؟نه واقعا خجالت نمیکشی؟ آخه تو چی میخوای از جون من؟؟آآآآآآآآآآآآی مردم به دادم برسید این پسره ی چشم سفید بی ریخت داره به من تهمت میزنه میخواد منو بدنام کنه...(حال کردی؟الان اگه به جای وبلاگ وسط خیابون کل کل میکردیم مردم تیکه پارت کرده بودن!!!)

آره دیگه تو ضایع مادرزاد هستی! جون خودت راس میگم!

والا تا دیروز که پرچم ضایعگی دست پوریا بود ولی الان دست محمده!

تابلوی وبلاگم تا دیروز محسن بود الانم همچنان همون محسنه!

مرغ سرکنده هم تا دیروز محمد2 بود که هی تو نظرات التماس میکرد منم عضو کنین تا اینکه عضوش کردین بعدشم سامی که الان اینم عضوش کردین حالا فعلا تا یه پسر جدید دیگه مرغ سرکنده نداریم!

البته خروس سر کنده!

 

همینه دیگه وقتی آدم به خاطر پسرعمه ی سیریشش اینهمه مدت غیبت کنه از همه ی خبرا و تغییرات وبلاگ عقب میمونه اگه از همون اول میزدی پس کله ش و از اتاقت پرتش میکردی بیرون الان وضعت این نبود!

من چه ننگ و نشونی به تو چسبوندم؟؟باز که داری تهمت میزنی!فکر کردی همه مث خودتن که تو روز روشن جوونای مردمو اذیت کنن و آزار بدن؟

ضایع مادرزادم ضایع میشه؟؟یعنی تو بازم ضایع میشی؟؟بابا ایول عجب جونی داری تو البته جون که نه ،رو ،عجب رویی داری تو!!

 آهاااااان حالا فهمیدم کجا گیر کردی!!!تو هنوز نفهمیدی ضایع شدن یعنی چی!

آخی الهی خب چرا نپرسیدی که من بهت بگم؟؟خجالت کشیدی؟؟ببین عزیزم یادت باشه ندانستن عیب نیست بلکه نپرسیدن عیب است!آخ آخ جانه تو خیلی ناراحت شدم ،چرا من زودتر نفهمیدم که تو مشکلت کجاست؟؟آخه من چه استادی هستم که نفهمیدم اشکال شاگردم کجاست؟؟

حالا اشکال نداره ماهی رو هروقت از آب بگیری تازست ،الان برات توضیح میدم:

ببین پسرم!!! هر دفعه که من و تو باهم کل کل میکنیم و جواب همدیگه رو میدیم یعنی داریم همدیگه رو ضایع میکنیم البته فعلا تو فقط سعی میکنی ضایع کنی هنوز زوده که به اونجاها برسی ولی مثلا من هردفعه که جواب کلهای تو رو میدم یعنی تو رو ضایع میکنم!حالا برو تعداد دفعاتی که اسمتو توی پستام آوردم بشمر تا بفهمی چند بار ضایع شدی

چرا این مثاله اینجوری شد؟به هر حال من سر حرفم هستم پس فردا نگی کم آورد!خودت تر زدی اومدی درستش کنی!!! باشه بی خیال

 اگه من گلی رو کندم در عوض خودم به جاش اومدم در نتیجه هیچ گلی از جامعه کم نشده

 خب آره من اینو قبلا گفتم بازم میگم که هیچکس نمیتونه تورو ضایع کنه چون تو شاگرد خودمی بالاخره باید یه فرقی بین تو و بقیه پسرا باشه یا نه؟!

 تو همه ی حقایق رو همینجوری حس میکنی؟خب واسه همینه که انقدر راحت باهاش کنار میای و قبولش میکنی من اگه حقیقت رو با یه کیلو شکر به مردم قالب میکنم ولی به خودم که دیگه دروغ نمیگم! اما تو یه کیلو شکر اضافه میکنی بعد به خودت قالب میکنی یعنی خودتو گول میزنی!!!

 ببین دیگه پر رو نشو هاااااا هی من هیچی نمیگم تو باز میای میگی پر و بال؟؟من اصلا کاملا مستقلم چیه حسودیت میشه هی میخوای به من تلقین کنی که زیر پروبال تو ام؟

نمیدونم ،شاید در این مورد تو درست بگی!!! یعنی فرق رویا و آرزو توی سخت تر و راحت تر بودنشونه؟؟

منظورت از سوراخ موش چیه؟من که نفهمیدم ولی هرچی هست خیلی باحاله آخه توش ضایعگی شما پسرا رو نمایان میکنه

 دم شاگردات گرم عجب هوای نفس باحالی دارن!!!معلومه خیلی خوش سلیقن که منو واسه استادیشون انتخاب کردن!ببین یه ذره ازشون یاد بگیر تو مثلا استاد اونایی!

تو شاگرد من نبودی!!

بلکه

تو شاگرد من هستی!!

چه ربطی به تاریخ عضویت داره؟مهم محتوای کل کله مثلا این افشین!!!چند وقته اینجا عضو بود؟ما که ندیدیم یه بارم مث آدم کل بندازه فقط اسمش اینجا بود یا همین پوریا یا آریا یا....

 من واسه شماها شاخ و شونه میکشم موهامم هر روز صبح شونه میکنم!جونه سامی راس میگم انقدر دختر خوبیم که نگووووو (زهرمار نیشتو ببند ،بی تربیت)

ببین من همه چی رو میتونم تحمل کنم به جز تهمت عاشقی زدنو!دیگه داری میری رو اعصابم

خب اخه چرا میخوای به زور دختر مردمو عاشق خودت کنی؟بابا من عاشق نمیشم چرا بیخودی هی زور میزنی؟

آره عاشق شدن گناه نیست اما عاشق تو شدن گناه کبیره س!

حالا همینم مونده که تو بیای تکلیف شب بهم بدی!چیه دیدی هرچی فکر میکنی یادت نمیاد جملش چی بود اینجوری خواستی یاد آوری بشه!؟

والا واسه ما که همیشه اول به چشم برادری بوده آخرشم به چشم برادری بوده اما واسه برادرامون از همون اول به چشم همه چی بوده الا خواهری(اینم تجربه شخصیه من)

خب پس اونیکه من گفتم هم درسته! همون دین و آیین رو میگم

ما انسان ها بدنمون قابلیت ترمیم داره تو چی؟بدن تو هم داره؟

منم وقتی میخواستن بهم واکسن بزنن فقط آروم آروم اشک میریختم واسه همین به زور بهم نزدن

من بر ترسم غلبه کردم چون قبلش بابام بهم گفت تو از واکسن بدت میاد؟گفتم آره گفت پس نذار اون ترس و ناراحتیه تورو ببینه چون اونوقت خوشحال میشه و فکر میکنه تو رو شکست داده منم برای اینکه شکست نخورم با اینکه جیغ و داد و حتی فرار کردن بچه های دیگه رو میدیدم بازم اهمیت ندادم و بدون هیچ حرفی ایستادم تا واکسنمو زدن اما جلوی اشکامو نتونستم بگیرم

بعدش بابام یه دونه شکلات بزرگ بهم جایزه داد باورکن انقدر چسبید که نگو هنوز طعمش زیر دندونمه!

خلاصه گفتم که یه ذره یاد بگیری!

 تو از کجا میدونی روده های من چه شکلیه؟؟اصلا روده های من دایره ایه همینجوری به صورت دایره پیچیده و حلقه حلقه شده درست مثل الان تو که از شدت ضربات وارده از کلهای من پیچیدی به خودت!

ای بابا واسه خالی کردن حرص از زندگی که باید صبح تا شب بری باشگاه!!!پس معلومه هنوز نفهمیدی زندگی یعنی چی!

از حق نگذریم شعرت خیلی عالی بود من واقعا خوشم اومد اما از نظر فن شعرگویی نه کل کل!قبول کن

نه بابا شاعر بازی چیه؟دیدم این پسرا خیلی به خودشون مینازن و ادعاشون میشه و هی زرت و زورت واس دخترا شعر میگن اینکارو کردم که کل همشون بخوابه که خوابید و بفهمن اگه ما هیچی نمیگیم دلیل بر این نیست که چیزی نداریم که بگیم!

خدایی هم بعد از من دیگه هیچکدوم ادعای شعر و شاعری نکردن فقط یکیشون جواب داد که اونم جوابشو گرفت و رفت دنبال کارش(معافش کردم)!

 راستی محمد2 دیشب داشتم مداحی گوش میکردم آخرش مداحه گفت حالا همه واسه شفای مریضا دستامونو میبریم بالا.... بعد تا اینو گفت من یاد تو افتادم خلاصه خیلی برات دعا کردم!نگران نباش حتما خوب میشی!

سعید قالب خیلی خوب شده ولی دیگه زیادی خلوت و بی روح شده! مثلا خطایی که بین پستاست ببین چقدر کمرنگه اصلا آدم نمیتونه پایان هر پستی رو سریع تشخیص بده اگه بتونی مثل عنوان وبلاگ اینارو هم پررنگ کنی خیلی خوب میشه

البته ببخشیدااااا من فقط پیشنهاد دادم وگرنه هرجور خودت میدونی!

 

قربان همگی

تابعد...

نوشته شده در شنبه بیست و یکم شهریور 1388ساعت3:59توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
*سوگل اومد خوش اومد*
سلام.Helloخوبید خوبم ممنون بابا نمی خواد اینهمه زحمت بکشید تو رو خدا ........باشه پس گوسفند رو ببرین به یتیما بدین.

خوب بگذریم میبینم که پسران در فکر خود پیشی گرفتن از ما.........زرشک.......Girl Power

بریم کل کل:یکی از پست های سامی درمورد سیبیل دخترها بود.میگن یه روز دوتا جوجه تیغی /////|||||///// داشتن از کنار یه دختر با شخصیت عبور میکردن.خلا صه دختره چادری بوده(منم هستم) و یه کمی سیبیل داشته پسره بهش گفته سلام آقا....

دختره هم برگشته گفته وقتی پسرایی مثل شما ابرو بر میدارنو.........ما باید سیبیل بزاریم که بگیم تو جامعه مرد هست..............

خب این از این.وباید توصیه کنم بپایید یه وقت نخورین به درو دیوار توی فکرتون....که همون مغز به اندازه ی ارزن آسیاب شدتون(گل گفتی خوشکلم)رو به دست باد ندین............

میگم این پوریا چرا زاغارتیسماتیکال مینویسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

در ضمن سعید توهم به معنای هر چیز غیر عادیه.مثلا"توهم پسرا اینه که دارن به یک دختر ضایع شده میخندن.(شایدم رویا شونه که هرشب توی خواب میبینن.....)

راستی محمد۱۲۳۴۵۶۷۸۹به سعید یکم از اون خلاصه نویسیت یاد بدی بد نیست......بحث حبوبات و گوشت و نان و غلات واسه من یکی راه ننداز.....

فرد دیگه ای رو نمیبینم که اعلام جنگ کرده باشه ولی هر کدوم خواستید بگید شاید توی پست های بعدی جواب دادم.Gun Touting

حالا نیایین تو پست های بعدی تون بنویسید الهی زبونتو مارو عقرب بزنه......که البته جوابتونو توی یقه ام دارم.

         فزلازا بازه بازه...........خودتونو نکشین گفتم فعلا"بای بای

     راستی اسم من رو درست بنویس من سوگلم....باسوادRolling Pin

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت21:0توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
هورااااااااااااااااااااااااااا

سلااااااااااااااااااااااااام

به به مینینم باز دوباره اعضا کل کل دور هم جمع شدن

فقط جای بنده خالی بود که خودم پرش میکنم.

 

بچه ها یه کل کلی کنم که ۲۰ کل کل از کنارش بزنه بیرون.(البته الان نه چون این پسرا سکته میکنن)

خوب اول از کی شروع کنیم:

سعید(مغز متفکر(دروغ گفتما)))

سلام/خوب هستی؟فوتبال دستی بلد هستی؟راست دستی یا چپ دستی؟در و پنجره رو بستی؟

(پاشو برو ببند دزد میادا....)بقیه شو بلد نیستم.

خوب من برای این دو خط مینویسم که جنابعالی کمتر ضایع

بشی.اوکی؟؟؟؟؟

خوب حالا میکلم تا کم بیاری....

راستی سعیدمن میخوام ضایعت کنم(هرچند ضایع هستی)آماده ای؟؟؟؟؟

محمد۱۲۳۴۵۶۷۸۹ خان(خان از سرت هم زیادیه)کجا رفتی نترس بابا مگه میخوام بزنمت فقط میخوام

باهات بکلم تا از اینی که هستی ضایع تر بشی.

فعلا دختلا

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت18:31توسط کل کل کننده سحر |
آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا عاقل کند کاری که باز آید به کنعان غم مخور !!

سلام بچه ها

چطور دارین ؟!

میبینم که بعضیا از سوراخ موش اومدن بیرونو ... هستیم در خدمتتون !!

مبینا جان خوش اومدی عزیزم !!

سعید تو کجا بودی ؟! یه چیز میگم حالا همچین به خودتم نگیری ... وبلاگ بدون تو خیلی

چرت و خسته کننده شده بود ...

اوکی ٬ منظورم این بود که جوابی بهش (محمدباران) دادین آیا ؟! اصآ وللش ...

آخی ... مامان جونت فدات بشه چرا اعصاب نداری ؟! قرص اعصابتو یادت رفته بخوری ؟!

یا نه انگار دوتا دوتا خوردی روت تاثیر منفی گذاشته ؟! چقد بهت بگم نکن اینکارارو ...

پسر خوب !! این راهش نیست ... خب یه کلمه بگو میمیرم برات و خلاص !!

آقا من اصآ نخوام با تو کل کنم باید کیو ببینم ؟! ای بابا ول کن دیگه نمیخوام !! عجب گیری کردیما !

حالا دیگه چرا التماس میکنی ؟! زشته جلو مردم ٬ انقدر به پام نیوفت ... حرف در میارنا !!

آفرین ٬ مثل بچه های خوب اشکاتو پاک کن ٬ دماغتم بکش بالا ٬ انقدرم مظلومانه نگام نکن !

مردم فکر میکنن چی کارت کردم !!

 سه بار از رو نوشته های من بنویس !! بعد بیار واست خط بزنم ٬ خب ؟!

اوا خاک عالم !! وای تو رو خدا می بینی دورو زمونه رو ٬ بچه این حرفا رو از کی یاد گرفتی ؟!

باز با کی افتادی من خبر ندارم ؟! دهنتو باز کن ببینم اصآ این حرف تو دهنت جا میشه !! آخه

تو میدونی " قوطی " چند هجا داره ٬ اصآ تو میدونی هجا چیه ؟! که از این حرفا میزنی ...

دیگه نبینم با این و اون افتادی و حرفای قلمبه سلمبه میزنیا ٬ مفهوم شد ؟!

پوریا جونه مامانت انقدر نگو همشهری !! یه وقت فکر میکنن منم مثل توام !!

نه ٬ چرا پکر باشم !! خیلیم حالم خوبه ...

یعنی چی که این حرفو میزنی ؟! مگه من کافرم روزه نگیرم ؟! نمیدونستی بدون ٬ من همه ی

ماه رمضونا رو روزه گرفتم تازه واسه همه هم دعا میکنم !! مخصوصا الان که دیگه پاکه پاکم !!

دوست ندارم دیگه از این حرفا بزنیا !! اوکی ؟!

فعلا

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت17:14توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
به به ! سلام
میبینیم که قالب عوض شدهتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comسلام

سعید تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comای استفاده جوتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com حالا دیگه کل کلای منو جواب نمیدی؟؟؟؟؟      ا      ؟ یه چیزی من که با تو کل کل نکردم جدیداتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

شیوا ایول داشتم می خوندم کل کلتو از خنده به باری تعالی پیوستمتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com الان از اون دنیا می نویسم براتون اینجا خیلی گرمهتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

محمد ۲ کو؟؟؟؟؟؟؟؟خوب اینم محمد بیدتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comاینم یارانشتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comمی گم محمد این همه چوبو از کجا گیر آوردی؟؟؟؟؟؟؟

بچه ها نبودم کسی یه کل کل حسابی نکرد ما جوابش را بدهیم

  راستی سامی دماغ کدوم دختری رو دیدی شبیه دماغه فرهاد ؟؟؟؟ صفات دوستاتو به ما نسبت ندهتصاوير زيبا سازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com مثلا این اثتاده منو دیدیتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com؟؟؟؟؟؟؟ندیدی دیگه

چشات چپهتصاوير زيباسازی ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

محسن:تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com(انشاالله)

سعید و پوریا:تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

محمد۲:تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comشکسته کلی

سامی:تصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comدرگیری داره با خودش

دوستان تا شب منتظرمتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.comتصاوير زيباسازی وبلاگ ، عكس های ياهو ، بهاربيست             www.bahar-20.com

 

 

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت13:1توسط کل کل کننده غزل |
سلام پوریا برگشت
ببینید اینجا چه خبر هست پوریا امده لازم نیست دخترا پام ببوسید از صورتم ببوسید کافی

مبینا امدمی نگران نباش اینجا شارژت خالی می کنند گریه می کنی از اینجا میری یادت باشه

چهره های جدیدی رو می بینم از به باران جان هم عرض ادب می کنم سعید جان من با تمام انرژی

 

حاضرم شروع کنم راستی سعید کنکور چی شد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/

شیوا جان اینگار حریف می خوای نه ببینم میدون خالی دادی البته بچه دیگه جو گیر شدی حقم

داری بعدشم ادم هم بیکار بشه اینجور کارها خوب می کنه تو هم استاد بیکاری هستی بنظر برو بیرون

پسر ببینت تا شاید یکش امد خواستگاریت تا لیته نشدی بری

سوزان همشهری نبینم پکری  دختر  روزه هم می گیری ایول بابا نمی دونستم اینجوری باشی یادم

بود تو دختر ول کن سنسور شد بد نبود ها نخواستم اینجابگم

صبا خانم دعا کردن فرد مونگول قبول نمیشه بخاطر اول شفای خودت بخوا حالا وضع ما بد نیست

 

 

فعلا خدانگهدر

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت2:7توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
مبینای رفته باز آید به کل کل غم مخور

سیلوم به همه ی جیجلا(دخترا)

من قبلا اینجا فعالیت داشتم و خیلی اکتیو بودم.اما رفتم و دوباره بازگشتم تا اکتیو شوم

من میگم اصلا پسرا ضایع خدادادی هستن دیگه به ضایع شدن احتیاج ندارن.ما دخترا فقط واسه اینکه

سوژه ی خنده داشته باشیم اومدیم اینجا تا واسه شاسکولا(پسرا) بخندیم.همین

خب میبینم شاسکولای (پسرا)دیگه هم به وب اومدن!!!!!!  مثل کی؟؟؟؟؟؟؟؟ خب تابلو،مثل:

محمد۲ : (یاد مرحوم علی۲ افتادم)

سامی(نه م نه؟؟؟؟):

سعید(........) هم که مثل..... همیشه هست:

صبا و الهه جووون و....Be Mine

ورود خودم رو هم تبریک میگم.هوورررررررررررااااااااااااااااا

امروز شهادت پس آهنگ و میزارم واسه یه وقته دیگه.الان فقط نور میترکونم

در ضمن از طرف خودم این ایام رو تسلیت میگم

یه بیوگرافی کوشمولو هم از خودم میزارم:

نوزادی مبی شیطون:

کودکی مبی شیطون:(این شاسکول از کجا پیداش شد؟)

نوجوونی مبی شیطون:(گفتم که خیلی اکتیوم!!!!)

جوونی مبی شیطون(حال ):(چه دخمل دل ربایی؟؟؟!!!!!!!)

حالا بعدا ادامشو واستون میزارم.

ای بابا....

استغفرالله....

بی خیال بابا....

اه ....

نمیشه دیگه آهنگ نذاشت.امام علی(ع) جوووون،امشب و ببشق

آهنگ:

حالا حالا بیا وسط                               حالا بیا،برو روی سن

بسه دیگه. جو گیر نشیم بهتره

خب عسلای وبلاگ(دخترا) قربون همتون

فعلا

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت0:38توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
کلی کلی بی محتوای کل کل

اسلام العلیک یا اهل کل کل

خوبین؟

نبودیم خوش گذروندین؟

پشت سرم حرف زدین؟

اصلا بود و نبودمو حس کردین؟

ای خدااااا

بی خی

بچه ها، از همتون خواهش دارم دیگه از این سایت شکلک نگیرین و تو وب نذارین، چون تو قالب وبلاگ مشکل ایجاد می کنه

http://www.millan.net

راستی بچه ها، قالب خوب شد؟ اگه بده عوضش کنم

 

توجه                                                                                                                      توجه

از این به بعد اسم کلر های حرفه ای که توسط بچه ها انتخاب میشن به مدت یه هفته تو وبلاگ به پرواز در میاد، پس تا می تونید کل کل کنید تا اسمتون به مدت یک هفته تو وبلاگ پرواز کنه

 

کل کل:

شیوا جان، چطوری؟

شرمنده دیگه قسمت نشد همون موقع ها حال و احوالتو بگیرم، دیگه اسباب کشی پشت اسباب کشی و بعدش یه دوره نقاهتو(درسته؟) دیگه همین شد که دیر به خدمتتون برسیم

یه چند روزی هم مهمون داشتیم پسر عمه ی سیریشم اومده بود خونمون، بست کرده بود پشت کامی و هی زرت زرت بازی می کرد، اعصابم خورد شده بود

خوب این از توجیه نامه

وااای واای تو چقدر منو شرمنده کردی

واقعا تو چرا انقدر به فکر منی؟(نکنه خبریه؟)

من ضایع مادرزادم؟ چی میگی؟ کی بود تا دیروز پرچم ضایعگی دستش بود؟   کی بود تا دیروز تابلویه وبلاگ بود؟ کی بود تا دیروز هی مثل مرغ پر(سر) کنده هی بالا پایین می پرید و می گفت منم بازی، منم بازی

حالا که راهت دادیم تو کل کل واسه ما دم در آوردی و ننگ و نشون بهمون می بندی؟

تو واقعا چرا انقدر نگران منی؟ بابا منو ضایع کن( ضایع مادر زاد هم ضایع میشه، همون قانون نسبیت)

البته می دونم مخت به نسبیت نمیکشه، چه عام، چه خاص
مثالو بی خی، تر زدی حالا اومدی درستش کنی؟

من چه گلی به جامعه ی بشریت زدم؟

هیچی، اما تو گلی نزدی که هیچ، یه گلی هم کندی

من نگران نیستم که کسی ضایعم کنه، چون کسی نمی تونه ضایعم کنه، از این لحاظ مطمئنم

من حقیقت رو قبول دارم، حتی با تلخیش

اما تو بر می داری یه کیلو شکر(دروغ) قاطیش می کنی و به مردم قالب می کنی

ای بابا، حالا که قبول کردی زیر بال و پر من کل کل می کنی دیگه چرا انقدر کولی بازی در میاری و من و خراب می کنی؟

اصلا با حرفت موافق نیستم، رویا با آرزو فرق داره، اما رویا هم بدست آوردنیه، اما سخت تره، مثلا رویای انسان پرواز بود، دیدی که بهش رسید

به چیز های غیر ممکن می گن توهم، نمیگن رویا

استاد شدنه من که رویا نیست، عین حقیقته، دارم حسش می کنم، تو همه چیز رو از سوراخ موش خودت می بینی

آره، بهتر که شاگردام مردن، چون بخاطر هوا نفسشون می خواستن بیان شاگرده تو بشن، مردن و منو از ننگ شاگرد بد خلاص کردن

من شاگرد تو بودم؟ ببین یه نگاه به تاریخ عضویت منو و خودت( تو تاریخچه کل کل) بندازی می فهمی که شاگرد کیه و استاد کیه

واسه شاخ و شونه کشیدن دنبال درخت و شونه نرد

هر کی واسه ما شاخ شد حتی موهاشم شونه نکرد

بابا عاشق شدن که گناه نداره، بیا راز دلتو بگو و خودتو خلاص کن

خیلی ها بخاطر عشقشون تو روی خونوادشون وایسادن(البته کار اشتباهی کردن) تو هم بایست، تا آخین خونه قطره ی بدنت( تکلیف شبته، درستشو بنویس)

آفرین دختر خوب، کار خوبی می کن

اما حرف فایده نداره

موقع عمل معلوم میشه که ....

همیشه اول به چشم برادریه، اما بعد یهو نگاهها عوض میشه(تجربه ی شخصیه خودمه ها، حرف نیست)

آخ آخ، اصلا حواسم نبود، باید این بحث رو تموم می کردیم، حال ندارم پاکش کنم(یعنی دلم نمیاد)

ببین درسته معنیه دین و آیین رو میده، اما معنی های دیگه هم میده، به معنیه قوم و گروه هم هست

سوراخ ها موجود بعد مدتی بسته میشه، ما انسان ها بدنمون قابلیت ترمیم داره

من از واکسن می ترسیدم، اما به زور بهم زدن، درد داشت( خیلی بد بود)

روراستی؟ تو؟ تو روده راستی، روده هات راسته

ما تو باشگاه حرصمونو از زندگی خالی می کنیم، شماها که در مقابل عذاب زندگی هیچم نیستین

دیگه همین بود

انشاالله دفعه ی بعد با شعر می کلم

اما کلتو تو شر خوابوندم(فکر کنم) تا تو باشی واسه من شاعر بازی در نیاری

 

خوب بسه

خارج کل: اینم به زور نوشتم، اصلا حس کل ندارم، شرمنده

 

صدف، عزیز برادر، مسافرت یه هفته، دو هفته، چند هفته؟ یکی بگه صدف کجا رفته؟ دیگه خلاصه حوصله ام سر رفته، میای می بینی اسمت از وبلاگ در رفته

صدف به ملکوت بلاگفا پیوست

 

باران هم که خدا خیرش بده رفته مرخصی، منم سوءاستفاده می کنم و جوابشو نمیدم

 

سایه دنبال کل کلات گشتم، ولی چیزی پیدا نکردم

سوسن به کیا گفت بی معرفت؟

خودش بی معرفته اونوقت میاد به ماها میگه بی معرفت؟

سایه تو هم یه جوری کل کلو باز کن بذار در این وبلاگ تخته نشه، هم اکنون به کل کل شما نیازمندیم

آهان دیدمش، از ترس من ریز نوشته بودیش تا پیداش نکنم

شما از کی تا حالا افتادی تو کار آمار؟ اگه با کمی تا قسمتی وجدان نگاه کنیم می بینیم که تو تاریخ(کل کل) در صد سوژگی دخترا به مراتب و مراحل بالاتر از پسرا بوده

باور نمی کنی؟

نکن به درک

بچه جون فضولی کار بدیه ها

دیگه این کار هارو نکن

باشه؟ اوف میشی

من از مکانیک زیاد سر در نمیارم، نیست تا حالا ماشین زیر دستم نبوده، زیاد بلد نیستم

اما مشکل کامپیوتری اگه بخوای تا دلت بخواد بلدم بهت نسبت بدم، مثلا:

برو رمتو(RAM) دفراگ کن(Defragment) کن، فکر کنم نیاز به رکاوری(recovery) داره

 

غزلم که باز مرخصیه( خدا چقدر منو دوست داره)

غزل جان، کد چت رومو نمیشه تو بلاگفا گذاشت، قبول نمی کنه

 

ارغوان جان، عنوان خیلی مهمه، می دونی چرا؟ نه؟ منم نمی دونم، فقط می دونم که خیلی مهمه

اون داستان رو چم حتما می نویسم و میذارم

من از نظر عقلی بالغ نیستم، درسته، یه چیزی مافوقه بالغم، پخته، انقدر پخته جزغاله شده

بیا کل کل کن، وگرنه ( بییییب بییییب) سانسور شد

کل کلم نمیاد

بیا بشین یخورده چرت و پرت بگو شاید یخورده لبخند زدیم

اصلا بیا یخورده راه برو ازت بخندیم( به قول باران)

اصلا چه نیازی به خودت هست؟ اسمت که میاد ترک های دیوار هم خندشون می گیره

البته الان لیالیه قدره، خنده بده، پس بیا یخورده به ضایعگیت نگاه کنیم و زار بزنیم

 

سحر، کجایی؟

فقط میای یه دو خط می نویسی بعد میری یه جای دیگه و طومار می نویسی؟

کل کل کن، وگرنه....

نه

خودت می دونی منظورم از نه چیه

 

سوزان، محمد(باران) یه چیزی گفت که منم نفهمیدم چی بود، از دستت گله داشت، همین

ببین من الان اعصاب مصاب ندارم، خودت کل کل رو شروع کن، نترس زیاد حالت نمیکنم تو قوطی، اگرم کردم تو قوطی، در قوطی رو نمی بندم، میذارم یخورده هوا بخوری

 

صبا جان خوش اومدی

خودت کل کل رو شروع کن، همون یکی به یکیمون رو ادامه بده

 

مبینا و سوگول خوش اومدن

داش سامی و محمد2 هم که هنوز وقت نشده به خدمتشون برسیم

قربانتون

شرمنده کم بود

اصلا حس کل ندارم

دخترای وبلاگ(به جز شیوا) درست و حسابی کل کل نمی کنین که، آدم فقط مجبور میشه یه دو خط جوابتونو خلاصه و مفید بده و بره دنبال کارش، اما ببینین چقدر جواب شیوا رو دادم، با اینکه اصلا حس کل نداشتم

پس بابا یخورده شور و حال داشته باشین

می دونم، همتون از دوریه من اینطوری شدین، ولی قول میدم بیشتر بیام

باشه؟

قربان همگی

بدرود تا درودی دگر

نوشته شده در جمعه بیستم شهریور 1388ساعت0:14توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
چه خبر ؟!

سلام

چطورین بچه ها ؟!

میبینم که کلکل کننده ها ته کشیدن و ...

شیوا جون , مرسی گلم , چرا بودم ولی وقتی آدم درست حسابی ای که واسه کل نیست ...

خودت میدونی دیگه !!

این محمد2 هم از این به بعد به روش خودش جوابشو میدیم !! تو یکی دو جمله !! اوکی ؟!

ولی این محسن ... دوهفته ای یه بار آپ میکنه که حذف نشه , روش نباید حساب کرد !!

محمد2 , تو اصآ میدونی لیاقت رو با چه " ر " ای مینویسن که زر زر زیادی میکنی ؟!

سامی جان , این بخار یا بهتر بگم دودی که میگم از شما پسرا در میاد ...

وقتی میخواین جواب ما رو بدین انقدر به مغزتون فشار میارین که آخر سر میترکه و دود میکنه ,

البته بیشتر وقتا هم نیمسوز میشه و بازم دود میکنه !!

کسی از کنارتون رد بشه خفه میشه از بوتون ( بوی دود + بوی جورابتون ) !!

ولی اگه کسی از کنار ما رد بشه ها , مست و مدهوش میشه از بوی خوبمون !!

اوه اوه ببین اون دوده رو !! از مغز تو زده بیرونا , حالا تو نیای بگی نه !!

تو بذار پشت لبت سبز بشه , بوی شیر از دهنت بپره بعد در مورد دماغ دخترا نظر بده !!

خب دیگه ...

بچه ها التماس دعا ...

 

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت15:55توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
دخترا دماغ بادمجونی هستن
برپا

بعد برپا ، آخه شیوا اینا چیه نوشتی ؟؟ کل کن ، اینا که کل نبود

فقط عنوانت کل بود

حرفایی که زدی مثه این میمونه که من بگم دخترا دماغ بادمجونی هستن و تو هم بگی خیلی دلت بخواد ماها دماغ بادمجونی هستیم  

البته خوب که فکر می کنم می بینم آره شما دخترا همیشه دنبال ما پسرا میفتین و ماها هم از چاله و گلابی در میریم

خب دخترای دماغ بادمجونی منتظریم

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت13:36توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
دوستان چند مورد کوتاه در مورد عجایب حضرت علی رو وبم تهیه کردم .

تا بالا منبر نرفتم بهتره خودت بیای بخونی .

در مورد کل هم بعدا میام جرتون می دم یعنی همون میام کل  می ندازم

{ حال مال شکلک دست خوش و تعارف و این جور چیزا رو هم ندارم که بخوام بذارم}

www.kasit.blogfa.com

 

نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت12:39توسط کل کل کننده محسن |
بر جا (کل کل تو عنوان هم حال میده هااااا)
  محمد۲ چی میگی اخه تو؟؟

خیلی درست کل کل میکنی اونوقت توقع داری دخترا بهت محل بذارن و باهات کل بندازن؟؟

من فلفل دلمه ای تو چی هویج!

سامی خان عشرت یا شیوا مسئله اینست:ضایعگی پسرا

خیلی دلتم بخواد؟؟تا باشه از این گلابی هاااا

ایشالله همیشه از این چاه ها بیفته رو آدم!!!همه آرزوشو دارن اگه ناشکری کنی گیرت نمیاد اونوقت باید بدویی دنبالشاااا

 

محسن جون اگه یه روز به عمرم مونده باشه با تریلی ۱۸ چرخ ۱۲ بار(به نیت ۱۲ امام!!!)از روت رد میشم!!!





تابعد...
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت23:33توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
برپا
شیوا آماده شو اومدم سراغت البته اشتباه شد عشرت خانوم هستی شما 

بله عشرت جان زندگی سخت شده و عجیبه که جدیدا چاله میفته رو آدم نه آدم تو چاله

خیلی بده که آدم طنابی رو بکشه و ببینه آخرش یه گلابی بهش وصله  ( منظور  اینه )

بله تو همین جریانات میرسیم به این که گفته شده دیگه بخاری  از پسرا در نمیاد

آخه سوزان عزیز پسرا که مثه شماها ذغالی نیستن بخار کنن

شماها به خودتونم رحم ندارین، ببین هوای تهرون رو چیکار کردین.

جان جدتون کوتا بیاین انقد بخاراتونو به رخ پسرا نکشین

خبر دیگه ایی به گوشم رسیده بر این مبنا که گفته شده صبا سیبیل داره

دیگه وقتی دختر سیبیل داشته باشه مجبور به ابروی پسرا گیر بده

غصه نخور میتونی بری لیزر کنی

البته سیبیلی که تو داری روش لیزرم جواب نمیده

آره ولش کن برو خودت و بکش بهتره اینجوری

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت19:28توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
اخطار میگیری هاااا
سلام

صبا جون

قربون شکلت

من هنوز نرفتماااا

 

اون نظراتو غیر فعال کن عزیزم

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت17:34توسط کل کل کننده باران |
پسرم چرا اینقدر عجله داری؟؟؟؟؟
سلام.من تا حالا ندیده بودم کسی برا ضایع شدن اینقدر عجله داشته باشه.

اقا محمد۲ تو این شبای قدر برو یه دعایی کن که شاید خدا به راه راست هدایتت کنه نه اینکه دنبال حریف برا کل بگردی و آخرشم ضایع شی.باشه پسر خوب؟

فعلا بیخیال کل کل باش.ما هم برای همه ی پسرا دعا میکنیم خدا یه عقل و معرفتی بهشون بده.البته فکر نکنم دعامون مستجاب شه چون وضعتون وخیمه(همون موضوع آی کیو در حد ارزن آسیاب شده) ولی خب کار از محکم کاری عیب نمیکنه.

فعلاArabic Veil

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت16:43توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
کجایین؟
دخملا کلفتتونم که رفت مرخصی کتبی

سوزان لیاقتت بیشتر از دو سه خط نیست

من کم میگم گزیده میگم و حرفامم مثل در میمونه سریع برین قلم کاغذاتونو بیارین از روش کپی بردارین بعدا میتونین ازشون استفاده کنید

شیوا بی خیال من خارشور تو چی فلفل دلمه ای

دخترا مردن خسته شدم اینقدر تو این وب دنبال دختر گشتم

خارج از شوخی این وبلاگ خیلی بی روح شده چرا کسی نیست درست با هم بکلیم

صبا اگه تو از اون نوع پسرا رو دیدی من در روز هزار نوع دخترو میبینم که تو علم روز دنیا ناشناخته هستن اصلا معلوم نیست مال کجاهستن

ترو خشکو با هم نسوزون

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت14:51توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
وقتی که مردونگی میمیره
سلام.پسرا مثل اینکه بدجوری گرخیدن و نزدیک نمیان چی شده؟؟؟؟؟؟؟

حالا که هیچ پسری پست جدید نذاشته یه سوال از بروبچ محترم وب داشتم.امروز  بیرون یه پسر که چه عرض کنم،موجود نامعلوم الحالی رو دیدم.که عینشو تو راز بقا دیده بودم. ابرو برداشته بود هشتی+آرایش .حالا سوال اینجاست .دخترای گل و گلاب .ایا با دیدن این موجودات بدبخت که خودشون رو شبیه ما در میارن نباید گفت که مردونگی مرده؟؟؟؟؟؟؟؟با این حال این موجودات سست عنصر (پسرا)همچنان پافشاری میکنن که ما مردیم و از این مزخرفات.آخه یکی نیست بگه تو که مخت از یه دونه ارزن آسیاب شده کمتره و نمیدونی خودتو باید چه شکلی دربیاری دیگه زرت و پرتت برا چیه؟؟؟؟؟؟؟چرا بیشتر از مقداری که تو رژیم غذاییت نوشتن شکر میل میکنی؟؟؟؟ها؟؟؟؟؟؟؟

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت2:48توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
شکلک تو کل کل/کل کل تو ایران!!!

به به میبینم که همه شکلک میذارن!  

الان میترکونمتون جوجه ها       

 

   

آره محمد2 باور کن همین دو خطی هم که مینویسی کلی دخترا رو مخصوصا منو به جیلیز ویلیز میندازه میدونی چرا؟  

از بس چرت میگی و دری وری سرهم میکنی و دو خط زاغارت تحویل میدی و هزار و یک دلیل دیگه  

خب بالاخره هرکی باشه از اینهمه چرندیات اعصابش میریزه بهم!  ولی هیچ جای نگرانی نیست ما از پس شما برمیایم همین الانشم از بس پیچوندیمتون این شکلی شدین  

چه جالب خوب شد گفتی نمیدونستیم اسکل یعنی چی!!مگه مث تو اسکلم که برم توی لغتنامه دنبال معنی اشکول بگردم؟؟

میگم اسکلی همینه دیگه!!!شماره دادن و گرفتن تجربه میخواد؟؟تازشم دیگه این دورانم داره میگذره الان دیگه دخترا واسه حالگیری از پسرا میرن جلوشون به یه دختر دیگه شماره میدن!!به جان تو طرف همچین کف میکنه که نگو مخصوصا اگه مث تو اسکل باشه!!!

الحق که خیارشور خیلی بهت میاد!!!  

من تو خلقت و قدرت خدا کف کردم که موجوداتی مث شما آفریده!

آره راست میگی واسه ما دخترا حرف درمیارن چون ساده ایم و زرتی به همه اعتماد میکنیم باورکن این به خودم ثابت شده هااااااا این یکی رو واقعا تجربه کردم

ولی شما پسرا چی؟؟از بس آب زیرکاه و مرموز و موزی و کلا از عجایب خلقت هستین هیشکی سر از کارای موزیانتون سر در نمیاره البته در کنار همه ی اینا سوژه واسه خنده هم هستینااااااااااا  

دخترا تو کار هم دخالت میکنن تو چرا میسوزی جیــــــــــــــــــگر؟؟هوئق!!

 

تازه اسکل(تازه نفس(سامی)) جان چطوری؟!!؟  

میگم خوب این محمد2 رو تحویل میگیریااااا! اونم که ماشالله تو رو تحویل میگیره...

البته این از خصوصیات شما پسراست اصولا!!یعنی اصلا چاره ای هم ندارید اخه اگه خودتون خودتونو تحویل نگیرید اونوقت کی تحویلتون بگیره؟

بیا ببینم چه کاره ای جوجو!؟

 

محسن انقدر ذوق کردم که الان دلم میخواد سرتو بکوبم توی دیوار!!  به من میگی عشرت؟؟منم بهت میگم اصغر!!برو حال کن  

چیه کم اوردی رفتی از پهلوون زورخان درخواست کمک کردی؟؟

به اون پهلوون زورخان جانمان ابلاغ کن:نکبت مث که یادت رفته خودت زیر دست کی تعلیم دیدی؟؟میخوای یاد آوریت کنیم؟؟    بگو آبجی   عشرتت فرمود بار دیگه بیبینم با این جوجه فشنای علاف اس ام اس دادی و اس ام اس گرفتی شیر ننتو به خودت حروم و خونتو(خون) به بچه ها پامنار حلال میکنم!خرفهمه؟؟  

استغفرالله حالا هی نیمیخوام خوشونت خرج 4 تا جوجه فسقل کنماااااا

ببین ایه(اگه) گذاشتی این لب و دهن ما رو هم ثابت بمونه؟؟تو هم جا اینکه هی زرت و زورت بری پشت این جوجه لاتا قام(قایم)بشی بیا پیش خودم تا 4 کلوم لوتی نالیدن یاد بگیری!

نه بابا میدیم تندیسمو بزنن بالا برج ایفل به عنوان خوشـــــــــــــگلترین کلر دنیا   بعد میگیم تندیس تو رو هم نصب کنن پایینش(نکته:کوچیکتر از تندیس من)زیرش بنویسن:" توجه توجه! کلر فراری آقای محسن سوژه!  

لطفا درصورت رویت این شخص سریعا با ما تماس گرفته و ادرس محل مورد نظر را اطلاع دهید! این کلر مخرب به دلیل در افتادن با گنده تر از خودش درحال حاضر تحت تعقیب میباشد! ضمنا لازم به ذکر است که جایزه ی شخص یابنده کاملا محفوظ میباشد.

شماره تماس:........0912

امضاء بچه های پامنار!"        

اوه اوه اوه تو هنوز داری میخوری؟؟

سلام صبا جونچطوری؟خوش اومدی خانومی!  

میگم پایه ای یه حال اساسی از این مجمع 3 نفره ی مذکرا بگیریم؟  

سوزان جون چطوری؟؟  چه خبر؟؟نبودی؟؟آخ گفتی گل گفتی!!این محمد2 اسکل رو میگم!خدایی اصلا درست جواب نمیده

 

 

الانم که 3 به 3 شدیم بچه ها  

من و سوزان و صبا  

محسن و محمد2 و سامی  نیگا چقدر منگلن!  

چقدر وبلاگ سوت و کور شده

باران و غزلم که رفتن مرخصی

اه بابا منم که چند روز دیگه میخوام برم کجایین اخه شماها؟  

بچه ها اینو ببینید   خدایی آخر خرذوق شدن واسه پسراست     ببین طفلک سامی از دست رفت

 

نماز روزه هاتون قبول

شبهای سوزناک قدر و شهادت مولای متقیان رو هم به همتون تسلیت میگم

مارو فراموش نکنین

قربان همگی

تابعد... 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم شهریور 1388ساعت0:19توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
روزی ز سر عقاب سنگی به هوا خواستن توانستن است !!

سلام بچه ها

 چطور دارین ؟!

 گفتم تا سعید نیومده نیام , چون کسی واسه کل نبود ! ولی انگار هستن ...

 این محمد2 هم که با اون دو سه سطرش حال آدمو به هم میزنه !!

 دومترم واسش بنویسی , دو سطر زاغارت و چرت تحویلت میده !! خب داداش روزه ای که

 روزه ای !! چرا دیگه به رخ میکشی خب منم روزه ام !! که چی ؟!

 نه بابا ؟! نمیگم این خواستگاری از بدبختی درتون بیاره , شماها که از ازل بدبخت بودین !!

 سامی جان خوش اومدی , بیا ببینیم تو چه میکنی , از این پسرا که دودی بلند نشد !!

 نبووووووووووووووووود ؟!

 

فعلا

نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت19:1توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
باران مرخصی میخواهد ... برای اولین بار به صورت ثبتی !!!!
سلام بروبچز

 

خوبید ؟؟؟

خوب اولین باره که میخوام وبلاگی مرخصی بگیرم ... بقیش همش تلفنی بوده !!!!

البته اوناهم دو سه باری بیش نبوده که زود هم به پایان رسید !

 

خوب دیگه ...پسرای وب خودشونو جمع جور کنن و اشکاشونو پاک کنن چون زود برمیگردم ...

سعید جان جمعه میریم ولی این ۲-۳ روز علاوه بر چیزارو جمع و جور کردن کلاس هم دارم .... نمیتونم بیام

من میرم تا ۲و۳ مهر ایشاا...

بچه ها حلالم کنید ... 

 

دوستون دارم

 

راستی صبا نظراتو غیر فعال کن ... واسه پستات هم عنوان بذار

نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت17:6توسط کل کل کننده باران |
اینورش کنم یا اونورش کنم
صبا من نمک تو چی آب نمک

من دستم تو جیب خودمه از با با مامانمم پول نمیستونم

من جیلیز ویلیز کردم تو چی که بوی گندت کل وبو برداشته روشن کنید اون فنو

من ریاضی خوندم از زیستم بدم میاد در ضمن اگه دختری بخواد آمار بده به با جوش و بی جوش آمار میده

روزه خوار پلید تو ماه رمضون که همه روزه دارن تو مگنوم میخوری

غزل داری مرخصی میری تو شلنگ

غزل همون بهتر که منت دختر رو سر من یکی نباشه ارزونی خودت

نوشته شده در سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت0:34توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
سلام.آخی محمد۲ چقدر تو بانمکی!!!!!!!!!بپا دل مامان باباتو نزنی. خیار شور.

من بستنی فقط  مگنوم میخورم .دستت درد نکنه فقط زودتر.انعامت هم محفوظه. تابستونه بستنی خیلی میچسبه.فقط حواست باشه پول تو جیبیایی که بابات بهت میده رو همشو برا بستنی خریدن خرج نکنی.باشه پسر خوب؟؟؟؟

فقط یه چیزی.مثل اینکه خیلی جیلیز ویلیز کردی جیگر.کمتر حرص بخور.جوش میزنیا!!!!!اونوقت هیچ دختری نگاهت نمیکنه. بعدش به این خاطر  افسردگی میگیری و آخرش معتاد میشی.سربار خانواده میشی.(البته پسرا که تا ۴۰ سالگی سربار خانواده هستن).البته بعید میدونم کم حرص خوردن از جوش زدنت جلوگیری کنه.چون شما پسرا منبع پروپیونی باکتریوم آکنس هستید.هرکاری کنید جوشه هست.حالا چه به خاطر کم آوردن جلو دخترا و حرص خوردن چه به خاطر همون پروپیونی باکتریوم آکنس.

آره جیگر.

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت19:17توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
هیییم !!
شیوا نمی دونستم بگم بپر بیا این قدر ذوق می کنی . خوشت شد آره ؟

شیوا جان داشتم شرو ور هاتو میخوندم (منظور همان داستانت است ) که

پهلوون زورخان با پهلوانزاد پیامکی از دیار باقی برای من ارسال کردن بدین عنوان :

آق محسن به این آبجی عشرت ورپریده ابلاغ کن که شوما بجای لوتی حرفیدن

بهتره بری خاله بازی کنی . (قدیم به نام شیوا عشرت گفته می شد )

شیوا با این کل کلی که می کنی باید بدیم تندیست رو بالا برج میلاد نصب کنن البته

به عنوان مشنگ ترین کلر دنیا  !!! فکر کنم زیاد خورده باشی و نیاز به ریکاوری داری 

نه باران داریم امیدوار میشیم ضریب هوشیت زده رو دسته ملخ . این طوری پیش بری

تو ازمون وردی مدرسه موش ها حتما قبول میشی !!

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت18:30توسط کل کل کننده محسن |
اهم صدا میاد
خب داشتم می گفتم که آره دخترا توی شیلنگ شنا می کنن و غزل خانوم هم تایید کرد.

اما میرسیم به جواب سوال شما که من کجا سیر می کنم ؟

خب معلومه من روی اعصاب دخترا سیر می کنم

اون علایم سوختگی مشاهده شده هم به خاطر جوش آوردن دختراست نه لوله ی آب گرمکن

حالا بگو ببینم جانباز چند صد درصدی هستی که این همه عصا و ویلچر داری ؟

واقعا معلوم نیست تو جانباز چند صد درصدی هستی که واسه هر نقطه ی بدنت یه عصا داری

راستی میرفتی یه گاو صندوق واسه ویلچر و عصا هات می خریدی ، یه موقع میان ازت میدزدن دیگه نمی تونی جایی بریا 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت18:1توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
مرخصی مرخصی
عزیزان و دوستدارانه ما من می خواهم بروم مرخصی تا ۵ شنبه جمعه شنبه یکشنبه دوشنبه .......هفته چند روزه؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خلاصه مستر سعید بر می گردم پسرا بشینن با خودشون کل کل کنن  


نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت17:51توسط کل کل کننده غزل |
عجبا هیپ
خود گویی و خود خندی عجب فرد هنرمندی بزنین دست قشنگه رو به افتخار محمد و سامی   

الا هم سل الا محمد و آللللللللللل محمد (اثتاد، به من چه ؟ 

بله عرض می کردم که سامی جون شماهم فقط تایید کن   پادشاه بچه جان عزیزم کل کل کن

محمد جون هم که اصتاده ما بید و   ........ ببینم اصتاد تو مگه خودت پول نداری گدا؟؟؟؟؟؟  ؟این همه پول می گیری بعد میایی وسایل مارو قرض میگیری؟   ولی می خواستم این سری بهت قرض بدما دیدم فرهاد کشش رفته متاسفم اون بیشتر بهش نیاز داشت اخه داشت خاک می خورد   

سامی(بچه پر پر می شه یه کم باهاش کل بندازیم) ما تو شلنگیم اون وقت تو کجا سیر می کنی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ببینم نرفتی توی لوله ی آب گرم کن که ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ 

می گم چرا سوختی نگو لوله ی داغ سوزوندتت 

در ضمن محمد جون عزیزم من اون شکلا رو از سایته سویتی میارم نه بهار بیست   

  

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت15:39توسط کل کل کننده غزل |
هپ آمد
سامی جون این دخترا به شیلنگم رحم نمیکنن

 

 

سحر خانم خیلی زود آمدی میخوای اول النگوهای تو رو بشکونم عزیزم برو ته صف

اون ۱۰ تا پسری که تو حریفشونی حتما مال مهدکودک سر کوچتونه  نه؟ همونجایی که من معلمتم

                                                       

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت13:48توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
/.............../

سلام خوشگلا

محمد 2 بکل نترس نمیشکنه.اخه بگو فنچول تو تنها چطوری میخوای دخترا رو ضایع کنی.

من یک نفری ده تا پسر حریفم

فهلا

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت11:53توسط کل کل کننده سحر |
بیچاره شلنگ بی زبون
به دوست عزیز غزل خانوم چطورن ؟؟

آخ دمت گرم که خوب حرفی زدی. به قول شما دخترا ما پسرا هممون گلیم

تازه باز به قول شما گل بدمون کاکتوسه ! ولی خب خیلی بهتر از شماییم که گل سر سبدتون ، گل خرزهرست .

محمد۲ عزیز هر چی فک می کنم می بینم حق با توئه

قانونشون شده شنا تو شلینگ.

ولی نمی دونی چقد واسه این تغییر قانون گریه کردم. آخه هیفِ شلنگه،

دخترا برن توش شنا کنن ؟

بیچاره شلنگ بی زبون که دخترا رو انداختن به جونش

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت2:10توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
برین کنار نفتی نشین
سامی جون چون سوت ایجاد آلودگی صوتی میکنه قانون دخترا عوض شده و اونم اینه که برن تو شلنگ شنا کنن (برای سلامتیشونم خوبه)یا میتونن نی بزنن

باران برو بعد ۱۰ روز بیا جوابتو میدم الان برای خوب شدنت یه صلوات میفرستم

غزل تو اگه فرشته مرگی بیا جون منو بگیر از دست این غزل راحت بشم که شست پامو ول کنه

غزل ویلچرتو بهم قرض میدی

فرهاد جون سایت شکلک خواستی بگو من انواعشو دارم

       

این شکلکا هم تقدیم به اونایی که دوسشون دارم(دخترا جدی نگیرن)

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم شهریور 1388ساعت0:46توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |
به به!!!!!!!!!!!!
به به سامی خانم اومدن جمعتون جمعه فقط یه گلتون مونده (کاکتوسه)که اونم این روزاس بیاد

سامی جون عزیزم کل کل کن تعریف زیاده محمد جون اصتاد عزیزم اگه ما کلاس اول کل کلیم همشون جز تو که کلاس دومی پسرای دیگه امسال ثبت نام پیش دبستانی دارن

این شکلا رو فقط من دارم هیشکی نداره اصلا تو دنیا و جود نداره فرهاد نگرد نیست

تو مارو قل و قم می کردی؟؟؟؟؟؟ جدا؟؟؟؟؟؟؟کرههههههههههههههه* نچایی بچه

اصتاد جون می خوایی چند تا دیگه عصا بدم بهت آویزون کنی به گوشات؟ البته تو کارت از عصا گذشته به ویلچر نیازمندی اونم به مقدار فراوان

آره من فرشته هستم اما متاسفانه حوریه باز کردن گره شست پای تو از تو دماغت نیستم 

من فرشته ی مرگم  خواستی خودکشی کن بیام سراغت  




سامی جون منتظرتم پادشاه
نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت21:21توسط کل کل کننده غزل |
شجریانو بچسب! تفنگت را زمین بگذااااار ... تفنگت را زمین بگذااااااااااااااااار(باران جووووووووون)
سلام بر همه

فرهاد جون اگه خیلی احساس ضایع بودن میکنی میتونم یه لطف در حقت بکنم و کمتر آپ کنم

حالا مشکل اینجاست که تو در فراق من هم نمیتونی طاقت بیاری

(خدایی اسم اینارونباید پسر گذاشت ... باید گذاشت ماست !!!!)

داداشت  کل رو در رو میندازه و ضایع میشه ؟؟؟؟

معرفیش کنی میتونم به عنوان اسوه ی مقاومت قبولش کنم !

ولی خدایی خوب پسر شجاعیه ها ... کل کل رو در رو انجام میده و ضایع میشه و راست راست راه میره  !!!!

 

تو که تو همین وبلاگ کل کلشم موندی

 

 

محمد۲ یکم خوب کل کل کن ... این سامی تازه وارده ... الگوش یکی مثل تویی (بدبخت جامعه کل کل)

بده آدم چپ وراست بیفته بپای پسرا

آب نباتتو بذار یه موقع دیگه خودت بخور .... اصلا بده این سامی سرش گرم باشه ... !!!

 

 

بچه ها واقعا از کل کل هام بدم میاد

خودم میدونم ... کل کل هام فوق العاده بیخوده

چیکار کنم چند وقته حسش نیست !!!!

راستی سعید من از پنج شنبه- جمعه دیگه نیستم تا ۱۰ روز بعدش... حواست باشه هاااااا

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت14:40توسط کل کل کننده باران |
ایول پسرا
پسرا دمتون گرم ترکوندین. محمد۲  و فرهاد ایول خیلی باحال نوشتین

اما محمد۲ تا جایی که من میدونم دخترا هنگ سر خودن

اصن هنگ شده به دنیا میان فرقی نداره ما چیزی بگیم یا نه

واسه همین وقتی به دنیا میان یه سوت میدن دستشون که هر موقع یکی ضایعشون کرد برن سوت بزنن. اما از اونجایی که کلا ضایع به دنیا میان یه بند دارن سوت میزنن

نوشته شده در یکشنبه پانزدهم شهریور 1388ساعت14:30توسط کل کل کننده سعید(ارشمیدس) |